Articles, Publications, مقاله ها, نوشته ها

ارائه طرح جامع برای توافق ایران و آمریکا در مقاله فارین افرز: راه طولانی آمریکا و ایران به سوی صلح یک معامله بزرگ دور از دسترس اما یک توافق جامع ممکن است

سید حسین موسویان
۱۷ آوریل ۲۰۲۶

متن کامل مقاله فارین افرز

سید حسین موسویان از سال ۱۹۹۷تا ۲۰۰۵ریاست کمیته روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده داشت. او پژوهشگر همکار مدعو در دانشگاه پرینستون است و نویسنده کتاب «ایران و ایالات متحده: نگاهی از درون به گذشته شکست‌خورده و مسیر صلح» است

برای هر کسی که خواهان بهبود روابط ایران و آمریکا است، اکنون همزمان زمان امیدی بزرگ و ناامیدی عمیق است. از یک سو، هیئت‌های دو کشور آخر هفته گذشته برای نخستین بار در یک دهه گذشته به‌صورت حضوری با یکدیگر دیدار کردند و در طول شب مذاکره کردند به این امید که به یک توافق پایدار صلح دست یابند. رهبران هر یک از دو هیئت نه دیپلمات، بلکه سیاستمدارانی قدرتمند بودند — معاون رئیس‌جمهور آمریکا جی‌دی ونس و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران — که نشان می‌دهد دو کشور تا چه اندازه مذاکرات را جدی گرفته‌اند. اما از سوی دیگر، تنش‌ها میان دو کشور در نتیجه کارزار شش‌هفته‌ای بمباران آمریکا و اسرائیل در سطحی بسیار بالا قرار دارد. و با وجود تمام هیاهوی پیرامون آن، تازه‌ترین دور مذاکرات نتوانست به توافقی منجر شود

درک این موضوع دشوار نیست که چرا تهران و واشنگتن با وجود تمام انرژی‌ای که برای رسیدن به توافق صرف می‌کنند، در دستیابی به آن با مشکل روبه‌رو هستند. میان دو کشور به‌طور ضرب‌المثل «دریایی از خون» وجود دارد که مصالحه را به‌شدت دشوار می‌کند. این وضعیت عمدتاً نتیجه عملکرد واشنگتن است. در طول یک سال گذشته، ایالات متحده نه یک بار بلکه دو بار با ایران وارد جنگ شده است. این کشور رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای، ده‌ها فرمانده ارشد نظامی، و بیش از هزار غیرنظامی را کشته است. همچنین کمکی نمی‌کند که ایالات متحده و ایران هر دو بر مواضع حداکثری خود پافشاری کرده‌اند

اما با وجود بن‌بست کنونی در مذاکرات، آتش‌بس میان دو کشور همچنان برقرار است. قرار است گفت‌وگوها ادامه یابد، بنابراین دستیابی به یک توافق صلح همچنان ممکن است. با این حال، برای رسیدن به آن، تهران و واشنگتن باید رویکرد خود را نسبت به مذاکرات بازاندیشی کنند. آشکارترین مسئله این است که دو دولت باید درباره برنامه هسته‌ای ایران و آینده تنگه هرمز مصالحه کنند. آنها باید یک نظم منطقه‌ای همکاری‌محورتر ایجاد کنند. اما در سطحی گسترده‌تر، ایران و ایالات متحده باید خیال شکست کامل رقیب دیرینه خود را کنار بگذارند و درک کنند که باید به منافع یکدیگر احترام بگذارند. هر دو باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد. ادامه تظاهر به خلاف این واقعیت فقط بحران‌ها و درگیری‌های بیشتری را در حال و آینده به همراه خواهد آورد

واقعیت‌های ناخوشایند

تا اینجا، مسائل بازدارنده در مسیر توافق صلح ایران و آمریکا آشنا هستند. واشنگتن می‌خواهد تهران از اورانیوم غنی‌شده خود دست بکشد، توسعه بیشتر مواد هسته‌ای را متوقف کند، و کنترل تنگه هرمز را واگذار کند. جمهوری اسلامی از پذیرش هر یک از این اقدامات خودداری می‌کند. برای ایران، حق غنی‌سازی با مسائل حاکمیت، بازدارندگی، و غرور ملی گره خورده است. تهران این را عمیقاً تحقیرآمیز می‌داند که تنها عضو معاهده ان پی تی باشد که از حق قانونی غنی سازی محروم شود. در همین حال، تنگه یک دارایی راهبردی اساسی است. این گذرگاه به تسهیل تجارت ایران کمک می‌کند و همان‌گونه که این جنگ نشان داده، به ایران اهرم ژئوپلیتیکی می‌دهد

