رسانه, مقاله ها

موسویان: تحول استراتژی کلان ایران که واشینگتن ناتوان از درک آن است

مقاله میدل ایست آی-نهم جوئن 2026

حسین موسویان، دیپلمات و مذاکره کننده ارشد هسته ای سابق، در مقاله ای در میدل ایست نیوز نوشت: «با شعله‌ور شدن دوباره درگیری بین اسرائیل و ایران در این آخر هفته، مذاکرات با ایالات متحده به هیچ توافقی منجر نشده است. هیچ یک از طرفین توان جنگ دیگری را ندارند، اما مسیر رسیدن به یک توافق دیپلماتیک به دلیل درخواست‌های واشنگتن برای امتیازات گسترده از ایران، بدون هیچ گونه پیشنهاد متقابل متناسب، مانند آزادسازی حتی بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران، با مانع مواجه شده است

به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست نیوز، حسین موسویان در ادامه این یادداشت نوشت: «پس از حملات نظامی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در سال ۲۰۲۵ و دوباره در سال جاری، بحث‌های غربی عمدتاً بر خسارات فیزیکی وارد شده به زیرساخت‌های نظامی و هسته‌ای ایران، قابلیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و ذخایر اورانیوم با غنای بالا متمرکز بود

با این حال، در ایران، سوال اصلی متفاوت است: آیا مذاکرات و محدودیت هسته‌ای امنیت بیشتری ایجاد کرد یا در نهایت آسیب‌پذیری بیشتری ایجاد کرد؟

واقعیت این است که جنگ‌های ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران خسارات قابل توجهی به تأسیسات هسته‌ای و نظامی آن وارد کرد. اما درگیری جاری هزینه‌های هنگفتی را نیز بر ایالات متحده تحمیل کرده است – از جمله بیش از یک تریلیون دلار هزینه، خسارت قابل توجه به دارایی‌های نظامی ایالات متحده، اختلال در اقتصاد جهانی و تلفات قابل توجه غیرنظامیان و نظامیان

در عین حال، کارزار ایالات متحده و اسرائیل به تعداد کمی از اهداف اعلام شده خود، یعنی از بین بردن قابلیت‌های موشکی ایران، پایان دادن به برنامه هسته‌ای آن و تسهیل تغییر سیاسی، دست یافته است. با این حال، آنچه این جنگ‌ها تغییر دادند، محاسبات استراتژیک ایران بود که چهار تغییر عمده در این زمینه ایجاد کرد

اولاً، ما شاهد فروپاشی استراتژی مبتنی بر خویشتن‌داری و تعامل بوده‌ایم. علیرغم اجماع گسترده در میان ناظران مبنی بر اینکه ایران به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ پایبند بوده و محدودیت‌های گسترده و بازرسی‌های بی‌سابقه را پذیرفته است، ایالات متحده تنها سه سال بعد به طور یکجانبه از این توافق خارج شد و حملات نظامی پس از آن رخ داد

در نتیجه، اعتماد به این ایده که دیپلماسی و خویشتن‌داری هسته‌ای می‌تواند امنیت را تضمین کند، به شدت آسیب دیده است. برای بسیاری از ایرانیان، خویشتن‌داری اکنون به طور فزاینده‌ای نه به عنوان محافظت، بلکه به عنوان آسیب‌پذیری تلقی می‌شود

سوال اصلی

ثانیاً، اعتماد عمومی به ایالات متحده از بین رفته است. در حالی که رهبری ایران مدت‌هاست که نسبت به واشنگتن بدبین بوده است، افکار عمومی اغلب متفاوت بوده است

پس از امضای توافق هسته‌ای یک دهه پیش، خوش‌بینی در ایران گسترده بود، به طوری که یک نظرسنجی گالوپ در آن زمان نشان داد که ۶۸ درصد از ایرانیان معتقد بودند که رهبرانشان به توافق خوبی رسیده‌اند، ۶۶ درصد انتظار بهبود اقتصادی داشتند و ۵۱ درصد روابط بهتری با ایالات متحده را پیش‌بینی می‌کردند

امروزه، بحث در داخل ایران دیگر عمدتاً در مورد سانتریفیوژها یا سطح غنی‌سازی نیست. سوال اصلی این شده است: اگر ایران محدودیت‌های جدید را بپذیرد، چه تضمینی وجود دارد که دولت آینده ایالات متحده از توافق خارج نشود یا درگیری نظامی دیگری رخ ندهد؟ برای بسیاری از ایرانیان، بحران فعلی کمتر یک اختلاف هسته‌ای است تا یک بحران اعتماد

حتی صداهایی که قبلاً از کاهش تنش حمایت می‌کردند، اکنون بر لزوم قابلیت‌های بازدارنده معتبر تأکید می‌کنند

سوم، ما شاهد تغییر از ایدئولوژی به ملی‌گرایی بوده‌ایم. برای دهه‌ها، رویارویی با ایالات متحده و اسرائیل عمدتاً در چارچوب ایدئولوژیک قرار می‌گرفت. به نظر می‌رسد درگیری اخیر پویایی متفاوتی ایجاد کرده است: در حالی که بسیاری از ایرانیان همچنان مخالف جنگ، تحریم‌ها و انزوا هستند، احساسات عمومی به طور فزاینده‌ای به سمت نوعی ملی‌گرایی روزمره تغییر کرده است

فشار نظامی خارجی به جای تقویت روایت‌های ایدئولوژیک، احساسات گسترده‌تر هویت ملی و همبستگی جمعی را تقویت کرده است. این روند ممکن است به یکی از پایدارترین پیامدهای سیاسی جنگ‌ها تبدیل شود

در نهایت، شاید مهم‌ترین تغییر مربوط به بازدارندگی باشد. حتی صداهایی که قبلاً طرفدار کاهش تنش بودند، اکنون بر لزوم قابلیت‌های بازدارنده معتبر تأکید می‌کنند

این لزوماً به معنای حمایت از سلاح‌های هسته‌ای نیست؛ بلکه نشان دهنده این باور رو به رشد است که هیچ توافق سیاسی نمی‌تواند پایدار بماند مگر اینکه ایران ابزار کافی برای جلوگیری از حملات آینده را داشته باشد

این تغییر در طول آخر هفته به طور همزمان اعمال شد، زیرا ایران به دلیل ادامه حمله اسرائیل به لبنان، متحد تهران، حملاتی را علیه اسرائیل انجام داد – این اولین باری بود که ایران نه به عنوان تلافی حملات به خاک خود، بلکه به عنوان هشداری در مورد ادامه نقض آتش‌بس در لبنان، به اسرائیل حمله کرد

چارچوب استراتژیک

پس از جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، دکترین امنیتی ایران بر سه ستون استوار بود: تقویت قابلیت‌های نظامی بومی (که در نهایت منجر به قابلیت‌های موشکی، پهپادی و سایبری شد که در درگیری اخیر به نمایش گذاشته شد)، دستیابی به خودکفایی در فناوری هسته‌ای و تولید سوخت داخلی، و گسترش بازدارندگی فراتر از مرزهای ایران از طریق «محور مقاومت» منطقه‌ای آن

وقتی صحبت از شکل‌دهی به دکترین امنیتی آینده ایران می‌شود، تأثیر استراتژیک جنگ‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ در نهایت ممکن است حتی از حمله صدام حسین نیز فراتر رود، زیرا حملات ایالات متحده و اسرائیل به طور گسترده در داخل ایران به عنوان تهدیدهای مستقیم برای بقا و حاکمیت ملی تلقی می‌شد

در نتیجه، به نظر می‌رسد یک چارچوب استراتژیک اصلاح‌شده حول چهار اصل در حال ظهور است

اولین مورد را می‌توان به عنوان «امنیت برای همه یا امنیت برای هیچ‌کس» خلاصه کرد. پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل در سال ۲۰۲۵، واکنش نظامی ایران تا حد زیادی به اسرائیل و یک پایگاه آمریکایی در خلیج فارس محدود شد

با این حال، در طول جنگ ۲۰۲۶، محاسبات استراتژیک ایران گسترش یافت و شامل تأسیسات نظامی ایالات متحده در سراسر خلیج فارس، تنگه هرمز و منافع اقتصادی جهانی گسترده‌تر شد. از دیدگاه تهران، درس روشن است: امنیت دیگر نمی‌تواند به عنوان یک امتیاز یک‌جانبه تلقی شود. یا امنیت برای همه بازیگران منطقه‌ای وجود دارد، یا امنیت برای هیچ‌کس.

