Articles, Media

بحران اساسی اعتماد به پیمان‌های بین‌المللی؛ پیامد تجاوز به ایران

نویسنده سید حسین موسویان-میدل ایست آی-چهارم می 2026

به گزارش ایسنا، «سید حسین موسویان» سفیر پیشین ایران در آلمان در گزارشی مطرح کرد که هم‌زمان با برگزاری کنفرانس بازبینی پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی(ان‌پی‌تی) در نیویورک اعتبار این پیمان تحت فشار بی‌سابقه‌ای قرار گرفته است، چراکه این پیمان بین‌المللی که بر اساس یک «معامله بزرگ» میان محدودیت‌های هسته‌ای تضمین‌های امنیتی طراحی شده، اکنون با بحران عمیق‌تری روبه‌روست

به گفته موسویان، این بحران ناشی از عدم پایبندی فنی نیست، بلکه بحرانی ناشی از از دست رفتن اعتماد سیاسی است

او با اشاره به سابقه مذاکرات پیرامون حل‌وفصل مسئله برنامه هسته‌ای ایران، همکاری‌های ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ذیل توافق جامع پادمانی و اجرای توافق ان‌پی‌تی در ایران که از زمان توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵ تحت یکی از سختگیرانه‌ترین مقررات نظارت و راستی‌آزمایی آژانس قرار داشته است، نوشته هیچ گاه شواهدی برای اثبات ادعای وجود یک برنامه فعال تسلیحات اتمی در ایران در گزارش‌های فنی متعدد آژانس و ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا وجود نداشت است

این سیاستمدار ایرانی با اشاره به خروج «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا از توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۸ و حصول برخی پیشرفت‌ها در مذاکرات هسته‌ای با دولت دوم او در سال‌ ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نوشته در نهایت، این  پیشرفت‌ها با تشدید تحریم‌ها تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تحت‌الشاع قرار گرفت

شفافیت می‌تواند آسیب‌پذیری راهبردی را افزایش دهد

موسویان در گزارش خود که در وبگاه خبری میدل ایست آی منتشر شده است، نوشت: این تجربه به درس‌های راهبردی مشخصی مبدل شده است که اکنون نگاه هسته‌ای ایران را شکل می‌دهد. اول این که پایبندی به قوانین امنیت را تضمین نمی‌کند. عضویت در ان‌پی‌تی و اجرای پادمان‌های آژانس، نه‌تنها تضمین امنیتی به همراه نداشت، بلکه آسیب‌پذیری را تشدید کرد که در اقداماتی از جمله تحریم‌های جامع، حملات سایبری مانند ویروس استاکس‌نت، ترور و به شهادت رساندن دانشمندان هسته‌ای-از شهید «محسن فخری‌زاده» در ۲۰۲۰ تا ۱۴ دانشمند هسته‌ای  دیگر در عملیات موسوم به «شیر غران» رژیم صهیونیستی و نهایتا حملات نظامی به تاسیسات هسته‌ای ایران در نطنز، اصفهان و اراک

 دومین درس این است که شفافیت می‌تواند آسیب‌پذیری راهبردی را افزایش دهد. افزایش جزئیات و بازرسی‌های دقیق اطلاعات حساس درباره تاسیسات و کارکنان را در اختیار طرف‌هایی قرار می‌دهد که از آن در اقدامات قهری بهره‌برداری می‌کنند

سوم این که از دیدگاه ایران آژانس سیاسی شده است. مقامات ایرانی دیگر آژانس را یک نهاد منحصرا فنی نمی‌بینند بلکه معتقدند دیده‌بان هسته‌ای سازمان ملل تحت تاثیر فشارهای ژئوپولیتیکی غرب است و گزارش‌های آن را دارای «انگیزه سیاسی» می‌دانند که از بی‌طرفی فنی فاصله گرفته است

اعتماد ایران به آژانس تضعیف شده است

نگارنده معتقد است: بی‌اعتمادی فزاینده ایران به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طی دو دهه گذشته شکل گرفته است. «حیدر مصلحی» وزیر اطلاعات پیشین ایران در سال ۲۰۱۰ آژانس را به جاسوسی متهم کرد. پس از حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به تاسیسات اتمی ایران در سال ۲۰۲۵ این  بدگمانی تشدید یافت و «محمود نبویان» نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی مدعی شد که ریزتراشه‌های جاسوسی در کفش بازرسان آژانس هنگام تفتیش امنیتی در تاسیسات اتمی ایران کشف شده است

درس راهبردی چهارم برای ایران این بود که روند راستی‌آزمایی اقدامات قهری را تسهیل می‌کند؛ ‌گزارش‌های پادمانی و قطعنامه‌ها از دیدگاه ایران یک توجیه حقوقی و سیاسی برای اعمال تحریم‌ها، انزوای دیپلماتیک و دیگر اشکال اعمال فشار محسوب می‌شود