اما مذاکرات به دلایلی فراتر از اختلافات مشخص شکست خورد. این مذاکرات همچنین به دلیل برداشت‌های متفاوت از قدرت شکست خورد. ایران با احساسی از تاب‌آوری وارد مذاکرات شد. بالاخره، این کشور در برابر حمله مشترک آمریکا و اسرائیل که ترامپ ادعا کرده بود به فروپاشی نظام منجر خواهد شد، مقاومت کرده بود. با این حال، ایالات متحده نیز با این باور وارد میز مذاکره شد که دست بالا را دارد. اگرچه رهبران آمریکایی به خاطر پایداری و مقاومت تهران ناامید شده بودند، اما تصور می‌کردند خسارتی غیرقابل محاسبه به ساختار نظامی و امنیتی ایران وارد کرده‌اند. بنابراین فرض کردند که فشار مستمر و حداکثری می‌تواند ایران را وادار به امتیازدهی کند. هر دو برداشت، در بهترین حالت، بسیار ناقص هستند. اما با این وجود، همین برداشت‌ها شکستن بن‌بست را بسیار دشوار کرده است

با این حال، همین واقعیت که دو طرف در حال گفت‌وگو هستند، نشان می‌دهد که مسیری رو به جلو وجود دارد. و این مسیر باید با حفظ آتش‌بس آغاز شود، زیرا بازگشت به درگیری می‌تواند مذاکرات بلندمدت را از میان ببرد. آتش‌بس همچنین به ایجاد دست‌کم مقداری حسن نیت میان دو کشور کمک می‌کند: برای مثال، می‌تواند زمینه‌ساز اقدامات ملموس اعتمادساز شود، مانند کمک‌های بشردوستانه، کاهش بخشی از تحریم‌ها، یا ترتیبات فنی دریایی. برای نمونه، تهران و واشنگتن می‌توانند یک کریدور دریایی مشترک ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که غذا، دارو، و سوخت به سواحل ایران می‌رسد. تهران همچنین می‌تواند اتباع خارجی زندانی را آزاد کند و به کارکنان صلیب سرخ اجازه ورود به کشور بدهد، اگر واشنگتن برخی تحریم‌ها را برای یک دوره موقت تعلیق کند

افزایش اعتماد نیز به نوبه خود به ایران و ایالات متحده کمک خواهد کرد که به یک توافق دائمی دست یابند — مشروط بر اینکه بتوانند رویکرد متفاوتی به مذاکرات اتخاذ کنند. تهران و واشنگتن به‌جای آنکه صرفاً بدون نتیجه بر سر خواسته‌های خود چانه‌زنی کنند، باید فرایند دیپلماتیک بعدی را با تصمیم‌گیری درباره یک هدف مشترک نهایی آغاز کنند: روابطی باثبات، غیرخصمانه، و در نهایت عادی‌سازی کامل روابط. به عبارت دیگر، مقام‌های ایرانی و آمریکایی باید در پی ایجاد مکانیزمی باشند که در آن بتوانند اختلافات خود را از طریق دیپلماسی مستقیم حل کنند و در موضوعات دارای منافع مشترک همکاری کنند. این درک با روشن ساختن این موضوع برای هر طرف که کدام خطوط قرمز اهمیت دارند و کدام ندارند، مصالحه را آسان‌تر خواهد کرد

هر دو کشور باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد

هر یک از دو طرف همچنین باید این فرض را کنار بگذارد که دست بالا را در اختیار دارد. اگرچه مقام‌های آمریکایی و ایرانی هر دو در دو هفته گذشته اعلامیه‌های گسترده‌ای درباره پیروزی صادر کرده‌اند، حقیقت این است که هم واشنگتن و هم تهران کارت‌های قدرتمندی در اختیار دارند که در صورت ازسرگیری درگیری می‌توانند از آنها استفاده کنند. ایران کشوری بزرگ و کوهستانی است که ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و مردمانی که هزاران سال تاریخ مشترک دارند در آن زندگی می‌کنند. این کشور می‌تواند حتی در برابر یک تلاش مستمر آمریکا برای تغییر نظام نیز دوام بیاورد. اما ایالات متحده قدرتمندترین و مجهزترین ارتش جهان را در اختیار دارد و می‌تواند به اعمال تحریم‌های سخت و دیگر انواع فشار ادامه دهد. بنابراین می‌تواند همچنان رهبری ایران را هدف قرار دهد و آسیب بزرگی به غیرنظامیان وارد کند