دوم، ما شاهد ظهور یک عامل کلیدی جدید بوده‌ایم: افکار عمومی. قبل از جنگ‌ها، بحث استراتژیک ایران عمدتاً حول دو مفهوم می‌چرخید: «میدان نبرد» و «دیپلماسی». جنگ‌های اخیر یک مفهوم سوم را نیز اضافه کردند: خیابان

موج ملی‌گرایی که پدیدار شد، در تجمعات عمومی بزرگ در شهرهای بزرگ منعکس شد. بسیاری از شرکت‌کنندگان ضمن حمایت از دفاع ملی، این پیام را به سیاست‌گذاران منتقل کردند که اعتماد بیش از حد به مذاکره با واشنگتن دیگر قابل قبول نیست

در نتیجه، دیپلماسی ایران امروزه به طور فزاینده‌ای تحت تأثیر نهادهای نظامی و افکار عمومی عمل می‌کند

اجماع گسترده‌ای در داخل ایران در حال شکل‌گیری است که امنیت، اعتماد، بازدارندگی و دیپلماسی جدایی‌ناپذیرند

سوم، این اجماع نوظهور بر بازدارندگی از طریق ترکیبی از ابزارها تأکید دارد: قابلیت‌های نظامی قوی‌تر، حفظ تخصص هسته‌ای، ادامه همکاری‌های منطقه‌ای و گنجاندن تنگه هرمز در محاسبات امنیتی گسترده‌تر. نتیجه، درک جامع‌تری از بازدارندگی نسبت به آنچه قبل از جنگ‌ها وجود داشت، است

در نهایت، فقدان رهبر معظم ایران، فرماندهان نظامی، شرکای منطقه‌ای و صدها غیرنظامی، خاطره جمعی قدرتمندی ایجاد کرده است که برداشت‌های ایرانیان را برای سال‌های آینده شکل خواهد داد. آیت‌الله علی خامنه‌ای نه تنها رهبر یک دولت بود؛ بلکه یکی از برجسته‌ترین مراجع مذهبی شیعه با میلیون‌ها پیرو در سراسر جهان نیز بود

برای اولین بار در تاریخ مدرن، یک مرجع مذهبی برجسته شیعه در یک اقدام نظامی توسط کشورهای خارجی کشته شد. این رویدادی نیست که بسیاری از ایرانیان یا جوامع شیعه در سراسر جهان احتمالاً فراموش کنند

پس از کشته شدن ژنرال قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰، مقامات آمریکایی آشکارا نگرانی خود را در مورد انتقام احتمالی ایران ابراز کردند. درگیری‌های اخیر نه تنها منجر به کشته شدن بسیاری از رهبران ارشد نظامی ایران، بلکه منجر به ترور شخصیت‌های کلیدی در «محور مقاومت» گسترده‌تر، از جمله حسن نصرالله، رئیس حزب‌الله و اسماعیل هنیه، مذاکره‌کننده حماس، نیز شده است

برای سیاست‌گذاران و نهادهای امنیتی عاقلانه نخواهد بود که پیامدهای امنیتی بلندمدت این رویدادها را نادیده بگیرند

دریچه‌ای برای دیپلماسی

در همین حال، علیرغم بی‌اعتمادی گسترده، دیپلماسی هنوز به هیچ وجه از بین نرفته است. اگرچه برخی از چهره‌های سیاسی ایران از احتمال رویارویی نظامی دیگری در افق می‌ترسند، اما حمایت قابل توجهی از دیپلماسی هنوز در داخل ایران وجود دارد

آنچه تغییر کرده است، تمایل به مذاکره نیست، بلکه انتظارات پیرامون هرگونه توافق آینده است. اگر توافق هسته‌ای در درجه اول بر محدودیت‌های هسته‌ای متمرکز بود، بسیاری در تهران اکنون استدلال می‌کنند که هرگونه توافق آینده باید شامل سه عنصر کلیدی باشد

اولاً، عدم اشاعه در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای باید از حق ایران برای غنی‌سازی اورانیوم محافظت کند، در عین حال اعتماد ایجاد کند که تهران به دنبال سلاح‌های هسته‌ای نخواهد رفت

دوم، مزایای اقتصادی معنادار باید از طریق کاهش قابل توجه تحریم‌ها حاصل شود. و سوم، هر توافقی باید شامل تضمین‌های معتبری باشد که این درگیری نظامی تکرار نخواهد شد

با وجود بی‌اعتمادی عمیقی که توسط جنگ‌های اخیر ایجاد شده است، دیپلماسی همچنان تنها مسیر مناسب برای پیشرفت است – زیرا نه ایران، نه ایالات متحده، و نه در واقع منطقه به طور کلی نمی‌تواند از واقعیت‌های همزیستی فرار کند. چالش اصلی شکستن چرخه‌ای چند دهه‌ای از بحران، تحریم‌ها، مذاکرات، توافقات، فروپاشی و درگیری مجدد است که نه نیروی نظامی و نه فشار اقتصادی آن را حل نکرده است

مهم‌ترین پیامد جنگ‌های اخیر تغییر در قدرت نسبی ایران نیست، بلکه دگرگونی در درک آن از امنیت است

یک اجماع گسترده در داخل ایران در حال ظهور است که امنیت، اعتماد، بازدارندگی و دیپلماسی جدایی‌ناپذیر هستند. مگر اینکه واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن این تغییر را تشخیص دهند، توافقات آینده احتمالاً موقت باقی خواهند ماند، در حالی که چرخه رویارویی ادامه دارد

https://www.khabaronline.ir/news/2231367/

رسانه, مقاله ها

تنگه هرمز: یک پیشنهاد چهارگانه برای خروج از بحران

مقاله در شبکه خبری هند-NDTV -مقاله سید حسین موسویان

۱۸ مه ۲۰۲۶

سید حسین موسویان

تنگه هرمز از یک گلوگاه دریایی منطقه‌ای، به مهم‌ترین خط گسل ژئوپلیتیکی اقتصاد جهانی تبدیل شده است. طی چند هفته گذشته، تنش‌ها میان ایالات متحده، اسرائیل و ایران پس از درگیری‌های نظامی در نزدیکی تنگه، عملیات دریایی آمریکا مرتبط با «پروژه آزادی»، حملات به کشتی‌های تجاری و اتهام‌زنی‌های متقابل درباره نقض آتش‌بس، به‌شدت افزایش یافته است. تردد تجاری از تنگه به‌طور جدی مختل شده، قیمت نفت جهش یافته و شرکت‌های بیمه کشتیرانی جهانی درباره خطرات سیستماتیک اقتصادی فراتر از خاورمیانه هشدار داده‌اند

امروز مسئله تنگه هرمز حتی از مناقشه هسته‌ای ایران نیز مهم‌تر شده است. موضوع هسته‌ای پیش‌تر از طریق دیپلماسی و با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل، که برجام را به‌عنوان یک چارچوب الزام‌آور بین‌المللی تأیید کرد، حل‌وفصل شده بود. خروج یک‌جانبه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و سپس حملات نظامی غیرقانونی و غیرضروری آمریکا و اسرائیل علیه ایران، در نقض ماده ۲(۴) منشور سازمان ملل، عملاً توافق را تضعیف کرد و مسئله هسته‌ای ایران را از یک موضوع دیپلماتیک چندجانبه به تقابل ژئوپلیتیکی گسترده‌تر میان ایران و ائتلافی متشکل از آمریکا، اسرائیل و برخی دولت‌های عربی همسو با آمریکا در خلیج فارس تبدیل کرد

ایران خسارات عظیمی متحمل شده است

برخلاف موضوع هسته‌ای، بی‌ثباتی در تنگه هرمز مستقیماً کل اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ از بازار انرژی و زنجیره‌های تأمین گرفته تا تورم، امنیت غذایی و تجارت دریایی. ایران تنگه هرمز را در چارچوب اصل دفاع مشروع طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل تفسیر می‌کند. از دید تهران، حملات مکرر عراقِ صدام حسین در دهه ۱۹۸۰، رژیم گسترده تحریم‌های اقتصادی آمریکا، عملیات سایبری و ترورهای هدفمند همراه حملات نظامی اخیر اسرائیل و آمریکا در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، مجموعاً هزاران میلیارد دلار خسارت به زیرساخت‌ها، اقتصاد و امنیت ملی ایران وارد کرده‌اند. فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران، اعلام کرد که برآورد اولیه نشان می‌دهد ایران از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت متحمل شده است

ایالات متحده و چند دولت اروپایی استدلال کرده‌اند که ایران نمی‌تواند به‌صورت قانونی از کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند عوارض یا حق عبور دریافت کند، زیرا چنین رویه‌ای ممکن است سایر کشورهای ساحلی را نیز به اعمال هزینه در تنگه‌های بین‌المللی تشویق کند. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفت: «این نه‌تنها غیرقانونی بلکه غیرقابل قبول است. برای جهان خطرناک است و جهان باید برنامه‌ای برای مقابله با آن داشته باشد.» از منظر حقوقی، این نگرانی به رژیم «عبور ترانزیتی» در مواد ۳۷ تا ۴۴ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها مربوط می‌شود که آزادی کشتیرانی در تنگه‌های بین‌المللی را تضمین می‌کند

استدلالی نادرست

اما مقایسه ایران با سایر کشورهای ساحلی اساساً نادرست است. هیچ کشور ساحلی دیگری که بر یک تنگه راهبردی حکومت می‌کند، سه رویارویی عمده و غیرقانونی نظامی — تجاوز صدام حسین، سیاست‌ تحریمهای حداکثری طولانی‌مدت آمریکا و عملیات مستقیم نظامی اسرائیل و آمریکا علیه خاک خود — را تجربه نکرده و همزمان بار اصلی حفظ امنیت دریایی و حفاظت زیست‌محیطی منطقه را نیز بر دوش نکشیده است

اگرچه ایران کنوانسیون حقوق دریاها را تصویب نکرده، اما طبق حقوق بین‌الملل، احتمالاً نمیتواند صرفاً برای عبور بی‌ضرر یا عبور ترانزیتی، به‌طور یک‌جانبه عوارض وضع کند. با این حال، چندین سازوکار حقوقی و نهادی جایگزین می‌تواند چارچوبی قانونی برای تقسیم هزینه‌ها و جبران خسارت فراهم آورد

نخست، کنوانسیون بین المللی 1982 حقوق دریا، به دولت‌های ساحلی اجازه می‌دهد هزینه خدمات مشخصی را که ارائه می‌کنند، از جمله راهنمایی دریایی، حفاظت زیست‌محیطی، عملیات امداد و نجات اضطراری، مقابله با آلودگی، مدیریت ترافیک دریایی، مین‌روبی و سامانه‌های ایمنی ناوبری، دریافت کنند. بنابراین ایران می‌تواند به‌طور قانونی رژیم‌های تخصصی خدمات دریایی را بر مبنای خدمات عملیاتی مشخص ایجاد کند، نه صرفاً اصل عبور