در همین راستا، «سرگئی لاوروف» وزیر امور خارجه ایران پس از حملات متجاوزانه به تاسیسات اتمی ایران آژانس را متهم کرد که بهانه‌هایی برای حملات هوایی به این تاسیسات فراهم آورده است

در نتیجه، اعتماد ایران به بی‌طرفی آژانس کاهش یافته و درخواست‌ها برای محدودسازی دسترسی‌های آژانس را در تهران افزایش داده است

درس پنجم ایران این بوده است که آمریکا و رژیم صهیونیستی نقش اصلی و تعیین‌کننده‌ای در پرونده هسته‌ای ایران داشته‌اند و نهادهای چندجانبه مانند شورای امنیت سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نقشی ثانویه و تشریفاتی داشته‌اند. بی‌عملی این نهادها و ناتوانی آن‌ها از موضع‌گیری‌های هرچند جزئی مانند محکومیت آشکار ترورهای دانشمندان هسته‌ای یا حملات به تاسیسات اتمی ایران پرسش‌هایی را درباره بی‌طرفی و استقلال این نهادها برانگیخته و رویدادهایی مانند کنفرانس بازبینی ان‌پی‌تی را سازوکاری نه‌چندان اثرگذار و عمدتا روندی وقت‌گیر بدون در بر داشتن نتیجه‌ای هدفمند جلوه می‌دهد

بازدارندگی راهبردی تضمین نهایی بقاست، نه پایبندی به پیمان‌ها

در بخش پایانی این مطلب مطرح شده است: این تحولات اعتبار ان‌پی‌تی، ‌ آژانس و شورای امنیت را در نگاه بسیاری از کشورها، به‌ویژه ایران تضعیف کرده است. از دید تهران، سال‌ها پایبندی، بازرسی‌های دقیق و توافقات نه‌ منجر به امنیت شد و نه عادی‌سازی؛ ‌ بلکه تحریم، اجبار و خرابکاری و نهایتا حمله نظامی به همراه داشت. در همین حال، ‌ برخی از کشورهایی که سلاح اتمی ندارند توانمندی و ظرفیت پیشرفته غنی‌سازی اورانیوم را بدون درخواستی برای برچیدن آن حفظ کرده‌اند. از سوی دیگر نیز بازیگران غیرعضو در ان‌پی‌تی که سلاح اتمی دارند، ‌ عمدتا در برابر فشارهای مشابه مصون هستند

رژیم صهیونیستی که از عضویت در ان‌پی‌تی رویگردان بوده و به طور موثری مانع از اجرای قطعنامه‌های دیرینه سازمان ملل برای منطقه عاری از سلاح‌های کشتار جمعی در غرب آسیا شده است با فشار هدفمندی از سوی شورای امنیت، آژانس و قدرت‌های بزرگ در زمینه زرادخانه هسته‌ای خود مواجه نشده است. تضاد رویکردی که نسبت به برنامه هسته‌ای رژیم صهیونیستی وجود دارد در مقایسه با کره شمالی نشان می‌دهد که بازدارندگی راهبردی تضمین نهایی بقا است، نه پایبندی به پیمان‌ها

موسویان معتقد است که احیای مشروعیت نیازمند اقداماتی فراتر از تاییدهای تشریفاتی بوده و نیازمند بازسازی اعتماد نسبت به بی‌طرفی نهادهای بین‌المللی و بستن شکاف رو به گسترش میان اصول حقوقی و واقعیت‌های ژئوپولیتیکی است

https://www.isna.ir/news/1405021508638/

Articles, Media

War on Iran has triggered a fundamental crisis of trust in the nuclear non-proliferation treaty

By Seyed Hossein Mousavian, Middle East Eye, May 4, 2026

As diplomats convene in New York from 27 April to 22 May for the latest session of the Treaty on the Non-Proliferation of Nuclear Weapons (NPT) Review Conference, its credibility is under unprecedented strain.

Designed as a grand bargain between nuclear restraint and security assurances, the treaty now faces a deeper crisis – one not of technical compliance, but of political trust. Nowhere is this tension more visible than in the case of Iran.

For over two decades, Iran has been the most intensively monitored state under the safeguards of the International Atomic Energy Agency (IAEA). Of the IAEA’s entire budget, the highest portion is dedicated to monitoring, verification, and oversight of Iran’s nuclear programme – more than any other state.  

In the past two decades, successive IAEA reports, alongside publicly available US intelligence assessments, have not established conclusive evidence of an active nuclear weapons programme.

Since 2003, Tehran engaged in sustained negotiations with major powers, most notably reaching the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA), under which it undertook significant nuclear restrictions and remained in compliance.

Top of Form

Bottom of Form

However, the subsequent withdrawal of the United States from the agreement marked a critical rupture. In the years that followed, diplomatic efforts resumed, including US Iran talks in 2025 and 2026 as well as the Islamabad track, both of which reportedly achieved meaningful progress.

Yet these negotiations were ultimately overshadowed by renewed military action involving the US and Israel, alongside intensified sanctions and forms of economic and political blockade.