هنگامی که این واقعیت‌ها پذیرفته شود، تهران و واشنگتن شاید سرانجام حاضر شوند درباره اهداف اصلی خود مصالحه کنند. این امر از مهم‌ترین نقطه اختلاف آغاز می‌شود: برنامه هسته‌ای ایران. چندین توافق عملی وجود دارد که دو طرف می‌توانند به آن دست یابند، به شرط آنکه ایالات متحده از خواسته خود مبنی بر کنار گذاشتن کامل غنی‌سازی از سوی تهران صرف‌نظر کند. برای مثال، واشنگتن می‌تواند حق ایران برای غنی‌سازی در چارچوب معاهده ان پی تی را به رسمیت بشناسد، در ازای تعهدی الزام‌آور از سوی تهران مبنی بر اینکه این حق را برای یک دوره زمانی مشخص اعمال نکند، به‌عنوان راهی برای افزایش اعتماد میان دو طرف. به نظر می‌رسد هر دو کشور نسبت به چنین ترتیبی گشوده هستند. بنا بر گزارش‌های واشنگتن پست و نیویورک تایمز، ایالات متحده خواستار تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی شده، در حالی که ایران پنج سال را پیشنهاد کرده است. دو طرف ممکن است در میانه راه، شاید بر سر ده سال، به توافق برسند. ایران همزمان متعهد خواهد شد که هنگامی که غنی‌سازی را از سر بگیرد، از سطح ۳.۶۷ درصد فراتر نرود — سطحی بسیار پایین‌تر از آستانه لازم برای سلاح هسته‌ای، اما به اندازه کافی بالا برای کمک به تأمین نیازهای انرژی کشور. تهران همچنین باید نظارت‌های گسترده آژانسبین المللی انرژی اتمی را بپذیرد. ایران ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی موجود را حفظ خواهد کرد، اما متعهد می‌شود کل این ذخیره را به ۳.۶۷ درصد رقیق کند، آن را مهر و موم کند، و در داخل ایران تحت نگهداری و نظارت مستمر آژانس نگه دارد

تهران همچنین ممکن است با ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی با کشورهای عرب همسایه موافقت کند. این ترتیبات که بر اساس کنسرسیوم اروپایی غنی‌سازی اورانیوم با روش انتشار گازی، یا  کنسرسیوم اروپا بنام یورودیف، الگوبرداری شده است، فعالیت‌های حساس چرخه سوخت را توزیع و به‌طور مشترک مدیریت خواهد کرد. بنابراین، این طرح نه تنها نگرانی‌های اشاعه درباره ایران، بلکه درباره کشورهای همسایه را نیز برطرف خواهد کرد. (برای مثال، عربستان سعودی خواهان تأسیسات غنی‌سازی است.) مصر، ترکیه، و حتی ایالات متحده و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌توانند به آن بپیوندند و تضمین‌های حتی قوی‌تری فراهم کنند که خاورمیانه برای همیشه منطقه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای باقی بماند. این اقدامات می‌تواند در قالب یک توافق هسته‌ای موازی میان واشنگتن و تهران تثبیت شود که در آن ایران بار دیگر وضعیت خود را به‌عنوان کشوری غیرهسته‌ای تأیید کند و ایالات متحده به‌طور رسمی از حق تهران برای فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز حمایت کند

صلح گام‌به‌گام

حل‌وفصل تنش‌های هسته‌ای بخش عمده مسیر توافق میان ایران و ایالات متحده را هموار خواهد کرد. اما دو کشور همچنین باید سایر اختلافات، از جمله بر سر تنگه هرمز، را حل کنند. از این رو تأسف‌آور است که واشنگتن تصمیم گرفته این آبراه و در واقع تمام رفت‌وآمد دریایی به بنادر اقیانوسی ایران و از آن را محاصره کند. این تصمیم جمهوری اسلامی را منزوی نخواهد کرد، زیرا ایران می‌تواند تجارت خود را از طریق دریای خزر و شبکه‌های زمینی از راه کشورهای همسایه تغییر مسیر دهد. اما این اقدام بی‌اعتمادی را عمیق‌تر خواهد کرد و مواضع تندروانه را تقویت خواهد کرد. در واقع، این اقدام خطر گسترش درگیری را در پی دارد. برای مثال، ممکن است نیروهای حوثی مورد حمایت ایران در یمن را به مختل کردن کشتیرانی در تنگه باب‌المندب سوق دهد، که تجارت جهانی بیشتری را مختل خواهد کرد. این وضعیت می‌تواند تنش‌های آمریکا با چین و هند را، که هر دو واردکنندگان عمده نفت ایران هستند، تشدید کند. این محاصره همچنین می‌تواند ایران را بار دیگر به بستن کامل تنگه هرمز سوق دهد و قیمت انرژی را به‌شدت افزایش دهد