دوم، ماده ۴۳ کنوانسیون بین المللی 1982 حقوق دریا صراحتاً توافق‌های تقسیم مسئولیت میان کشورهای استفاده‌کننده و کشورهای ساحلی در تنگه‌های بین‌المللی را تشویق می‌کند. این ظرفیت تاکنون در سطح جهانی کمتر توسعه یافته است. ازاین‌رو، ایران می‌تواند تشکیل «صندوق چندجانبه امنیت دریایی و حفاظت زیست‌محیطی هرمز» را تحت نظارت سازمان ملل یا سازمان بین‌المللی دریانوردی پیشنهاد کند. چنین سازوکاری به کشورهای واردکننده انرژی، شرکت‌های کشتیرانی، بیمه‌گران و صادرکنندگان انرژی در خلیج فارس اجازه می‌دهد برای حفظ امنیت ناوبری، حفاظت محیط زیست، مقابله با دزدی دریایی و بازسازی پس از جنگ در منطقه مشارکت مالی داشته باشند. این رویکرد، بحث «عوارض غیرقانونی» را به «تقسیم مسئولیت قانونی و همکاری‌محور» تبدیل می‌کند

سوم، ایران می‌تواند به اصول نوظهور حقوق بین‌الملل محیط زیست و مسئولیت دولت‌ها استناد کند. درگیری‌های نظامی اخیر در خلیج فارس خطر فجایع زیست‌محیطی، از جمله نشت نفت، نابودی اکوسیستم‌های دریایی و آلودگی منابع شیلاتی و زیرساخت‌های ساحلی را به‌شدت افزایش داده است. بر اساس اصل «آلوده‌کننده می‌پردازد» و اصول گسترده‌تر مسئولیت دولت‌ها، کشورهایی که در نظامی‌سازی و تشدید درگیری‌ها در تنگه نقش دارند، ممکن است موظف به مشارکت در جبران خسارت و بازسازی باشند. بنابراین ایران می‌تواند استدلال کند کشورهایی که در تشدید نظامی مشارکت دارند، باید در تأمین مالی حفاظت محیط زیست و تثبیت امنیت دریایی در هرمز سهیم شوند

مسئله جبران خسارت

چهارم، عدم توازن تاریخی در سازوکارهای بین‌المللی جبران خسارت همچنان حل‌نشده باقی مانده است. پس از اشغال کویت توسط عراق در سال ۱۹۹۰، کمیسیون جبران خسارت سازمان ملل سازوکاری بین‌المللی برای رسیدگی به مطالبات و پرداخت غرامت ایجاد کرد. اما ایران، با وجود تحمل خسارات عظیم ناشی از تجاوز عراقِ صدام حسین در سال ۱۹۸۰، هرگز از سازوکاری مشابه برخوردار نشد. فقدان چنین مکانیزم‌هایی به بی‌ثباتی بلندمدت منطقه‌ای و بی‌اعتمادی میان ایران و کشورهای عربی همسایه که از تجاوز صدام به ایران حمایت کردند، دامن زده است

چارچوبی نامتوازن

بنابراین، یک چارچوب آینده برای هرمز می‌تواند هم تأمین مالی امنیت دریایی و هم ترتیبات گسترده‌تر بازسازی مرتبط با دهه‌ها درگیری منطقه‌ای را در بر گیرد. واقعیت راهبردی این است که دیگر نمی‌توان تنگه هرمز را صرفاً یک مسئله محدود حقوقی درباره آزادی ناوبری دانست. هرمز اکنون به آزمونی برای توانایی حقوق بین‌الملل در انطباق با بارهای نامتقارن تحمیل‌شده بر کشورهای منطقه در دوره‌های طولانی تقابل ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. چارچوب فعلی، مسئولیت سنگین حفاظت از یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان را عمدتاً بر دوش ایران و عمان قرار می‌دهد، در حالی که منافع اقتصادی آن در سراسر جهان توزیع می‌شود. چنین عدم توازنی در شرایط جنگ، تحریم و تشدید مکرر تنش‌های نظامی، از نظر سیاسی پایدار نیست

در نهایت، آینده تنگه هرمز نه با اجبار نظامی، بلکه با نوآوری دیپلماتیک تعیین خواهد شد. راه‌حل پایدار مستلزم کاهش تنش میان ایران، آمریکا و جامعه بین‌المللی، احیای دیپلماسی قانونی و ایجاد چارچوبی چندجانبه است که میان آزادی ناوبری، تقسیم عادلانه مسئولیت، حفاظت زیست‌محیطی و بازسازی منطقه‌ای توازن برقرار کند. بدون چنین چارچوبی، تنگه هرمز ممکن است به کانون دائمی بی‌ثباتی اقتصاد جهانی تبدیل شود. اما در صورت تحقق آن، هرمز می‌تواند از نماد تقابل، به بستری برای امنیت همکاری‌محور و نوآوری در حقوق بین‌الملل تبدیل گردد

رسانه, مصاحبه ها

تشریح سه مانع اصلی برای دستیابی به توافق بین ایران و آمریکا

مصاحبه با شبکه تی آر تی ترکیه-11 می 2026

موسویان: تشریح سه مانع اصلی برای دستیابی به توافق بین ایران و آمریکا

 سؤال ۱: دونالد ترامپ بارها گفته بود که جنگ به‌زودی پایان می‌یابد، اما اکنون وارد هفته دهم شده‌ایم. با توجه به اینکه او پیشنهاد صلح اخیر ایران را «کاملاً غیرقابل قبول» خوانده، ارزیابی شما از وضعیت فعلی چیست؟

موسویان: به نظر من سه مانع اصلی برای دستیابی به توافق بین ایران و آمریکا وجود دارد
اول اینکه آمریکا به دنبال توافقی است که عملاً به معنای تسلیم ایران باشد، در حالی که ایران تسلیم پذیر نیست
دوم اینکه ایران اصرار دارد هرگونه توافق هسته‌ای باید بر اساس معاهده عدم اشاعه  (ان.پی.تی) باشد، که هر دو کشور عضو آن هستند. اما آمریکا خواهان توافقی خارج از چارچوب معاهده ان. پی.تی است؛ از جمله درخواست برای برچیدن تأسیسات هسته‌ای ایران، مشابه مدل لیبی، یا انتقال ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به خارج. این خواسته‌ها نقض آشکار حقوق بین‌الملل است، زیرا هیچ مبنای حقوقی برای الزام یک عضو معاهده ان. پی.تی به برچیدن برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای وجود ندارد
سوم اینکه ایران به دنبال توافقی است که به‌طور مؤثر به جنگ پایان دهد، در حالی که آمریکا به‌نظر می‌رسد توافقی را ترجیح می‌دهد که امکان اقدام نظامی در آینده را باز نگه دارد. این موضوع شامل ادامه عملیات اسرائیل در لبنان نیز می‌شود. این سه مورد، مهم‌ترین موانع توافق هستند

سؤال ۲: گزارش‌ها نشان می‌دهد که وضعیت داخلی ایران فشار اقتصادی شدیدی بر مردم وارد کرده است. مردم ایران تا چه مدت می‌توانند این شرایط را تحمل کنند و این وضعیت چه تأثیری بر ساختار سیاسی خواهد داشت؟

موسویان: فشارهای اقتصادی واقعیت دارد؛ تورم بالا، بیکاری و آسیب به زندگی روزمره مردم زده است
با این حال، اگر به ۴۷ سال گذشته نگاه کنیم، ایران همواره تحت تحریم‌ها، فشارهای خارجی، حملات سایبری و حتی جنگ هشت‌ساله ناشی از تجاوز صدام بوده است و در عین حال مقاومت کرده است. بنابراین سطح تاب‌آوری در جامعه ایران بالاست

در عین حال بدون تردید، هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، مشکلات اقتصادی و اجتماعی نیز تشدید خواهد شد

سؤال ۳: شما قبلاً گفته‌اید که نمی‌توان به آمریکا در دیپلماسی اعتماد کرد. با توجه به تحولات اخیر، چرا ایران باید همچنان به مذاکرات امیدوار باشد؟

پاسخ: ایرانی‌ها همواره تأکید کرده‌اند که به آمریکا اعتماد ندارند، اما در عین حال هرگز مسیر دیپلماسی را ترک نکرده‌اند. این بی‌اعتمادی بر اساس تجربه است
یک توافق جامع وجود داشت—برجام—که توسط شورای امنیت سازمان ملل در قالب قطعنامه ۲۲۳۱ تأیید شد و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز پایبندی کامل ایران را تأیید کرده بود. با این حال، آمریکا از توافق خارج شد و سیاست «فشار حداکثری» را اعمال کرد

این الگو تکرار شده است. در سال ۲۰۲۵، طبق گفته وزیر خارجه عمان، مذاکرات به توافق بسیار نزدیک بود، اما آمریکا به اقدام نظامی متوسل شد. در سال ۲۰۲۶ نیز مذاکرات پیشرفت قابل توجهی داشت، اما دوباره با حملات آمریکا متوقف شد. این موارد نشان می‌دهد که آمریکا به دیپلماسی پایبند نیست

با این حال، بسیاری از کشورها مانند عمان، قطر، ترکیه، مصر، پاکستان و عربستان سعودی همچنان ایران را به ادامه دیپلماسی تشویق می‌کنند و برای رسیدن به راه‌حل سیاسی فعال هستند. اما تا زمانی که آن سه مسئله اصلی حل نشود، دستیابی به توافق بسیار دشوار خواهد بود

رسانه, مصاحبه ها

جنگ چگونه خاتمه مییابد. مصاحبه با سید حسین موسویان و رابرت مالی مذاکره کننده گان پیشین هسته ای ایران وآمریکا

مصاحبه ویژه Democracy Now-14 آوریل 2026

سید حسین موسویان

محاصره دریایی ایران، بر اساس قطعنامه ۱۹۷۴ سازمان ملل متحد، یک اقدام جنگی و تجاوزکارانه است

سازوکار چندجانبه غنی‌سازی در منطقه تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بهترین راه‌حل است