Strategic lessons

This experience has crystallised into a set of strategic lessons that now shape Iran’s nuclear outlook.

First, compliance does not guarantee security. Membership in the NPT and adherence to IAEA’s safeguards not only failed to provide security guarantees, but instead coincided with escalating vulnerabilities – manifested in comprehensive sanctions, sustained cyber operations such as the Stuxnet attack that damaged nuclear infrastructure, and ultimately military strikes – contributing, in Tehran’s view, to an existential threat reinforced by war and economic blockade.

Second, transparency can increase strategic exposure. Detailed disclosures and intrusive inspections reveal sensitive facilities and personnel, potentially increasing vulnerability by providing information that will be exploited in coercive actions, including cyber operations, sabotage incidents, targeted killings of nuclear scientists, and military strikes against key nuclear infrastructure, such as enrichment and heavy water facilities in Natanz, Isfahan, and Arak during US and Israeli operations.

At least 14 nuclear scientists are believed to be among those killed in Israel’s Operation Rising Lion, launched on 13 June 2025. Prior to 2025, several other Iranian scientists were killed in assassinations spanning from 2010 to 2020, including Mohsen Fakhrizadeh (2020), Majid Shahriari (2010), and Masoud Ali Mohammadi (2010).

Third, the IAEA is perceived as politically influenced. Iranian officials increasingly view the IAEA not as a purely technical body, but as one shaped by geopolitical pressures, particularly from western states.

Senior bodies – including Iran’s foreign ministry and Atomic Energy Organization – publicly criticised the agency’s reporting as “politically motivated” and reflective of external influence, especially in the context of Board of Governors resolutions and post-conflict assessments. Such statements underscore a growing perception in Tehran that the IAEA has deviated from strict technical neutrality and operates, at least in part, within broader political dynamics.

Erosion of trust

Distrust of the IAEA inside Iran has grown steadily over the past two decades, particularly amid allegations that inspections were exploited for intelligence purposes. In 2010, Iran’s Intelligence Minister Heidar Moslehi accused the IAEA of sending “spies working for foreign intelligence gathering organisations among its inspectors”.

After the 2025 Israeli attacks on Iranian nuclear facilities, such suspicions intensified. Senior Iranian lawmaker Mahmoud Nabavian accused IAEA inspectors of espionage and alleged that surveillance microchips had been discovered concealed in inspectors’ shoes during security checks at nuclear sites.

Years of compliance and intrusive inspections did not produce security or normalisation; instead, they culminated in sanctions, coercion, sabotage, and ultimately military attack

These accusations, whether accurate or not, further eroded Iranian confidence in the IAEA’s neutrality and strengthened calls in Tehran to restrict access to inspections.

Fourth, verification processes facilitate coercive measures. Safeguards reporting and resolutions are perceived as providing legal and political justification for sanctions, diplomatic isolation, and other forms of pressure. 

A few days after the 2025 Israeli-US strike on Iran, Russian Foreign Minister Sergey Lavrov accused the IAEA of providing “pretexts” that enabled Israel to justify its recent air strikes on Iranian nuclear sites.

Fifth, US and Israeli primacy in shaping the Iranian nuclear dossier. The trajectory of Iran’s nuclear negotiations since 2003 – culminating in the JCPOA and followed by subsequent developments, including the withdrawal of the United States from the agreement and escalating tensions that extended to military action by the US and Israel – leaves little doubt that these two actors have played the primary and decisive role in shaping the Iranian nuclear dossier.

In practice, the direction, pace, and outcomes of the process have been driven largely by Washington and Tel Aviv, while multilateral institutions have occupied a secondary and largely ineffective position. Bodies such as the UN Security Council and the IAEA, along with the broader framework of the NPT, appear in this context to have functioned primarily in reactive or procedural capacities rather than as independent and influential actors.

From this perspective, their inability to adopt even minimal positions – such as issuing clear condemnations of assassinations of Iranian nuclear scientists or military strikes targeting nuclear facilities – has been interpreted as evidence of diminished effectiveness and constrained autonomy.

This pattern raises critical questions regarding the capacity of the nonproliferation regime to function as an impartial and authoritative framework in the face of major geopolitical conflicts.

Viewed through this lens, the recurring review conferences of the NPT risk being perceived not as effective mechanisms of governance, but as largely procedural exercises that consume time and resources without delivering meaningful outcomes.

Credibility undermined

Taken together, these developments have severely undermined the credibility of the NPT, the IAEA, and the UNSC in the eyes of many states, particularly Iran. From Tehran’s perspective, years of compliance, intrusive inspections, and negotiated agreements did not produce security or normalisation; instead, they culminated in sanctions, coercion, sabotage, and ultimately military attack.

At the same time, other non-nuclear-weapon states continue to maintain advanced enrichment capabilities without facing demands for their elimination, while nuclear-armed states outside the NPT framework remain largely immune from comparable pressure.

Most notably, Israel has remained the only nuclear-armed state in the Middle East while refusing to join the NPT, effectively blocking implementation of long-standing UN resolutions calling for a Weapons of Mass Destruction Free Zone in the Middle East.