برای جلوگیری از چنین فاجعه‌ای، هم ایران و هم ایالات متحده باید متعهد به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، مطابق با کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاهای سازمان ملل، شوند. اما حل‌وفصل تنش‌ها بر سر این آبراه احتمالاً مستلزم مشارکت هر هشت کشور حوزه خلیج فارس خواهد بود. برای ایجاد چارچوبی برای امنیت جمعی و همکاری در خلیج فارس، شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند دبیرکل این سازمان را موظف کند یک مجمع گفتگوی دائمی — شامل یک کارگروه امنیت دریایی — تشکیل دهد که در آن این کشورها و پنج عضو دائم شورای امنیت بتوانند اختلافات را بررسی و حل‌وفصل کنند. جنگ با ایران ممکن است یک موضوع دوجانبه تلقی شود، اما به‌طور جدی کشورهای عرب را نیز درگیر می‌کند

این مسئله همچنین اسرائیل را در بر می‌گیرد، و ایجاد صلح میان ایران و آن کشور بسیار دشوارتر خواهد بود. اما ایالات متحده به اندازه کافی بر اسرائیل نفوذ دارد که فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده آن را مهار کند. اگر ایران و ایالات متحده متعهد شوند به منافع یکدیگر احترام بگذارند و به رویارویی‌های نیابتی پایان دهند، میانجیگری آمریکا می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در کاهش تنش میان اسرائیل و ایران ایفا کند، از طریق کمک به دو طرف برای فاصله گرفتن از تهدیدهای متقابل امنیتی، نظامی، و وجودی و حرکت به سوی قواعد توافق‌شده برای خویشتنداری و مدیریت درگیری

همچنین بعید است که مذاکرات به عادی‌سازی کامل روابط میان واشنگتن و تهران منجر شود — دست‌کم در کوتاه‌مدت. این دو دولت برای مدت بسیار طولانی در تقابل با یکدیگر بوده‌اند که ناگهان بتوانند مسیر خود را تغییر دهند. دهه‌ها بی‌اعتمادی، رویارویی نظامی، و تحریم‌ها سطحی از خصومت ایجاد کرده است که به آسانی قابل بازگشت نیست. به بیان دیگر، دریای خون برای آشتی فوری بیش از حد عمیق است

این به آن معنا نیست که رویارویی ایران و آمریکا باید ادامه یابد. در واقع، نباید چنین شود. دو کشور منافع مهمی مشترک دارند — ثبات منطقه‌ای، امنیت دریایی، مبارزه با تروریسم، و عدم اشاعه — که از زمان انقلاب اسلامی به‌ندرت، یا هرگز، آنها را از طریق همکاری دنبال نکرده‌اند. با برنامه‌ریزی دقیق و امتیازدهی متقابل، دو کشور می‌توانند آغاز به انجام این کار کنند

روابط دو کشور نمی‌تواند به دوران شاه بازگردند، زمانی که ایران متحد نزدیک آمریکا بود. اما می‌توانند به وضعیتی بازگردند که پس از انقلاب ۱۹۷۹ و قبل از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران وجود داشت. در آن زمان روابط پرتنش و خصمانه بود اما همچنان برای مقداری همکاری کارآمد باقی مانده بود، تا زمانی که گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران در اواخر همان سال رخ داد. تعامل محتاطانه حتی می‌تواند در سال‌های آینده فضای لازم را برای عادی‌سازی کامل‌تر فراهم کند. دست‌کم، این روند به مقام‌های آمریکایی و ایرانی کمک خواهد کرد که به‌جای اتکا به صف بی‌پایان میانجیگران طرف ثالث، مستقیماً مذاکره کنند

اما برای رسیدن به این پایان نسبتاً خوش، هم تهران و هم واشنگتن باید انعطاف‌پذیرتر باشند. مذاکرات آخر هفته گذشته در اسلام‌آباد شکست خورد زیرا هر طرف به خواسته‌های سخت‌گیرانه خود چسبید، به‌جای آنکه امتیازهای سنجیده بدهد. هیچ‌یک از دو طرف نمی‌خواست طرف مقابل به پیروزی آشکاری دست یابد. در دور بعدی مذاکرات، آنها باید انتظارات خود را بازتنظیم کنند، موفقیت را از نو تعریف کنند، و آماده مصالحه باشند. اگر نتوانند، نتیجه بازگشت به رویارویی خواهد بود — با پیامدهایی که هیچ‌یک از دو طرف قادر به کنترل یا پیش‌بینی آن نخواهند بود

https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-irans-long-road-peace

انتشارات, مقاله ها

چهار عنصر کلیدی برای ثبات منطقه‌ای

مقاله مشترک موسویان و فهمی-کایرو رویو-2 آوریل 2026

سید حسین موسویان* نانیس فهمی** جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی از مهم‌ترین دگرگونی‌های ژئوپلیتیک در غرب آسیا طی دهه‌های اخیر را رقم زده است. درحالی‌که این جنگ از سوی ایالات متحده به‌طور علنی به بهانه جلوگیری از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران توجیه شده، روند راهبردی تحولات به‌طور فزاینده‌ای نشان می‌دهد که هدفی سیاسی و گسترده‌تر در پس آن قرار دارد.