اگر آمریکا تعهد دهد که دیگر به ایران حمله نخواهد کرد وبه گزینه جنگ را پایان دهد ـ محدودیتهای فعلی در مورد تنگه برطرف خواهد شد

رابرت مالی

جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران غیرقانونی، غیرموجه و غیرضروری بود

اسرائیل به‌طور مداوم به دنبال تضعیف کشورهای منطقه است؛ چه در غزه، چه لبنان و چه اکنون ایران

اگررئیس‌جمهور آمریکا تصمیم بگیرد جنگ متوقف شود، اسرائیل ناچار به تبعیت خواهد بود

متن مصاحبه

امی گودمن:  آقای مالی! چرا گفت‌وگو را با ارزیابی شما از آنچه رخ داده آغاز نکنیم؟ از مذاکرات ناموفق این هفته گرفته تا حمله آمریکا و اسرائیل به ایران. آقای رابرت مالی، شما شروع کنید

رابرت مالی: نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که این جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران غیرقانونی، غیرموجه و غیرضروری بود. حتی اگر اکنون درباره مذاکرات صحبت می‌کنیم، و حتی اگر این مذاکرات به نتیجه برسد، نباید فراموش کنیم چگونه به این نقطه رسیدیم یا آن را توجیه کنیم. تأکید من بر این نکته مهم است، چون اگر مذاکرات موفق شود، دولت‌ها نباید خیلی سریع بگویند: دیدید؟ ما درست می‌گفتیم. اما سؤال اصلی این است که آیا آمریکا و ایران واقعاً در حال تلاش برای یافتن راه‌حلی هستند که نیازهای اساسی هر دو طرف را تأمین کند، یا اینکه آمریکا این رویکرد را دارد که «ما در جنگ پیروز شدیم چون قوی‌تر بودیم، و اگر شما آن را نمی‌پذیرید، فشار بیشتری به شما وارد می‌کنیم». این رویکرد کار نخواهد کرد. کار نخواهد کرد، چون ایران معتقد است—چه درست چه غلط—که می‌تواند هزینه‌ها را تحمل کند و حتی هزینه بیشتری به آمریکا تحمیل کند. بنابراین ایران امروز در موقعیتی نیست که برای جلوگیری از تنش، ناچار به پذیرش توافق باشد. آن‌ها باور دارند که می‌توانند این فشار را بیش از آمریکا تحمل کنند

امی گودمن: در حالی که از برداشت ایران صحبت می‌کنید، نظر شما چیست آقای سفیر حسین موسویان؟

سید حسین موسویان: فکر می‌کنم ایرانی‌ها اکنون با بی‌اعتمادی بیشتری از همیشه وارد مذاکرات می‌شوند. چون یک‌بار توافق در سال ۲۰۱۵ حاصل شد و ایران به‌طور کامل به آن پایبند بود، اما آمریکا از توافق خارج شد

در دور دوم مذاکرات ایران و آمریکا در سال ۲۰۲۵، همان‌طور که وزیر خارجه عمان گفت، پیشرفت قابل توجهی حاصل شد و توافق در دسترس بود، اما آمریکا از مذاکرات خارج شد و به ایران حمله کرد

در مذاکرات سال ۲۰۲۶ نیز، دوباره همان وضعیت تکرار شد. طبق گفته وزیر خارجه عمان، پیشرفت قابل توجهی وجود داشت و توافق در آستانه نهایی شدن بود، اما باز هم آمریکا حمله کرد

سپس در مذاکرات اسلام‌آباد، تنها یک دور گفت‌وگو انجام شد که بالاترین سطح مذاکرات پس از انقلاب طی ۴۸ سال بود. طرف آمریکایی گفت پیشرفت حاصل شده و فقط موضوع هسته‌ای باقی مانده است. حتی رئیس‌جمهور ترامپ گفت «در همه چیز توافق شده بود بجز هسته ای». وزیر خارجه ایران نیز گفت ما بسیار به توافق نهایی نزدیک بودیم. اما بلافاصله پس از آن، آمریکا اقدام به محاصره دریایی ایران کرد

به همین دلیل ایران امروز واقعاً نمی‌داند آیا هدف آمریکا دیپلماسی است یا نه

در موضوع هسته‌ای، باید گفت طبق ارزیابی همه نهادهای اطلاعاتی آمریکا از سال ۲۰۰۷ تا امروز، هیچ مدرکی دال بر تصمیم ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای وجود ندارد. حتی در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نیز همین ارزیابی تکرار شده است: هیچ تصمیمی برای حرکت به سمت سلاح هسته‌ای و هیچ شواهدی از تسلیحاتی شدن وجود ندارد. گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز از سال ۲۰۰۳ تاکنون همین را تأیید کرده‌اند. بنابراین هیچ تهدید فوری در مورد بمب هسته ای وجود نداشت که آمریکا به ایران حمله کند

یکی از مهم‌ترین مسائل امروز ذخیره ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی ایران است. ادعا می‌شود این مقدار می‌تواند برای ساخت چند بمب کافی باشد. اما در مذاکرات ۲۰۲۵ ایران اعلام کرد آماده است کل این ذخیره را به زیر ۵ درصد رقیق کند. در مذاکرات ۲۰۲۶ نیز ایران به‌طور رسمی اعلام کرد آماده رقیق‌سازی کامل است

این موضوع را وزیر خارجه عمان نیز در مصاحبه با برنامه Face the Nation تأیید کرد که ایران آماده کاهش کامل ذخایر به زیر ۵ درصد است. ایران همچنین پذیرفته بود که برای چند سال غنی‌سازی را تعلیق کند و ذخایر اورانیوم غنی شده خود را در صفر نگه دارد. بنابراین هیچ نگرانی درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده هم وجود نداشت و ندارد

موضوع دیگر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. آژانس برخی ابهامات و پرسش‌های فنی درباره برنامه هسته‌ای ایران دارد. ایران در چارچوب برجام به‌طور کامل به تعهدات خود پایبند بود و این توافق جامع‌ترین توافق تاریخ عدم اشاعه بود که تعهدات ایران فراتر از NPT را شامل می‌شد

با این حال ایران در مذاکرات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ اعلام کرد آماده است بالاترین سطح شفافیت و همکاری با آژانس را بپذیرد تا همه ابهامات درباره ابعاد احتمالی نظامی حل شود

بنابراین وقتی ایران آماده رقیق‌سازی کامل ذخایر، تعلیق غنی‌سازی برای چند سال، همکاری کامل با آژانس و شفاف‌سازی کامل است، سؤال این است: پس چرا محاصره دریایی انجام شد؟

واقعاً نمی‌دانم مسئله هسته‌ای است یا چیز دیگری. چون برخی مقامات آمریکایی به‌طور علنی گفته‌اند هدف، کنترل منابع نفتی ایران یا حتی تغییر نظام است. اگر هدف این باشد، توافقی هم شکل نخواهد گرفت

جوان گونزالس: درباره این موضوع که دولت ترامپ تفاوت میان غنی‌سازی صلح‌آمیز و ساخت بمب هسته‌ای را در افکار عمومی آمریکا مخدوش می‌کند چه نظری دارید؟ و همچنین درباره فتوای رهبر پیشین ایران درباره ممنوعیت سلاح هسته‌ای توضیح دهید

سید حسین موسویان: ایران بر حقوق قانونی خود تحت معاهده NPT تأکید دارد. کشورهایی مانند آرژانتین، برزیل، آلمان و ژاپن نیز غنی‌سازی دارند و عضو NPT هستند، اما سلاح هسته‌ای ندارند

ایران نمی‌پذیرد تنها عضو NPT باشد که از حقوق مشروع خود محروم شود. بنابراین اصل موضوع، حق غنی‌سازی است، نه اجرای فوری آن. ایران در قالب اقدامات اعتمادساز آمادگی دارد به منظور اعتماد سازی، برای مدتی اجرای این حق را تعلیق کند. اما آنچه آمریکا مطرح می‌کند یعنی «غنی‌سازی صفر»، نقض آشکار NPT است

در مورد فتوای آیت‌الله خامنه‌ای نیز باید گفت که تمامی سلاح‌های کشتار جمعی از نظر دینی حرام اعلام شده‌اند. ایران عضو NPT است و طبق گزارش‌های آژانس و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، هیچ‌گاه برنامه هسته‌ای خود را به سمت تسلیحات سوق نداده است. بنابراین باید موضوع به رسمیت شناختن «حق قانونی» ایران توسط آمریکا و «اجرای حق » توسط ایران به قصد اعتمادسازی را از هم تفکیک کرد تا حصول راه حل ممکن شود

جوان گونزالس: نظر شما درباره نقش مذاکره‌کنندگان آمریکایی مانند استیو ویتکاف و جرد کوشنر چیست؟ و چرا در این بحث به اسرائیل که خود دارای سلاح هسته‌ای است اشاره نمی‌شود؟

رابرت مالی: این افراد متخصص هسته‌ای نیستند، اما مسئله اصلی این نیست. مسئله این است که آیا تیم مذاکره‌کننده در کنار خود کارشناسان لازم را دارد یا نه. گزارش‌ها نشان می‌دهد در برخی موارد چنین تخصصی وجود نداشته و این باعث سوءبرداشت از مواضع ایران شده است. همچنین تصمیم‌گیری‌ها در این دولت بسیار متمرکز و غیرقابل پیش‌بینی است. رئیس‌جمهور آمریکا سیاست‌ها را به‌طور مداوم تغییر می‌دهد و اهداف روشنی وجود ندارد. اما آنچه که مهم است این است که ترامپ توافقی بالاتر از برجام میخواست. ایرانی ها در این مذاکرات دو امتیاز به ترامپ دادند که به ما در دوره اوباما ندادند. یکی تعلیق غنی سازی را برای مدتی پذیرفتند و دیگری ذخیره صفر غنی سازی را. لذا او به توافقی بهتر از برجام دست یافته است و دلیلی برای جنگ وجود نداشت