Yet neither the IAEA, nor the UNSC, nor the major world powers have exerted meaningful pressure on Israel regarding its nuclear arsenal. The contrast with North Korea has further reinforced the perception that strategic deterrence – not treaty compliance – provides the ultimate guarantee of survival. As a result, the foundational bargain of the NPT is increasingly being called into question.

If states conclude that adherence to nonproliferation obligations neither protects their security nor ensures equal treatment under international law, then confidence in the entire nonproliferation regime will continue to erode.

Restoring legitimacy will require far more than procedural reaffirmations; it demands rebuilding trust in the impartiality of international institutions and closing the widening gap between legal principles and geopolitical realities.

https://www.middleeasteye.net/opinion/war-iran-fundamental-crisis-trust-nuclear-non-proliferation-treaty

Articles, Publications

Foreign Affairs: America and Iran’s Long Road to Peace. A Grand Bargain Is Out of Reach, but a Comprehensive Deal Is Possible

Foreign Affairs, Seyed Hossein Mousavian, April 17, 2026

Summary of the 20-Point Proposal for a Comprehensive U.S.–Iran Agreement:

1. Use current direct talks as an opportunity to launch a path toward a comprehensive agreement and establish a sustainable mechanism for ongoing dialogue.

2. Move beyond deep-rooted mistrust by acknowledging historical realities on both sides.

3. End U.S. policies aimed at regime change or the use of force against Iran.

4. Shift the paradigm from confrontation to managing differences as a foundation for lasting peace.

5. Define a comprehensive framework addressing nuclear issues, the Strait of Hormuz, and other major concerns simultaneously.

6. Correct mutual misperceptions about the balance of power as a prerequisite for agreement.

7. Consolidate a ceasefire as an initial confidence-building measure.

8. Establish a shared objective: stable, non-confrontational relations.

9. Accept that neither side can defeat the other, making compromise essential.

10. Leverage mutual bargaining tools to achieve a balanced agreement.

11. Ensure mutual respect for each other’s regional interests and end regional confrontations.

12. Design a nuclear solution based on:

•U.S. recognition of Iran’s right to enrich uranium, with time-bound limitations (e.g., no enrichment for 10 years, followed by enrichment below 5%).

•Dilution of 60% enriched uranium, sealed and storage inside Iran under IAEA supervision.

•Creation of a regional joint enrichment consortium to ensure non-proliferation.

•A bilateral nuclear agreement ensuring Iran remains non-nuclear-weapon state while its rights are recognized without discrimination.

13. Expand cooperation to non-nuclear areas, especially security in the Strait of Hormuz.

14. Avoid escalatory policies like naval blockades and move toward maritime cooperation.

15. Establish a collective security mechanism among Persian Gulf states via a regional dialogue forum endorsed by the UN Security Council and managed by the UN Secretary-General.

16. Encourage a U.S. role in de-escalating Iran–Israel tensions and ending mutual military and existential threats.

17. Accept gradual normalization of U.S.–Iran relations instead of expecting a rapid, full agreement.

18. Initiate practical cooperation in areas of shared interest.

19. Restore relations to a status similar to the post-revolution period before the U.S. Embassy crisis.

20. Emphasize mutual flexibility as the key condition for achieving a comprehensive agreement.

https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-irans-long-road-peace

Articles, Publications, مقاله ها, نوشته ها

ارائه طرح جامع برای توافق ایران و آمریکا در مقاله فارین افرز: راه طولانی آمریکا و ایران به سوی صلح یک معامله بزرگ دور از دسترس اما یک توافق جامع ممکن است

سید حسین موسویان
۱۷ آوریل ۲۰۲۶

متن کامل مقاله فارین افرز

سید حسین موسویان از سال ۱۹۹۷تا ۲۰۰۵ریاست کمیته روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده داشت. او پژوهشگر همکار مدعو در دانشگاه پرینستون است و نویسنده کتاب «ایران و ایالات متحده: نگاهی از درون به گذشته شکست‌خورده و مسیر صلح» است

برای هر کسی که خواهان بهبود روابط ایران و آمریکا است، اکنون همزمان زمان امیدی بزرگ و ناامیدی عمیق است. از یک سو، هیئت‌های دو کشور آخر هفته گذشته برای نخستین بار در یک دهه گذشته به‌صورت حضوری با یکدیگر دیدار کردند و در طول شب مذاکره کردند به این امید که به یک توافق پایدار صلح دست یابند. رهبران هر یک از دو هیئت نه دیپلمات، بلکه سیاستمدارانی قدرتمند بودند — معاون رئیس‌جمهور آمریکا جی‌دی ونس و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران — که نشان می‌دهد دو کشور تا چه اندازه مذاکرات را جدی گرفته‌اند. اما از سوی دیگر، تنش‌ها میان دو کشور در نتیجه کارزار شش‌هفته‌ای بمباران آمریکا و اسرائیل در سطحی بسیار بالا قرار دارد. و با وجود تمام هیاهوی پیرامون آن، تازه‌ترین دور مذاکرات نتوانست به توافقی منجر شود