در سراسر منطقه، بسیاری از سیاستگذاران به این جمع‌بندی فزاینده رسیده‌اند که محرک اصلی این جنگ مساله هسته‌ای نیست، بلکه باز ترسیم نقشه و اتحادهای خاورمیانه است؛پروژه‌ای که مدت‌ها با چشم‌انداز «اسرائیل بزرگ» در دستور کار نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو است. این برداشت با یک الگوی تاریخی طولانی‌تر نیز تقویت می‌شود. در سال ۲۰۰۷، وسلی کلارک، فرمانده پیشین ناتو، فاش کرد که اندکی پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، مقامات پنتاگون درباره طرحی برای بازطراحی خاورمیانه از طریق هدف قرار دادن هفت کشور گفت‌وگو کرده بودند: عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و ایران. طی دو دهه گذشته، هر یک از این کشورها – به‌جز ایران – با مداخله مستقیم نظامی، عملیات تغییر حکومت یا بی‌ثبات‌سازی طولانی‌مدت مواجه شدند. اکنون به نظر می‌رسد ایران آخرین کشور در این زنجیره باشد که مورد حمله نظامی قرار گرفت.

برای بسیاری از ناظران منطقه‌ای، این دیدگاه را تقویت می‌کند که جنگ کنونی نقطه اوج یک دستورکار راهبردی گسترده‌تر برای بازسازی توازن قدرت در منطقه است. به‌طور گسترده‌تر، این جنگ موجب بازاندیشی راهبردی در میان قدرت‌های مهم منطقه شده است. این برداشت فزاینده که منطقه ممکن است به سمت فروپاشی یا تجزیه عمیق‌تر پیش رود، بحث‌های تازه‌ای درباره همکاری منطقه‌ای را برانگیخته است. کشورهایی مانند مصر، ترکیه و پاکستان به‌طور فزاینده‌ای درک می‌کنند که فرسایش نظم منطقه‌ای می‌تواند در نهایت امنیت و استقلال راهبردی خود آنها را نیز تهدید کند. اگر توازن قدرت به‌طور قاطع به سمت برتری نظامی اسرائیل تغییر کند، پیامدهای آن می‌تواند فراتر از میدان جنگ رفته و کل ساختار سیاسی خاورمیانه را تحت‌تاثیر قرار دهد. در چنین فضایی، ایران و مصر با احتیاط در حال بررسی یک مسیر دیپلماتیک جدید هستند. روابط دو کشور از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹ و پیمان صلح مصر با اسرائیل، بیش از چهار دهه با فاصله و سردی همراه بوده است. با این حال، بحران ژئوپلیتیک کنونی انگیزه‌هایی برای تعامل عمل‌گرایانه ایجاد کرده است، به‌ویژه از آنجا که ایران در ماه فوریه اعلام کرد قاهره و تهران تصمیم گرفته‌اند در مسیر احیای کامل روابط دوجانبه، سفیران خود را مبادله کنند

هر دو کشور دارای نفوذ تاریخی عمیق، جمعیت‌های بزرگ و ظرفیت دیپلماتیک قابل‌توجه در منطقه هستند. گفت‌وگوی تازه میان آنها صرفا نشانه‌ای از عادی‌سازی روابط دوجانبه نیست، بلکه بازتاب تلاشی گسترده‌تر برای تثبیت منطقه‌ای است که با اختلالات راهبردی عمیق مواجه شده است. مصر از جایگاه دیپلماتیک منحصربه‌فردی برخوردار است. به‌عنوان پرجمعیت‌ترین کشور عربی و میانجی دیرینه در منازعات منطقه‌ای، قاهره روابطی با بازیگران متنوع—از قدرت‌های غربی تا دولت‌های منطقه‌ای و گروه‌های فلسطینی—را حفظ کرده است. در مقابل، ایران همچنان یک بازیگر ژئوپلیتیک محوری با نفوذ در چندین عرصه منطقه‌ای باقی مانده است. از این رو، همکاری میان این دو کشور نه‌تنها اهمیت نمادین بلکه اهمیت راهبردی نیز دارد. تعامل مجدد آنها می‌تواند پایه‌ای برای چارچوبی جدید از همکاری منطقه‌ای باشد، به‌ویژه با توجه به اهمیت تاریخی مشترک آنها به‌عنوان دو تمدن بزرگ باستانی و تاثیرشان بر توسعه سیاسی و فرهنگی خاورمیانه گسترده‌تر. علاوه بر این، مصر انگیزه‌های اقتصادی و سیاسی قدرتمندی برای تشویق گفت‌وگو میان ایران و ایالات متحده دارد، به‌ویژه در حمایت از برقراری آتش‌بس