امی گودمن: در مورد نقش اسرائیل در این بحران چه نظری دارید؟

رابرت مالی: اسرائیل به‌طور مداوم به دنبال تضعیف کشورهای منطقه است؛ چه در غزه، چه لبنان و چه اکنون ایران. هدف آن‌ها کاهش قدرت طرف مقابل است. اما اهداف آمریکا و اسرائیل همیشه کاملاً همسو نیست. اگررئیس‌جمهور آمریکا تصمیم بگیرد جنگ متوقف شود، اسرائیل ناچار به تبعیت خواهد بود

خوان گونزالس: می‌خواهم از سفیر موسویان بپرسم: از اینجا به کجا می‌رویم؟ به‌ویژه اکنون که پس از آن‌که ترامپ این محاصره بنادر ایران را اعلام کرده، اما اتحادیه اروپا از آن حمایت نمی‌کند. و البته چین نیز به‌صراحت گفته است که همچنان انتظار دارد کشتی‌هایش بتوانند از تنگه هرمز عبور کنند و با ایران تجارت داشته باشند. گزینه‌های ایالات متحده چیست؟ و همچنین، آیا ایران می‌تواند یک محاصره طولانی‌مدت و یک محاصره اقتصادی از سوی ایالات متحده را تاب بیاورد؟

سید حسین موسویان: محاصره دریایی، بر اساس قطعنامه ۱۹۷۴ سازمان ملل متحد، یک اقدام جنگی و تجاوزکارانه است. بنابراین، از نظر بین‌المللی و حقوقی، آنچه آمریکا انجام می‌دهد یک اقدام روشن تجاوز یا جنگ محسوب می‌شود، زیرا موجب رنج یک ملت ۹۰ میلیونی می‌شود و با ایجاد ترس از قحطی و گرسنگی، جمعیت غیرنظامی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این موضوع فقط مربوط به یک دولت نیست

با این حال، درباره تنگه هرمز، واقعیت این است که این تنگه طی ۴۷ تا ۴۸ سال گذشته همواره باز و آزاد برای کشتیرانی بوده و هیچ‌گاه مشکلی در آن وجود نداشته است. حتی پس از نخستین جنگ آمریکا-اسرائیل علیه ایران در سال ۲۰۲۵، ایران هیچ محدودیتی برای کشتیرانی اعمال نکرد. اما زمانی که آمریکا و اسرائیل در سال ۲۰۲۶ برای دومین بار حمله کردند، ایرانی‌ها این وضعیت را یک تهدید وجودی تلقی کردند. این تفاوت اصلی بود. به همین دلیل، آن‌ها تلاش کردند از همه ابزارهای در اختیارشان استفاده کنند که یکی از آن‌ها تنگه هرمز بود. با این حال، آن‌ها تنگه را نبستند، بلکه محدودیت‌های محدودی اعمال کردند. از نظر بین‌المللی، این تنگه باید برای کشتیرانی آزاد باقی بماند و هیچ محدودیتی نباید وجود داشته باشد. از نظر حقوقی و بین‌المللی، ایران نمی‌تواند آن را برای مدت طولانی ببندد. با این حال، قواعد بین‌المللی نیز وجود دارد که در زمان جنگ، کشوری که مورد حمله قرار گرفته می‌تواند محدودیت‌های حساب‌شده و محدود بر کشتیرانی اعمال کند، اما نه محدودیت‌های گسترده، و همچنین نمی‌تواند تنگه را کامل ببندد

برای آینده، اگر آمریکا به دنبال یک توافق هسته‌ای است ـ همان‌طور که پیش‌تر بحث کردیم ـ و همان‌طور که راب گفت، آن‌ها از آنچه می‌خواستند پیش‌تر به دست آورده‌اند، حتی بیش از دوره اوباما و بیش از برجام، باز هم می‌توانند یک دستاورد مهم دیگر در موضوع هسته‌ای داشته باشند. رئیس‌جمهور ترامپ می‌تواند پیشنهاد دهد که ایران به سمت یک سازوکار چندجانبه غنی‌سازی در منطقه خلیج فارس حرکت کند. من همراه با دانشمندان هسته‌ای دانشگاه پرینستون چندین مقاله در این زمینه منتشر کرده‌ایم. آخرین آن‌ها ۱۰ روز پیش از جنگ ۲۰۲۵ بود. ما استدلال کردیم که به جای غنی‌سازی ملی ـ چون عربستان نیز به دنبال غنی‌سازی است و اگر عربستان به آن دست یابد، مصر نیز خواهد خواست و اگر مصر به دست آورد، ترکیه هم دنبال خواهد کرد ـ این روند می‌تواند در منطقه گسترش یابد و رژیم عدم اشاعه را تضعیف کند. در عوض، یک سازوکار چندجانبه غنی‌سازی در منطقه بهترین راه‌حل است که کاملاً تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد. آمریکا، روسیه، چین و دیگر قدرت‌ها نیز می‌توانند در آن مشارکت داشته باشند. این یک سازوکار بین‌المللی خواهد بود، مشابه یورنکو در اروپا، جایی که آلمان، اسپانیا، بریتانیا و هلند در غنی‌سازی به‌صورت مشترک مشارکت دارند. بنابراین، فراتر از آنچه مذاکره‌کنندگان هسته‌ای در دوره ترامپ تاکنون به دست آورده‌اند ـ که حتی بیش از برجام در دوره اوباما است ـ می‌توان به یک توافق مهم دیگر رسید: یک سازوکار منطقه‌ای که به عاری شدن کل خلیج فارس از سلاح هسته‌ای کمک کند

درباره تنگه هرمز، ایران آن را نبسته است. ایران می‌گوید اگر توافقی حاصل شود ـ اگر آمریکا تعهد دهد که دیگر به ایران حمله نخواهد کرد وبه گزینه جنگ را پایان دهد ـ محدودیتهای فعلی در مورد تنگه برطرف خواهد شد. بنابراین، آمریکا می‌تواند بگوید: «بسیار خوب، ما به مذاکرات ادامه می‌دهیم و متعهد هستیم که دوباره به ایران حمله نکنیم.» زیرا آمریکا به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم چندین بار در درگیری با ایران نقش داشته است: در دهه ۱۹۸۰ به‌طور غیرمستقیم در کنار صدام حسین علیه ایران همکاری کرد، از جمله با ارائه حمایت‌های فنی و تسلیحاتی برای استفاده از سلاح‌های شیمیایی؛ درگیری دوم در سال ۲۰۲۵ بود؛ سوم در سال ۲۰۲۶؛ و اکنون نیز محاصره در سال ۲۰۲۶ دوباره به‌عنوان یک عمل جنگی تلقی می‌شود. اگر آمریکا واقعاً به دیپلماسی جدی باشد، دیپلماسی ممکن است، اما نیازمند تعهد به عدم حمله مجدد به ایران است. در آن صورت، ایران موضوع هرمز را باز خواهد کرد. این می‌تواند یک راه‌حل خوب باشد

امی گودمن: در پایان، آقای موسویان، درباره واکنش مردم ایران به این حملات چه نظری دارید؟ ما هم تظاهرات مردم در اعتراض به حکومت را دیده ایم و هم مخالفت مردم با حملات آمریکا و اسرائیل. این تناقض را چگونه میبینید؟

سید حسین موسویان: سید حسین موسویان: فکر می‌کنم آنچه آمریکایی‌ها باید درک کنند این است که باید میان نارضایتی مردم ایران از نظام حاکم در کشورشان یک تفکیک روشن قائل شد—به نظر من اکثر ایرانیان از مشکلاتی مانند تورم اقتصادی، فقر، فساد، سوءمدیریت و به‌طور کلی ناکارآمدی ساختاری ناراضی هستند—و در این تردیدی نیست. مطمئنم اکثریت ایرانیان خواهان اصلاحات اساسی هستند و دغدغه اصلی‌شان حل مسائل اقتصادی، فساد، سوءمدیریت و ناکارآمدی سیستم است

با این حال، زمانی که ایران مورد حمله آمریکا یا به‌ویژه اسرائیل قرار می‌گیرد، کل ملت معمولاً در دفاع از تمامیت، استقلال و هویت خود متحد می‌شود—به‌خصوص زمانی که اظهاراتی از سوی رئیس‌جمهور آمریکا مطرح می‌شود مبنی بر اینکه تمدن ایران باید نابود شود، یا ایرانیان را “حیوان” یا “حرامزاده” خطاب می‌شوند. رئیس جمهور آمریکا باید بداند که زبان و ادبیاتی—تحقیر، تهدید، زورگویی و حمله—علیه ایرانیان تأثیر منفی بسیار شدیدی دارد. در شرایطی فعلی باید در نظر داشت که ایران طی دو جنگ حدود ۳۰ هزار کشته یا زخمی داشته و صدها میلیون دلار خسارت دیده است. بیش از ۱۰۰ هزار ساختمان غیرنظامی نیز تخریب شده‌اند. در چنین وضعیتی طبیعی است که یک ملت برای دفاع از کشور خود متحد شود

امی گودمن
بحث را در همین‌جا متوقف می‌کنیم، اما طبیعتاً این موضوع همچنان ادامه خواهد داشت و ما هر روز آن را دنبال خواهیم کرد