درک این موضوع دشوار نیست که چرا تهران و واشنگتن با وجود تمام انرژی‌ای که برای رسیدن به توافق صرف می‌کنند، در دستیابی به آن با مشکل روبه‌رو هستند. میان دو کشور به‌طور ضرب‌المثل «دریایی از خون» وجود دارد که مصالحه را به‌شدت دشوار می‌کند. این وضعیت عمدتاً نتیجه عملکرد واشنگتن است. در طول یک سال گذشته، ایالات متحده نه یک بار بلکه دو بار با ایران وارد جنگ شده است. این کشور رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای، ده‌ها فرمانده ارشد نظامی، و بیش از هزار غیرنظامی را کشته است. همچنین کمکی نمی‌کند که ایالات متحده و ایران هر دو بر مواضع حداکثری خود پافشاری کرده‌اند

اما با وجود بن‌بست کنونی در مذاکرات، آتش‌بس میان دو کشور همچنان برقرار است. قرار است گفت‌وگوها ادامه یابد، بنابراین دستیابی به یک توافق صلح همچنان ممکن است. با این حال، برای رسیدن به آن، تهران و واشنگتن باید رویکرد خود را نسبت به مذاکرات بازاندیشی کنند. آشکارترین مسئله این است که دو دولت باید درباره برنامه هسته‌ای ایران و آینده تنگه هرمز مصالحه کنند. آنها باید یک نظم منطقه‌ای همکاری‌محورتر ایجاد کنند. اما در سطحی گسترده‌تر، ایران و ایالات متحده باید خیال شکست کامل رقیب دیرینه خود را کنار بگذارند و درک کنند که باید به منافع یکدیگر احترام بگذارند. هر دو باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد. ادامه تظاهر به خلاف این واقعیت فقط بحران‌ها و درگیری‌های بیشتری را در حال و آینده به همراه خواهد آورد

واقعیت‌های ناخوشایند

تا اینجا، مسائل بازدارنده در مسیر توافق صلح ایران و آمریکا آشنا هستند. واشنگتن می‌خواهد تهران از اورانیوم غنی‌شده خود دست بکشد، توسعه بیشتر مواد هسته‌ای را متوقف کند، و کنترل تنگه هرمز را واگذار کند. جمهوری اسلامی از پذیرش هر یک از این اقدامات خودداری می‌کند. برای ایران، حق غنی‌سازی با مسائل حاکمیت، بازدارندگی، و غرور ملی گره خورده است. تهران این را عمیقاً تحقیرآمیز می‌داند که تنها عضو معاهده ان پی تی باشد که از حق قانونی غنی سازی محروم شود. در همین حال، تنگه یک دارایی راهبردی اساسی است. این گذرگاه به تسهیل تجارت ایران کمک می‌کند و همان‌گونه که این جنگ نشان داده، به ایران اهرم ژئوپلیتیکی می‌دهد

اما مذاکرات به دلایلی فراتر از اختلافات مشخص شکست خورد. این مذاکرات همچنین به دلیل برداشت‌های متفاوت از قدرت شکست خورد. ایران با احساسی از تاب‌آوری وارد مذاکرات شد. بالاخره، این کشور در برابر حمله مشترک آمریکا و اسرائیل که ترامپ ادعا کرده بود به فروپاشی نظام منجر خواهد شد، مقاومت کرده بود. با این حال، ایالات متحده نیز با این باور وارد میز مذاکره شد که دست بالا را دارد. اگرچه رهبران آمریکایی به خاطر پایداری و مقاومت تهران ناامید شده بودند، اما تصور می‌کردند خسارتی غیرقابل محاسبه به ساختار نظامی و امنیتی ایران وارد کرده‌اند. بنابراین فرض کردند که فشار مستمر و حداکثری می‌تواند ایران را وادار به امتیازدهی کند. هر دو برداشت، در بهترین حالت، بسیار ناقص هستند. اما با این وجود، همین برداشت‌ها شکستن بن‌بست را بسیار دشوار کرده است

با این حال، همین واقعیت که دو طرف در حال گفت‌وگو هستند، نشان می‌دهد که مسیری رو به جلو وجود دارد. و این مسیر باید با حفظ آتش‌بس آغاز شود، زیرا بازگشت به درگیری می‌تواند مذاکرات بلندمدت را از میان ببرد. آتش‌بس همچنین به ایجاد دست‌کم مقداری حسن نیت میان دو کشور کمک می‌کند: برای مثال، می‌تواند زمینه‌ساز اقدامات ملموس اعتمادساز شود، مانند کمک‌های بشردوستانه، کاهش بخشی از تحریم‌ها، یا ترتیبات فنی دریایی. برای نمونه، تهران و واشنگتن می‌توانند یک کریدور دریایی مشترک ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که غذا، دارو، و سوخت به سواحل ایران می‌رسد. تهران همچنین می‌تواند اتباع خارجی زندانی را آزاد کند و به کارکنان صلیب سرخ اجازه ورود به کشور بدهد، اگر واشنگتن برخی تحریم‌ها را برای یک دوره موقت تعلیق کند