افزایش قیمت انرژی و اختلال در مسیرهای تجاری منطقه‌ای—به‌ویژه آنهایی که بر کشتیرانی در دریای سرخ و کانال سوئز تاثیر می‌گذارند—فشار بیشتری بر اقتصاد شکننده مصر وارد کرده است. ثبات در خلیج فارس و خاورمیانه گسترده‌تر به‌طور مستقیم بر درآمدهای مصر از واردات انرژی، ترانزیت دریایی و گردشگری تاثیر می‌گذارد. در عین حال، قاهره با میزبانی مذاکرات آتش‌بس میان اسرائیل و حماس شتاب دیپلماتیک جدیدی به دست آورده و ممکن است در پی تقویت نقش خود به‌عنوان میانجی اصلی منطقه‌ای، پیشنهاد میزبانی گفت‌وگوهای ایران و آمریکا را نیز مطرح کند. تسهیل موفق چنین مذاکراتی جایگاه دیپلماتیک مصر را تقویت کرده و نقش سنتی قاهره را به‌عنوان یک واسطه کلیدی در دیپلماسی خاورمیانه بار دیگر تایید خواهد کرد. با این حال، موانعی نیز وجود دارد. اختلاف‌ها درباره هم‌پیمانی‌های منطقه‌ای، روابط ایران با بازیگران غیردولتی، و نگرانی‌های برخی شرکای عرب می‌تواند عادی‌سازی کامل روابط را پیچیده کند

ایالات متحده نیز همچنان عامل مهمی در محاسبات راهبردی مصر باقی می‌ماند. درحالی‌که واشنگتن ممکن است تعامل محدود دیپلماتیک میان قاهره و تهران را در صورتی که به کاهش تنش‌های منطقه‌ای کمک کند بپذیرد، اما نسبت به هر رابطه‌ای که به‌عنوان تقویت نفوذ منطقه‌ای ایران یا تضعیف امنیت اسرائیل تلقی شود محتاط خواهد بود. در نتیجه، مصر احتمالا رویکردی تدریجی و محتاطانه را دنبال خواهد کرد که منافع اقتصادی و دیپلماتیک خود را با شراکت امنیتی دیرینه‌اش با ایالات متحده متوازن سازد. در مجموع، این جنگ هم خطر و هم فرصت ایجاد کرده است. از یک سو، ادامه تشدید درگیری می‌تواند منطقه را به بی‌ثباتی طولانی‌مدت بکشاند، مسابقه تسلیحاتی را تشویق کند و شکاف‌های سیاسی را عمیق‌تر سازد. از سوی دیگر، این بحران قدرت‌های منطقه‌ای را به بازنگری در شکاف‌های دیرینه و جست‌وجوی سازوکارهایی برای ثبات جمعی سوق می‌دهد

نظم پایدار منطقه‌ای احتمالا به چند تعدیل راهبردی مهم نیاز خواهد داشت. نخست، ایران و مصر باید زمینه‌های یک مشارکت راهبردی پایدار را فراهم کنند. به‌عنوان دو تمدن تاریخی بزرگ و بازیگران ژئوپلیتیک مهم در خاورمیانه، همکاری آنها می‌تواند پایه فکری و دیپلماتیک یک معماری جدید منطقه‌ای را فراهم آورد. تعامل آنها باید بر گفت‌وگو، همکاری اقتصادی و دیپلماسی هماهنگ برای کاهش منازعات و تقویت استقلال منطقه‌ای تاکید کند

دوم، هر چارچوب منطقه‌ای جدید باید به‌تدریج سایر قدرت‌های مهم منطقه‌ای مانند ترکیه، پاکستان، عربستان سعودی و عراق را نیز دربر گیرد. این کشورها دارای ظرفیت‌های جمعیتی، نظامی و اقتصادی قابل‌توجهی هستند و در جلوگیری از تجزیه بیشتر منطقه منافعی مشترک دارند. یک ساختار همکاری میان این کشورها می‌تواند به بازگرداندن توازن راهبردی و تقویت ثبات بلندمدت کمک کند

سوم، شکل‌گیری یک نظم پایدار منطقه‌ای بدون رسیدگی به مساله فلسطین امکان‌پذیر نیست. اسرائیل در نهایت باید یک راه‌حل سیاسی واقعی مبتنی بر راه‌حل دو کشوری که در سطح بین‌المللی به رسمیت شناخته شده است را بپذیرد. بدون حل بحران فلسطین، چرخه‌های خشونت همچنان منطقه را بی‌ثبات کرده و ابتکارهای دیپلماتیک گسترده‌تر را تضعیف خواهد کرد