رسانه, مقاله ها

بولتن دانشمندان اتمی آمریکا:ضربه‌ای سنگین به رژیم عدم اشاعه هسته‌ای

نویسندگان: فرانک فون هیپل، سید حسین موسویان | تحلیل | ۱۸ آوریل ۲۰۲۶

بحران کنونی پیرامون برنامه هسته‌ای ایران به سطحی فوق‌العاده رسیده و به‌طور تکان‌دهنده‌ای با تهدید ۷ آوریل رئیس‌جمهور ترامپ مبنی بر نابودی «تمدن» ایران در صورت عدم تبعیت از خواسته‌هایش به اوج خود رسیده است—تهدیدی که به‌سختی پوشیده، اما در واقع اشاره‌ای به یک حمله هسته‌ای گسترده علیه شهرهای ایران دارد. هر کشوری که با چنین تهدیدی مواجه شود، به‌دنبال بازدارندگی هسته‌ای خود خواهد رفت

در سطحی گسترده‌تر، پیمان عدم اشاعه هسته‌ای ان پی تی مصوب ۱۹۷۰—که بیانگر نوعی اجماع نزدیک به جهانی است مبنی بر اینکه جهان بدون سلاح هسته‌ای بهتر خواهد بود و در این فاصله، هرچه تعداد انگشت‌ها روی ماشه‌های هسته‌ای کمتر باشد بهتر است—در حال فرسایش است

در چارچوب  ان پی تی، پنج کشور اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متعهد شدند زرادخانه‌های هسته‌ای خود را از میان بردارند، مشروط بر اینکه کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای تعهد دهند به‌دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای نروند و اجازه دهند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر استفاده آن‌ها از مواد هسته‌ای نظارت کند تا اطمینان حاصل شود هیچ‌گونه انحرافی به سمت کاربردهای نظامی رخ نمی‌دهد

به‌طرز شگفت‌آوری تعداد اندکی از کشورها به سلاح هسته‌ای دست یافته‌اند. در سال ۱۹۹۵، مذاکره‌کنندگان پیمان جامع منع آزمایش‌های هسته‌ای، ۴۴ کشور را از نظر فناوری قادر به ساخت سلاح هسته‌ای دانستند. اما در ۵۶ سالی که از اجرایی شدن ان پی تی می‌گذرد، تنها سه کشور—اسرائیل، هند و پاکستان—خارج از این پیمان به سلاح هسته‌ای دست یافتند و تنها یک کشور، کره شمالی، پس از پیوستن به ان پی تی از آن خارج شد

کشورهای فاقد سلاح هسته‌ای در ابتدا برای مدت ۲۵ سال با عضویت در ان پی تی موافقت کردند. در سال ۱۹۹۵، با پایان این دوره، جنگ سرد تازه به پایان رسیده بود و کلاهک‌های هسته‌ای آمریکا و روسیه با نرخ ترکیبی سالانه ۳۰۰۰ عدد در حال برچیده شدن بودند. خلع سلاح هسته‌ای در دسترس به نظر می‌رسید و ان پی تی دائمی شد. اما متأسفانه در دهه گذشته، روند کاهش ذخایر جهانی کلاهک‌ها متوقف شد—در حالی که حدود ۱۰ هزار کلاهک همچنان وجود دارد—و با افزایش توان چین، این روند دوباره رو به افزایش گذاشته است

۱۹۰ عضو ان پی تی که قرار است در ماه مه در سازمان ملل برای بررسی وضعیت پایبندی به این پیمان گرد هم آیند، در دو بازبینی قبلی از سال ۲۰۱۰ تاکنون نتوانسته‌اند به اجماع برسند

برنامه هسته ای ایران

معضل اشاعه هسته‌ای ایران. در سال ۲۰۱۱، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نتیجه گرفت که ایران پیش از سال ۲۰۰۳ برنامه‌ای برای توسعه سلاح هسته‌ای داشته است. در سال ۲۰۰۳، رهبر وقت، آیت‌الله علی خامنه‌ای، فتوایی صادر کرد که سلاح‌های کشتار جمعی را «حرام» اعلام می‌کرد. میزان الزام‌آوری این فتوا محل بحث بوده است، اما آخرین گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا درباره برنامه هسته‌ای ایران تصریح می‌کند: “بر اساس ارزیابی‌های رسمی آمریکا، ایران برنامه سلاح هسته‌ای خود را در اواخر سال ۲۰۰۳ متوقف کرده و آن را از سر نگرفته است”

در سال ۲۰۱۸، رئیس‌جمهور ترامپ به‌طور خودسرانه آمریکا را از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) که در دوره دولت اوباما مذاکره شده بود خارج کرد—توافقی که در آن ایران پذیرفته بود محدودیت‌های شدیدی بر بخش‌های مختلف برنامه هسته‌ای خود برای ۱۵ سال یا بیشتر اعمال کند. ترامپ برای وادار کردن ایران به پذیرش «توافقی بهتر» از آنچه به اوباما داده بود، تحریم‌های اولیه و ثانویه شدید را دوباره بر اقتصاد ایران اعمال کرد. نه شورای امنیت سازمان ملل و نه شورای حکام آژانس واکنشی نشان ندادند، اما دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، چنین گفت: من عمیقاً نگران اعلام امروز ایالات متحده مبنی بر خروج از برجام  و آغاز بازگرداندن تحریم‌های آمریکا هستم… من همواره تأکید کرده‌ام که برجام یک دستاورد مهم در عدم اشاعه هسته‌ای و دیپلماسی بوده و به صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی کمک کرده است

با توجه به مخالفت گسترده با برجام در کنگره، دولت بایدن اولویت بالایی برای مذاکره جهت احیای آن قائل نشد. از زمان انتخاب مجدد ترامپ، وضعیت به‌سرعت رو به وخامت گذاشته است

در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، شورای حکام آژانس اعلام کرد که «ایران به‌طور کامل با آژانس همکاری نکرده است، آن‌گونه که در توافق پادمان‌ها الزام شده است.» تمرکز این انتقاد بر توضیحات ناکافی ایران درباره فعالیت‌هایی بود که تا سال ۲۰۰۳ انجام داده بود—موضوعاتی که آژانس پس از جمع‌بندی خود در گزارش دسامبر ۲۰۱۵ تحت عنوان «ارزیابی نهایی مسائل گذشته و حال درباره برنامه هسته‌ای ایران» آن‌ها را مختومه اعلام کرده بود، درست پیش از اجرایی شدن برجام در ژانویه ۲۰۱۶.

یک روز پس از بیانیه شورای حکام، در حالی که ایالات متحده در حال مذاکره با ایران بود، اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرد. رئیس‌جمهور ترامپ دستور داد نیروهای آمریکایی نیز به این حمله بپیوندند و با بمب‌های سنگرشکن عظیم، سالن‌های زیرزمینی سانتریفیوژ ایران را بمباران کنند

بار دیگر، در ۲۷ فوریه، در وقفه‌ای در دور دوم مذاکرات آمریکا با ایران، وزیر امور خارجه عمان که نقش میانجی داشت، در مصاحبه‌ای با  تلویزوین سی.بی.اس گزارش داد که مذاکره‌کنندگان به «پیشرفت قابل‌توجهی» در جهت توافق برای مهار برنامه هسته‌ای ایران دست یافته‌اند و ایران آمادگی دارد تولید اورانیوم با غنای بالا را متوقف کرده و ذخایر موجود خود را رقیق کند. اما روز بعد، اسرائیل حمله کرد و رهبر عالی ایران و بخش زیادی از رهبری نظامی آن را به قتل رساند، و ترامپ بار دیگر دستور داد نیروهای آمریکایی در موج شدید بعدی بمباران ایران مشارکت کنند

شورای امنیت سازمان ملل این حملات علیه ایران را محکوم نکرد، اما حملات تلافی‌جویانه ایران علیه همسایگان عرب متحد آمریکا در خلیج فارس و نیز بستن تنگه هرمز را محکوم کرد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیساتی که تحت نظارت آن بود را محکوم نکرد، هرچند نتیجه این حملات تصمیم ایران برای مسدود کردن دسترسی آژانس به سایت‌های بمباران‌شده بود، بخاطر بیم آنکه بازرسی‌های آژانس برای اهداف اطلاعاتی توسط آمریکا و اسرائیل استفاده شود

مذاکرات آمریکا با ایران. نقطه اصلی اختلاف در مذاکرات از زمان علنی شدن برنامه هسته‌ای ایران در سال ۲۰۰۳، موضوع غنی‌سازی اورانیوم بوده است. ایران مدعی است که بر اساس ان پی تیT حق دارد برای اهداف صلح‌آمیز اورانیوم غنی‌سازی کند. با این حال، غنی‌سازی اورانیوم میتواند مسیری به سمت دستیابی به سلاح هسته‌ای نیز فراهم کند

دیدگاه ما این است که هیچ توجیه اقتصادی برای یک برنامه کوچک غنی‌سازی وجود ندارد. چهار تأمین‌کننده بزرگ—روسیه؛ یورنکو (شرکتی مشترک میان آلمان، هلند و بریتانیا)؛ چین؛ و فرانسه—ظرفیت کافی برای تأمین سوخت نیروگاه‌های هسته‌ای جهان با هزینه کمتر دارند. حتی ایالات متحده، با بزرگ‌ترین ظرفیت تولید برق هسته‌ای جهان (یک‌چهارم کل ظرفیت جهانی)، از سال ۲۰۱۳ خدمات غنی‌سازی را از این تأمین‌کنندگان خریداری کرده است، زمانی که آخرین کارخانه‌های غنی‌سازی ناکارآمد خود را که در دوران جنگ سرد برای تولید اورانیوم با غنای بالا ساخته بود تعطیل کرد.