افزایش اعتماد نیز به نوبه خود به ایران و ایالات متحده کمک خواهد کرد که به یک توافق دائمی دست یابند — مشروط بر اینکه بتوانند رویکرد متفاوتی به مذاکرات اتخاذ کنند. تهران و واشنگتن به‌جای آنکه صرفاً بدون نتیجه بر سر خواسته‌های خود چانه‌زنی کنند، باید فرایند دیپلماتیک بعدی را با تصمیم‌گیری درباره یک هدف مشترک نهایی آغاز کنند: روابطی باثبات، غیرخصمانه، و در نهایت عادی‌سازی کامل روابط. به عبارت دیگر، مقام‌های ایرانی و آمریکایی باید در پی ایجاد مکانیزمی باشند که در آن بتوانند اختلافات خود را از طریق دیپلماسی مستقیم حل کنند و در موضوعات دارای منافع مشترک همکاری کنند. این درک با روشن ساختن این موضوع برای هر طرف که کدام خطوط قرمز اهمیت دارند و کدام ندارند، مصالحه را آسان‌تر خواهد کرد

هر دو کشور باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد

هر یک از دو طرف همچنین باید این فرض را کنار بگذارد که دست بالا را در اختیار دارد. اگرچه مقام‌های آمریکایی و ایرانی هر دو در دو هفته گذشته اعلامیه‌های گسترده‌ای درباره پیروزی صادر کرده‌اند، حقیقت این است که هم واشنگتن و هم تهران کارت‌های قدرتمندی در اختیار دارند که در صورت ازسرگیری درگیری می‌توانند از آنها استفاده کنند. ایران کشوری بزرگ و کوهستانی است که ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و مردمانی که هزاران سال تاریخ مشترک دارند در آن زندگی می‌کنند. این کشور می‌تواند حتی در برابر یک تلاش مستمر آمریکا برای تغییر نظام نیز دوام بیاورد. اما ایالات متحده قدرتمندترین و مجهزترین ارتش جهان را در اختیار دارد و می‌تواند به اعمال تحریم‌های سخت و دیگر انواع فشار ادامه دهد. بنابراین می‌تواند همچنان رهبری ایران را هدف قرار دهد و آسیب بزرگی به غیرنظامیان وارد کند

هنگامی که این واقعیت‌ها پذیرفته شود، تهران و واشنگتن شاید سرانجام حاضر شوند درباره اهداف اصلی خود مصالحه کنند. این امر از مهم‌ترین نقطه اختلاف آغاز می‌شود: برنامه هسته‌ای ایران. چندین توافق عملی وجود دارد که دو طرف می‌توانند به آن دست یابند، به شرط آنکه ایالات متحده از خواسته خود مبنی بر کنار گذاشتن کامل غنی‌سازی از سوی تهران صرف‌نظر کند. برای مثال، واشنگتن می‌تواند حق ایران برای غنی‌سازی در چارچوب معاهده ان پی تی را به رسمیت بشناسد، در ازای تعهدی الزام‌آور از سوی تهران مبنی بر اینکه این حق را برای یک دوره زمانی مشخص اعمال نکند، به‌عنوان راهی برای افزایش اعتماد میان دو طرف. به نظر می‌رسد هر دو کشور نسبت به چنین ترتیبی گشوده هستند. بنا بر گزارش‌های واشنگتن پست و نیویورک تایمز، ایالات متحده خواستار تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی شده، در حالی که ایران پنج سال را پیشنهاد کرده است. دو طرف ممکن است در میانه راه، شاید بر سر ده سال، به توافق برسند. ایران همزمان متعهد خواهد شد که هنگامی که غنی‌سازی را از سر بگیرد، از سطح ۳.۶۷ درصد فراتر نرود — سطحی بسیار پایین‌تر از آستانه لازم برای سلاح هسته‌ای، اما به اندازه کافی بالا برای کمک به تأمین نیازهای انرژی کشور. تهران همچنین باید نظارت‌های گسترده آژانسبین المللی انرژی اتمی را بپذیرد. ایران ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی موجود را حفظ خواهد کرد، اما متعهد می‌شود کل این ذخیره را به ۳.۶۷ درصد رقیق کند، آن را مهر و موم کند، و در داخل ایران تحت نگهداری و نظارت مستمر آژانس نگه دارد