چهارم، در نهایت، نقش ایالات متحده همچنان اساسی است. واشنگتن مدت‌ها بازیگر خارجی اصلی در خاورمیانه بوده است، اما حمایت از یک نظم پایدار منطقه‌ای مستلزم رویکردی متوازن‌تر از سوی ایالات متحده خواهد بود. به جای پیگیری راهبردهای یک‌جانبه به نفع اسرائیل، ایالات متحده باید با سایر قدرت‌های مهم بین‌المللی همکاری کرده و از ابتکارهای دیپلماتیک منطقه‌ای برای ثبات و حل منازعات حمایت کند. خاورمیانه اکنون وارد دوره‌ای از دگرگونی عمیق شده است. جنگ علیه ایران شکنندگی نظم منطقه‌ای موجود و محدودیت‌های راه‌حل‌های نظامی را آشکار کرده است. در عین حال، این جنگ انگیزه‌های تازه‌ای برای قدرت‌های منطقه‌ای ایجاد کرده تا روابط خود را بازاندیشی کرده و چارچوب‌های همکاری‌ای بسازند که از فروپاشی بیشتر جلوگیری کند

اگر ایران و مصر بتوانند نزدیکی محتاطانه خود را به یک گفت‌وگوی گسترده‌تر منطقه‌ای تبدیل کنند—گفت‌وگویی که سایر قدرت‌های بزرگ را نیز دربر گیرد و به منازعات سیاسی بنیادین منطقه بپردازد—ممکن است بتوانند پایه‌های یک توازن راهبردی جدید را بنا نهند. چنین تلاشی نه‌تنها خطر جنگ‌های بیشتر را کاهش خواهد داد، بلکه می‌تواند مسیری به سوی خاورمیانه‌ای باثبات‌تر و متوازن‌تر بگشاید

   دیپلمات پیشین ایران

 استاد دانشگاه مصر

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4262166

Articles, Interviews, Media, Publications, مقاله ها

Op-ed: US-Israeli strikes can raze buildings, but they cannot extinguish Iranian identity 

Middle East Eye, March 3nd 2026

* Military force can destroy infrastructure and eliminate individuals, but it cannot extinguish national identity, religious conviction or historical memory. The lessons of 1953 still resonate. If history teaches anything, it is that interventions intended to secure stability often produce decades of unintended consequences.

* Both the US-Israeli military strikes on Iran in June 2025, and the attack in February 2026 occurred at moments when negotiations had achieved significant progress, according to Oman’s foreign minister.

* By officially declaring that its objective is regime collapse, the US framed the conflict as existential. Iran’s response is thus perceived domestically as a defence of national survival. 

* The choice now is stark: continue down a path of open-ended confrontation, or halt the escalation and return to diplomacy – before the damage becomes irreversible

* It would be wiser for US President Donald Trump to push now for an immediate ceasefire, to prevent further catastrophe. The longer this conflict continues, the harder it will be to contain.

https://www.middleeasteye.net/opinion/us-israeli-strikes-can-raze-buildings-they-cannot-extinguish-iranian-identity

Articles, Media, رسانه, مقاله ها, نوشته ها

نقشه راه مذاکرات موفق و پایدار بین ایران و آمریکا

مقاله بولتن اتمی دانشمندان هسته ای آمریکا

نوشته سید حسین موسویان

5 فوریه 2026

غنی‌سازی صفر، نه واقع‌بینانه است نه قابل دوام

بدون پیمان های منطقه ای عدم تجاوز و سلاحهای متعارف، انتظار محدودیت دفاعی پایدار نیست

https://www.rouydad24.ir/fa/news/445812

Articles, Media, انتشارات, رسانه, مقاله ها

For Iran, another US–Israeli attack would be an ‘existential war’

Opinion: Middle East Eye

Seyed Hossein Mousavian

27 January 2026

• The three phases of the U.S. strategy over the past year to bring about regime change in Iran—and the five factors shaping its outcome

• This moment is a “bloody pause” before a potential “regional explosion”

• For Iran, a next US–Israeli attack would be an “existential war”, eliminating any incentive for restraint and unleashing a conflict that would be impossible to control

• If catastrophe is to be avoided, President Trump must rethink a “surrender-driven strategy” and move toward a “broad, face-saving deal” with Iran – ending 47 years of confrontation before the region is pushed into irreversible war

https://www.middleeasteye.net/opinion/for-iran-another-us-israel-attack-would-be-an-existential-war

Articles, Media, انتشارات, رسانه, مقاله ها

حمله بعدی آمریکا، جنگ موجودیتی برای ایران است | روایت موسویان از طرح سه فازی آمریکا علیه ایران و ۵ عامل تعیین‌کننده آینده

میدل ایست آی

بیست وهفت ژانویه 2026

سید حسین موسویان سفیر ایران در آلمان و در دولت خاتمی می گوید ایران درگیر یک طرح سه فازی توسط آمریکا شده است. طرحی که احتمالا به یک جنگ ختم خواهد شد. اما اینبار این جنگ وضعیت متفاوتی نسبت به حمله گذشته دارد، چون برای ایران، ماهیتی موجودیتی خواهد داشت و هرگونه انگیزه برای خویشتن‌داری را از میان برده و درگیری‌ای را آزاد می‌کند که مهار آن ناممکن خواهد بود