اگر کشورها بر ساخت تأسیسات غنی‌سازی غیراقتصادی اصرار داشته باشند، ما پیشنهاد کرده‌ایم که این تأسیسات تحت کنترل چندملیتی در قالب کنسرسیوم منطقه ای قرار گیرند، همان‌گونه که در مورد کنسرسیوم مشترک غنی سازی اروپا (یورنکو)  چنین است. ایران تمایل خود را برای قرار دادن برنامه غنی‌سازی تحت کنترل چندملیتی ابراز کرده، اما با انتقال آن به یک کشور بی‌طرف مخالف است

پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای و بازگرداندن تحریم‌ها، ایران در واکنش، سطح غنی‌سازی را به‌تدریج افزایش داد و از سقف ۳.۶۷ درصد فراتر رفت. در نهایت، ایران بخشی از اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی‌سازی کرد—اندکی کمتر از سطح تسلیحاتی (۹۰ درصد). تا زمان آغاز حملات در ژوئن ۲۰۲۵، ایران حدود نیم تُن اورانیوم با این سطح تولید کرده بود. با استفاده از این مواد، ایران می‌توانست با یک زنجیره از ۱۷۵ سانتریفیوژ پیشرفته، مواد لازم برای حدود ۱۰ بمب را تولید کند، با نرخ تقریبی یک بمب در هر ۲۵ روز

بعد از اینکه ایران عبور و مرور در تنگه هرمز را متوقف کرد و طرح  پوششی آمریکا برای ضبط اورانیوم با غنای بالای ایران ، که به گفته ایران شکست خورد، مذاکرات جدید آمریکا و ایران در اسلام‌آباد، پایتخت پاکستان، آغاز شد. موفقیت یا شکست این مذاکرات پیامدهای عظیمی برای صلح در خاورمیانه—و برای اشاعه هسته‌ای در سطح جهان—خواهد داشت

سیاست ناسازگار عدم اشاعه. با وجود جنگ بر سر برنامه غنی‌سازی ایران، رئیس‌جمهور ترامپ به‌طور متناقضی به کره جنوبی و عربستان سعودی اجازه داده است برنامه‌های غنی‌سازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت مصرف‌شده را توسعه دهند. «بازفرآوری» فرآیندی شیمیایی برای جداسازی پلوتونیوم—یکی دیگر از مواد مورد استفاده در سلاح هسته‌ای—از سوخت مصرف‌شده است

همان‌گونه که گفته شد، هیچ توجیه اقتصادی برای برنامه‌های جدید ملی غنی‌سازی در مقیاس کوچک وجود ندارد. اگرچه در حال حاضر تقاضا برای خدمات غنی‌سازی افزایش یافته است، اما تأسیسات کوچک ملی همچنان رقابتی نیستند. پلوتونیوم بازیافتی نیز در مقیاس تجاری با سوخت اورانیوم کم‌غنی‌شده رقابت‌پذیر نیست

با این حال، ترامپ بدون مشورت لازم با کنگره، متعهد شده است که از تلاش‌های کره جنوبی و عربستان برای دستیابی به این فناوری‌ها حمایت کند. دلایل نگرانی روشن است: در کره جنوبی، ۷۶ درصد مردم از بازدارندگی هسته‌ای حمایت می‌کنند. در عربستان نیز ولیعهد اعلام کرده اگر ایران به سلاح هسته‌ای برسد، آن‌ها نیز چنین خواهند کرد. ترامپ همچنین از مخالفت عربستان با پروتکل الحاقی آژانس حمایت کرده است

ترامپ این توافقات را در چارچوب رویکرد معاملاتی خود انجام داده است—رویکردی که در آن قواعد در صورت پرداخت کافی قابل نادیده گرفتن هستند

بی‌اعتنایی ترامپ به قواعد، نظم جهانی را در ابعاد مختلف به خطر انداخته است. با این حال، نمی‌توان دفاع از رژیم عدم اشاعه را به آینده موکول کرد؛ در غیر این صورت، ممکن است خود را در جهانی مملو از قدرت‌های هسته‌ای بیابیم

https://thebulletin.org/2026/04/taking-a-sledgehammer-to-the-nuclear-nonproliferation-regime/#post-heading

Interviews, پوشش رسانه ای, مصاحبه ها

موسویان در «الوطن» نقشه راه روابط ایران و آمریکا را ارائه می‌دهد

مصاحبه با الوطن مصر-23آوریل 2026

مسؤول سابق در «شورای عالی امنیت ملی ایران» نقشه راهی برای حل مناقشه میان واشنگتن و تهران ارائه می‌دهد

 
نویسنده: محمد عبدالعزیز
23
آوریل 2026

سید حسین موسویان، رئیس پیشین کمیته روابط خارجی در شورای عالی امنیت ملی ایران، دیپلمات سابق و استاد دانشگاه پرینستون، در گفت‌وگویی با «الوطن» تحلیلی گسترده از روابط ایران و آمریکا ارائه داد؛ تحلیلی که بیش از آنکه صرفاً پاسخ به پرسش‌های سیاسی باشد، تلاشی برای بازتعریف چارچوب کامل این مناقشه به نظر می‌رسد

از ابتدا، موسویان خطی میان گذشته و حال ترسیم می‌کند. به باور او، بحران دیگر صرفاً حول برنامه هسته‌ای نمی‌چرخد، بلکه به ساختاری گسترده‌تر از تنش‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. او تأکید می‌کند که تجربه چند دهه گذشته میان تهران و واشنگتن نشان داده است که همه توافق‌های جزئی و محدود پایدار نبوده‌اند و معمولاً تحت فشار تحولات منطقه‌ای یا تغییر دولت‌ها فروپاشیده‌اند. از این رو، او ایده‌ای متفاوت مطرح می‌کند: هر توافق آینده تنها زمانی موفق خواهد بود که ابتدا «تصویر نهایی» روابط دو کشور مشخص شود. به بیان او، بدون تصور روشن از شکل نهایی رابطه، هیچ توافق تدریجی یا جزئی معنا ندارد. او در این چارچوب به نوعی بازگشت تدریجی به وضعیت پیش از بحران گروگان‌گیری و پس از انقلاب 1979 اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند این دیدگاه صرفاً نظری نیست، بلکه به یک «نقشه راه» پنج‌بندی منسجم تبدیل می‌شود که در گفت‌وگوی خود مطرح کرده است

نقشه راه روابط ایران و آمریکا را ارائه می‌دهد

سؤال: چگونه می‌توان به توافقی رسید که هم آمریکا و هم ایران را راضی کند؟

درس اصلی 47 سال گذشته این است که همه توافق‌های جزئی یا تک‌موضوعی میان واشنگتن و تهران شکست خورده‌اند. بنابراین دو کشور به یک توافق جامع نیاز دارند، نه یک توافق محدود دیگر. زیرا باید تصویر روشنی از وضعیت نهایی وجود داشته باشد. این وضعیت نهایی می‌تواند حرکت تدریجی به سمت عادی‌سازی روابط باشد، به‌گونه‌ای که روابط دو کشور به شرایط پس از انقلاب 1979 و پیش از بحران گروگان‌گیری بازگردد

سؤال: نقشه راه پیشنهادی چیست؟

به نظر من، این نقشه راه بر پنج اصل استوار است

  1. پرونده هسته‌ای: آمریکا می‌خواهد ایران در معاهده ان پی تی باقی بماند و سلاح هسته‌ای نسازد، چون استراتژی آمریکا، حفظ انحصار هسته‌ای اسرائیل در منطقه است. بنابراین، آمریکا باید حق ایران را طبق معاهده ان پی تی به رسمیت بشناسد که شامل حق غنی سازی است همان‌طور که برای کشورهایی مانند ژاپن، برزیل و آرژانتین قائل شده است. ایران نیز می‌تواند در اعمال این حق خویشتنداری نشان دهد، از جمله پذیرش غنی‌سازی صفر برای دوره‌ای مشخص، کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده به زیر 5 درصد برای مصارف صلح‌آمیز، و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای رفع ابهامات فنی.
  2. بعد منطقه‌ای: احترام متقابل به منافع منطقه‌ای و پایان دادن به تنش‌های منطقه‌ای.
  3. تنش ایران و اسرائیل: « فیل در اتاق روابط ایران و آمریکا»، اسرائیل است. نیاز به میانجی‌گری آمریکا برای توقف تهدیدات متقابل نظامی و امنیتی بین اسرائیل و ایران وجود دارد.
  4. روابط ایران با متحدان عرب آمریکا: ایجاد چارچوبی برای همکاری و امنیت جمعی میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که به امنیت و ثبات منطقه کمک کند.
  5. توافق جامع متوازن: توافق باید متوازن باشد و آبروی همه طرف‌ها را حفظ کند

جنگ‌ها و درگیری‌ها در منطقه به نفع اسرائیل تمام شده‌اند

سؤال: آیا اسرائیل به بازیگر مسلط منطقه تبدیل شده است؟

بسیاری از جنگ‌ها و بحران‌های چند دهه اخیر، از جمله جنگ عراق علیه ایران و کویت، جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان، مداخله ناتو در لیبی، جنگ عربستان در یمن و بحران سوریه، در نهایت به نفع اسرائیل تمام شده‌اند و به تقویت موقعیت آن کمک کرده‌اند. این روند با راهبرد نتانیاهو در مورد “اسرائیل بزرگ” همسو بوده است. حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. با این حال، حملات موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل آسیب قابل توجهی وارد کرد و بازدارندگی منطقه‌ای اسرائیل را تضعیف نمود

پیام ایران به کشورهای خلیج فارس

سئوال: پیام ایران به کشورهای منطقه چیست؟

پیام ایران به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیشتر به بازنگری در معماری امنیت منطقه‌ای مربوط است. آمریکا به‌تدریج در حال کاهش حضور نظامی خود در منطقه است تا بر رقابت‌های جهانی تمرکز کند. جنگ اخیر نشان داد که پایگاه‌های آمریکا در منطقه نتوانسته‌اند امنیت پایدار ایجاد کنند. نتیجه این است که امنیت منطقه باید بیشتر بر دوش کشورهای خود منطقه باشد، نه قدرت‌های خارجی. این موضوع با مدل مشابه در اروپا درباره ناتو مقایسه می‌شود. در کتابی که در سال 2020 منتشر کردم با عنوان «ساختار جدید امنیت، صلح و همکاری در خلیج فارس»، چارچوبی جامع برای این موضوع ارائه دادم. اگر این دیدگاه‌ها جدی گرفته می‌شد، شاید منطقه از صدها میلیارد دلار خسارت جلوگیری می‌کرد