تهران همچنین ممکن است با ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی با کشورهای عرب همسایه موافقت کند. این ترتیبات که بر اساس کنسرسیوم اروپایی غنی‌سازی اورانیوم با روش انتشار گازی، یا  کنسرسیوم اروپا بنام یورودیف، الگوبرداری شده است، فعالیت‌های حساس چرخه سوخت را توزیع و به‌طور مشترک مدیریت خواهد کرد. بنابراین، این طرح نه تنها نگرانی‌های اشاعه درباره ایران، بلکه درباره کشورهای همسایه را نیز برطرف خواهد کرد. (برای مثال، عربستان سعودی خواهان تأسیسات غنی‌سازی است.) مصر، ترکیه، و حتی ایالات متحده و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌توانند به آن بپیوندند و تضمین‌های حتی قوی‌تری فراهم کنند که خاورمیانه برای همیشه منطقه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای باقی بماند. این اقدامات می‌تواند در قالب یک توافق هسته‌ای موازی میان واشنگتن و تهران تثبیت شود که در آن ایران بار دیگر وضعیت خود را به‌عنوان کشوری غیرهسته‌ای تأیید کند و ایالات متحده به‌طور رسمی از حق تهران برای فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز حمایت کند

صلح گام‌به‌گام

حل‌وفصل تنش‌های هسته‌ای بخش عمده مسیر توافق میان ایران و ایالات متحده را هموار خواهد کرد. اما دو کشور همچنین باید سایر اختلافات، از جمله بر سر تنگه هرمز، را حل کنند. از این رو تأسف‌آور است که واشنگتن تصمیم گرفته این آبراه و در واقع تمام رفت‌وآمد دریایی به بنادر اقیانوسی ایران و از آن را محاصره کند. این تصمیم جمهوری اسلامی را منزوی نخواهد کرد، زیرا ایران می‌تواند تجارت خود را از طریق دریای خزر و شبکه‌های زمینی از راه کشورهای همسایه تغییر مسیر دهد. اما این اقدام بی‌اعتمادی را عمیق‌تر خواهد کرد و مواضع تندروانه را تقویت خواهد کرد. در واقع، این اقدام خطر گسترش درگیری را در پی دارد. برای مثال، ممکن است نیروهای حوثی مورد حمایت ایران در یمن را به مختل کردن کشتیرانی در تنگه باب‌المندب سوق دهد، که تجارت جهانی بیشتری را مختل خواهد کرد. این وضعیت می‌تواند تنش‌های آمریکا با چین و هند را، که هر دو واردکنندگان عمده نفت ایران هستند، تشدید کند. این محاصره همچنین می‌تواند ایران را بار دیگر به بستن کامل تنگه هرمز سوق دهد و قیمت انرژی را به‌شدت افزایش دهد

برای جلوگیری از چنین فاجعه‌ای، هم ایران و هم ایالات متحده باید متعهد به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، مطابق با کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاهای سازمان ملل، شوند. اما حل‌وفصل تنش‌ها بر سر این آبراه احتمالاً مستلزم مشارکت هر هشت کشور حوزه خلیج فارس خواهد بود. برای ایجاد چارچوبی برای امنیت جمعی و همکاری در خلیج فارس، شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند دبیرکل این سازمان را موظف کند یک مجمع گفتگوی دائمی — شامل یک کارگروه امنیت دریایی — تشکیل دهد که در آن این کشورها و پنج عضو دائم شورای امنیت بتوانند اختلافات را بررسی و حل‌وفصل کنند. جنگ با ایران ممکن است یک موضوع دوجانبه تلقی شود، اما به‌طور جدی کشورهای عرب را نیز درگیر می‌کند

این مسئله همچنین اسرائیل را در بر می‌گیرد، و ایجاد صلح میان ایران و آن کشور بسیار دشوارتر خواهد بود. اما ایالات متحده به اندازه کافی بر اسرائیل نفوذ دارد که فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده آن را مهار کند. اگر ایران و ایالات متحده متعهد شوند به منافع یکدیگر احترام بگذارند و به رویارویی‌های نیابتی پایان دهند، میانجیگری آمریکا می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در کاهش تنش میان اسرائیل و ایران ایفا کند، از طریق کمک به دو طرف برای فاصله گرفتن از تهدیدهای متقابل امنیتی، نظامی، و وجودی و حرکت به سوی قواعد توافق‌شده برای خویشتنداری و مدیریت درگیری

همچنین بعید است که مذاکرات به عادی‌سازی کامل روابط میان واشنگتن و تهران منجر شود — دست‌کم در کوتاه‌مدت. این دو دولت برای مدت بسیار طولانی در تقابل با یکدیگر بوده‌اند که ناگهان بتوانند مسیر خود را تغییر دهند. دهه‌ها بی‌اعتمادی، رویارویی نظامی، و تحریم‌ها سطحی از خصومت ایجاد کرده است که به آسانی قابل بازگشت نیست. به بیان دیگر، دریای خون برای آشتی فوری بیش از حد عمیق است

این به آن معنا نیست که رویارویی ایران و آمریکا باید ادامه یابد. در واقع، نباید چنین شود. دو کشور منافع مهمی مشترک دارند — ثبات منطقه‌ای، امنیت دریایی، مبارزه با تروریسم، و عدم اشاعه — که از زمان انقلاب اسلامی به‌ندرت، یا هرگز، آنها را از طریق همکاری دنبال نکرده‌اند. با برنامه‌ریزی دقیق و امتیازدهی متقابل، دو کشور می‌توانند آغاز به انجام این کار کنند