سید حسین موسویان سفیر ایران در آلمان و در دولت خاتمی معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوران ریاست حسن روحانی و عضو هیئت مذاکرات هسته‌ای ایران بود و در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد. او یادداشتی در نشریه میدل ایست آی منتشر کرده و گفته ایران با بحرانی روبه‌روست که در دهه‌های اخیر نظیر آن را تجربه نکرده است. در میان ناآرامی‌های داخلی، بی‌ثباتی اقتصادی و تنش‌های فزاینده با ایالات متحده و اسرائیل، تهران در وضعیت بسیار خطرناک با پیامد‌های عمیق منطقه‌ای و جهانی قرار دارد

https://www.rouydad24.ir/fa/news/444816/

Media, رسانه, نوشته ها

توصیه کلیدی موسویان به ترامپ درباره خاورمیانه؛ ‌اگر این ابتکار را به کار گیرید، شایسته صلح نوبل می‌شوید

دنیای اقتصاد

دهم دیماه 1404

سیدحسین موسویان دیپلمات پیشین و مذاکره کننده اسبق کشورمان در مذاکرات هسته‌ای و استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون در توصیه به ترامپ با زبان انگلیسی در شبکه ایکس نوشت

‌پرزیدنت ترامپ و نتانیاهو گفته‌اند که :ایران نباید غنی‌سازی داشته باشد

‌اما واقعیت این است که اسرائیل تنها کشور دارنده سلاح هسته‌ای در خاورمیانه است

بنابراین، برای رفع خطرات اشاعه سلاح‌های هسته‌ای در منطقه، گام نخست باید این باشد

‌«اسرائیل نباید بمب اتم داشته باشد»

‌تا اینکه امکان اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل درباره «عاری‌سازی خاورمیانه از سلاح‌های هسته‌ای» فراهم شود

‌اگر ایالات متحده واقعاً به‌دنبال رفع تهدید سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه است، باید

‌ در گام اول خواستار برچیدن بمب‌های اتمی اسرائیل شود

در گام دوم، برای رفع نگرانی‌ها درباره توانمندی‌های ملی غنی‌سازی در سراسر خاورمیانه، باید به پیشنهادی عمل کند که دانشمندان هسته‌ای دانشگاه پرینستون طی ۱۳ سال گذشته در مقالات متعددی منتشر کرده‌اند

‌نخستین مقاله گروه هسته‌ای دانشگاه پرینستون در سال ۲۰۱۳ منتشر شد که در آن، ما پیشنهاد «کنسرسیوم مشترک هسته‌ای و غنی‌سازی منطقه‌ای» تحت نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) را ارائه کردیم.‌

‌اگر پرزیدنت ترامپ این ابتکار را به کار گیرد، شایسته دریافت جایزه صلح نوبل خواهد بود؛ زیرا همه کشورهای منطقه از حقوق صلح‌آمیز خود برای بهره‌مندی از فناوری هسته‌ای طبق معاهده NPT برخوردار خواهند شد و در عین حال، نگرانی‌ها درباره احتمال ساخت بمب هسته‌ای از میان خواهد رفت

‌جزئیات این طرح را در کتابم با عنوان «خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های کشتار جمعی» که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است، ارائه کرده‌ام

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4241850

Articles, Media, مقاله ها

پنج پیشنهاد برای عبور از بحران جاری خاورمیانه

مقاله جدید موسویان-میدل ایست آی

۲۲ دسامبر ۲۰۲۵

تا زمانی که تل‌آویو به دنبال استراتژی «اسرائیل بزرگ» است و تا زمانی که تقابل نظامی آمریکا و اسرائیل با ایران ادامه دارد، امید چندانی به صلح پایدار وجود نخواهد داشت. بی‌اعتمادی منطقه‌ای میان ایران و همسایگانش همچنان بالاست و معماری ژئوپلیتیک آسیای غربی شکننده است

صلح و ثبات به پنج گام وابسته است

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4239542

Articles, Media, مقاله ها

How the Middle East can escape the cycle of conflict in 2026

By Seyed Hossein Mousavian

22 December 2025

As long as Tel Aviv continues pursuing its “Greater Israel” vision, and as long as the US-Israeli military confrontation with Iran persists, there will be little hope for lasting peace. Regional mistrust between Iran and its neighbours remains high, and the geopolitical architecture of West Asia is fragile.

Peace and stability depend on 5 steps…………………..

https://www.middleeasteye.net/opinion/middle-east-can-escape-cycle-conflict-2026-how