تحریم‌ها و اقتصاد ایران

سئوال: تاثیر تحریمهای بر ایران چیست؟

تحریم‌های طولانی و فشار اقتصادی، تفکر راهبردی ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. حتی پیش از جنگ‌های اخیر، ایران با مشکلات ساختاری اقتصادی مانند بیکاری، فقر و فساد مواجه بود. جنگ‌ها نیز صدها میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کردند. این شرایط باعث شده بخشی از تصمیم‌گیران به این نتیجه برسند که ادامه این روند هزینه‌های فزاینده‌ای دارد. منتهی واقعیت این است که بدون توافق با آمریکا، تحریمها برطرف نخواهد شد و مشکلات اقتصادی تشدید خواهد شد. بنابراین رفع تحریم‌ها به اولویت راهبردی تبدیل شده است. منتهی توافق پایدار با واشنگتن، واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای ثبات اقتصادی تلقی می‌شود

راه‌حل، توافق جامع است

سئوال: راه توافق پایدار با آمریکا چیست؟

تمام توافق‌های تک موردی میان ایران و آمریکا در 48 سال گذشته شکست خورده‌اند. بنابراین تنها راه، یک توافق جامع است که بطور مرحله‌ای اجراء شود که هدف نهایی آن عادی‌سازی تدریجی روابط و بازگرداندن آن به “وضعیت پس از 1979 و پیش از بحران گروگان‌گیری” باشد

برنامه هسته‌ای و بازدارندگی

سئوال: آیا حملات نظامی آمریکا، استراتژی هسته ای ایران را تغییر داده؟

خیر. منتهی در مقاله‌ای مشترک با پروفسور فرانک فون هیپل در مجله «دانشمندان اتمی» تأکید کردیم که بحران هسته‌ای ایران به سطحی بی‌سابقه رسیده است. تهدیدهای شدید آمریکا، از جمله تهدید به نابودی ایران، می‌تواند هر کشوری را به سمت ایجاد بازدارندگی هسته‌ای سوق دهد

تنگه هرمز و بازدارندگی ایران

سئوال: آیا ایران از تنگه هرمز بعنوان ایزار بازدارندگی استفاده میکند؟

حمله دوم آمریکا باعث شد ایران استفاده از تنگه هرمز را جدی‌تر بررسی کند. اثر این موضوع بر بازارهای جهانی نشان داد که ایران تاکنون صبور بوده و به‌طور کامل از این موضوع مهم بعنوان بازدارندگی استفاده نکرده  اما احتمالاً در آینده نقش مهمی در راهبرد امنیتی ایران خواهد داشت

مقاومت ایران و محاسبات جدید

سئوال: آیا حملات اخیر آمریکا، محاسبات ایران را تغییر داده؟

با وجود خسارات زیادی که آمریکا و اسرائیل به ایران زدند، اما آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف خود برای تغییر نظام ناکام بوده‌اند ضمن اینکه ایران نیز با پاسخ موشکی و پهپادی خود هزینه‌هایی بر طرف مقابل تحمیل کرده است. ایران توانسته در برابر دو موج حملات نظامی آمریکا مقاومت کند و این امر به افزایش اعتماد به نفس و تقویت موقعیت آن در مذاکرات آینده منجر شده است

https://www.elwatannews.com/news/details/8271490

رسانه, مصاحبه ها

موسویان: بدون حمایت آمریکا، اسرائیل توان جنگ با ایران را ندارد

مصاحبه با تلویزیون ملی چین. سوم آوریل 2026

آیا تلاش انگلیس در مورد ایجاد یک ائتلاف جهانی برای بازگشایی تنگه هرمز می‌تواند به درگیری بزرگ‌تری منجر شود؟
بله. چنین اقدامی، بحران را گسترش خواهد داد. حتی آمریکا با قدرتمندترین ارتش جهان نتوانسته تنگه هرمز را به طور کامل باز کند. در واقع تنگه کاملاً بسته نیست، بلکه فقط برای کشورهایی که در جنگ با ایران هستند یا از جنگ علیه ایران حمایت می‌کنند محدود شده است. اگر بریتانیا هم وارد این ائتلاف شود، بعید است کشورهای زیادی همراهی کنند و حتی اگرهم بپیوندند، بعید است بتوانند بیش از آنچه آمریکا انجام داده، کاری از پیش ببرند

شانس دیپلماسی چقدر است؟
ایران از آغاز بحران هسته‌ای همواره از دیپلماسی حمایت کرده است. توافق برجام در سال ۲۰۱۵ حاصل شد و ایران به آن پایبند بود، اما آمریکا از آن خارج شد. در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نیز مذاکرات پیشرفت زیادی داشت و توافق در دسترس بود، اما آمریکا روند را متوقف کرد و به ایران حمله کرد. بنابراین مشکل اصلی برای ایران بی‌اعتمادی به آمریکا است. در غیر این صورت ایران مشکلی با دیپلماسی ندارد

ایران چگونه می‌تواند تضمین بگیرد که دوباره مورد حمله قرار نگیرد؟
موسویان: یکی از راه‌ها صدور قطعنامه شورای امنیت برای محکومیت حمله آمریکا و اسرائیل است. در غیر این صورت باید یک ابتکار بین‌المللی شکل بگیرد. آمریکا باید تعهد بدهد که دوباره حمله نکند و کشورهایی مانند پاکستان، مصر و ترکیه همراه با قدرت‌هایی مثل چین و روسیه می‌توانند این تعهد را تقویت و به ایران اطمینان بدهند

آیا اسرائیل هم باید به چنین تعهدی پایبند باشد؟
اگر آمریکا درگیر جنگ با ایران نشود، اسرائیل به ایران حمله نمی کند. اسرائیل طی دهه‌های گذشته همواره آمریکا را برای حمله به ایران تحت فشار قرار داده است. بدون حمایت آمریکا، اسرائیل توان جنگ با ایران را ندارد.

آیا درگیری در هفته‌های آینده تشدید خواهد شد؟
همه چیز به تصمیم رئیس‌جمهور ترامپ بستگی دارد. ایران نشان داده که مقاومت خواهد کرد و به حملات خود علیه پایگاه‌های آمریکا و اسرائیل ادامه می‌دهد. با وجود بیش از ۲۰ هزار حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و خسارات گسترده، به نظر می‌رسد آمریکا و اسرالئیل به این نتیجه رسیده‌اند که نه تغییر حکومت ممکن است و نه کنترل نفت ایران. بنابراین ممکن است اکنون به سمت پایان دادن به جنگ حرکت کنند

https://fa.shafaqna.com/news/2239348/

Articles, Media, رسانه, مقاله ها, نوشته ها

نقشه راه مذاکرات موفق و پایدار بین ایران و آمریکا

مقاله بولتن اتمی دانشمندان هسته ای آمریکا

نوشته سید حسین موسویان

5 فوریه 2026

غنی‌سازی صفر، نه واقع‌بینانه است نه قابل دوام

بدون پیمان های منطقه ای عدم تجاوز و سلاحهای متعارف، انتظار محدودیت دفاعی پایدار نیست

https://www.rouydad24.ir/fa/news/445812

Articles, Media, انتشارات, رسانه, مقاله ها

For Iran, another US–Israeli attack would be an ‘existential war’

Opinion: Middle East Eye

Seyed Hossein Mousavian

27 January 2026

• The three phases of the U.S. strategy over the past year to bring about regime change in Iran—and the five factors shaping its outcome

• This moment is a “bloody pause” before a potential “regional explosion”

• For Iran, a next US–Israeli attack would be an “existential war”, eliminating any incentive for restraint and unleashing a conflict that would be impossible to control

• If catastrophe is to be avoided, President Trump must rethink a “surrender-driven strategy” and move toward a “broad, face-saving deal” with Iran – ending 47 years of confrontation before the region is pushed into irreversible war

https://www.middleeasteye.net/opinion/for-iran-another-us-israel-attack-would-be-an-existential-war

Articles, Media, انتشارات, رسانه, مقاله ها

حمله بعدی آمریکا، جنگ موجودیتی برای ایران است | روایت موسویان از طرح سه فازی آمریکا علیه ایران و ۵ عامل تعیین‌کننده آینده

میدل ایست آی

بیست وهفت ژانویه 2026

سید حسین موسویان سفیر ایران در آلمان و در دولت خاتمی می گوید ایران درگیر یک طرح سه فازی توسط آمریکا شده است. طرحی که احتمالا به یک جنگ ختم خواهد شد. اما اینبار این جنگ وضعیت متفاوتی نسبت به حمله گذشته دارد، چون برای ایران، ماهیتی موجودیتی خواهد داشت و هرگونه انگیزه برای خویشتن‌داری را از میان برده و درگیری‌ای را آزاد می‌کند که مهار آن ناممکن خواهد بود

سید حسین موسویان سفیر ایران در آلمان و در دولت خاتمی معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی در دوران ریاست حسن روحانی و عضو هیئت مذاکرات هسته‌ای ایران بود و در سال ۱۳۸۶ بازداشت شد. او یادداشتی در نشریه میدل ایست آی منتشر کرده و گفته ایران با بحرانی روبه‌روست که در دهه‌های اخیر نظیر آن را تجربه نکرده است. در میان ناآرامی‌های داخلی، بی‌ثباتی اقتصادی و تنش‌های فزاینده با ایالات متحده و اسرائیل، تهران در وضعیت بسیار خطرناک با پیامد‌های عمیق منطقه‌ای و جهانی قرار دارد

https://www.rouydad24.ir/fa/news/444816/