روابط دو کشور نمی‌تواند به دوران شاه بازگردند، زمانی که ایران متحد نزدیک آمریکا بود. اما می‌توانند به وضعیتی بازگردند که پس از انقلاب ۱۹۷۹ و قبل از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران وجود داشت. در آن زمان روابط پرتنش و خصمانه بود اما همچنان برای مقداری همکاری کارآمد باقی مانده بود، تا زمانی که گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران در اواخر همان سال رخ داد. تعامل محتاطانه حتی می‌تواند در سال‌های آینده فضای لازم را برای عادی‌سازی کامل‌تر فراهم کند. دست‌کم، این روند به مقام‌های آمریکایی و ایرانی کمک خواهد کرد که به‌جای اتکا به صف بی‌پایان میانجیگران طرف ثالث، مستقیماً مذاکره کنند

اما برای رسیدن به این پایان نسبتاً خوش، هم تهران و هم واشنگتن باید انعطاف‌پذیرتر باشند. مذاکرات آخر هفته گذشته در اسلام‌آباد شکست خورد زیرا هر طرف به خواسته‌های سخت‌گیرانه خود چسبید، به‌جای آنکه امتیازهای سنجیده بدهد. هیچ‌یک از دو طرف نمی‌خواست طرف مقابل به پیروزی آشکاری دست یابد. در دور بعدی مذاکرات، آنها باید انتظارات خود را بازتنظیم کنند، موفقیت را از نو تعریف کنند، و آماده مصالحه باشند. اگر نتوانند، نتیجه بازگشت به رویارویی خواهد بود — با پیامدهایی که هیچ‌یک از دو طرف قادر به کنترل یا پیش‌بینی آن نخواهند بود

https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-irans-long-road-peace

Articles, Interviews, Media, Publications, مقاله ها

Op-ed: US-Israeli strikes can raze buildings, but they cannot extinguish Iranian identity 

Middle East Eye, March 3nd 2026

* Military force can destroy infrastructure and eliminate individuals, but it cannot extinguish national identity, religious conviction or historical memory. The lessons of 1953 still resonate. If history teaches anything, it is that interventions intended to secure stability often produce decades of unintended consequences.

* Both the US-Israeli military strikes on Iran in June 2025, and the attack in February 2026 occurred at moments when negotiations had achieved significant progress, according to Oman’s foreign minister.

* By officially declaring that its objective is regime collapse, the US framed the conflict as existential. Iran’s response is thus perceived domestically as a defence of national survival. 

* The choice now is stark: continue down a path of open-ended confrontation, or halt the escalation and return to diplomacy – before the damage becomes irreversible

* It would be wiser for US President Donald Trump to push now for an immediate ceasefire, to prevent further catastrophe. The longer this conflict continues, the harder it will be to contain.

https://www.middleeasteye.net/opinion/us-israeli-strikes-can-raze-buildings-they-cannot-extinguish-iranian-identity

Articles

Why Iran–US negotiations must move beyond a single-issue approach to the nuclear problem

Bulletin of Atomic Scientists

ByL Seyed Hossein Mousavian

February 5, 2026

Iran’s nuclear crisis has reached a point at which it can no longer be treated as a purely technical or legal dispute within the framework of the Nuclear Non-Proliferation Treaty (NPT). It has evolved into a deeply security-driven, geopolitical, and structural challenge whose outcome is directly tied to the future of the nonproliferation order in the Middle East and beyond. If the negotiations scheduled for Friday between Iran and the United States are to be effective and durable, they must move beyond single-issue approaches and toward a comprehensive, direct, and phased dialogue. Here is the roadmap….

https://thebulletin.org/2026/02/why-iran-us-negotiations-must-move-beyond-a-single-issue-approach-to-the-nuclear-problem/#post-heading

Articles, Media, رسانه, مقاله ها, نوشته ها

نقشه راه مذاکرات موفق و پایدار بین ایران و آمریکا

مقاله بولتن اتمی دانشمندان هسته ای آمریکا

نوشته سید حسین موسویان

5 فوریه 2026

غنی‌سازی صفر، نه واقع‌بینانه است نه قابل دوام

بدون پیمان های منطقه ای عدم تجاوز و سلاحهای متعارف، انتظار محدودیت دفاعی پایدار نیست

https://www.rouydad24.ir/fa/news/445812

Articles

بولتن دانشمندان هسته ای: نقشه راه مذاکرات موفق و پایدار بین ایران و آمریکا

غنی سازس صفر در ایران نه واقع بینانه است و نه پایدار

بدون پیمان های منطقه ای عدم تجاوز و سلاحهای متعارف، انتظار محدودیت دفاعی پایدار نیست

نوشته: سید حسین موسویان | ۵ فوریه ۲۰۲۶-| ۱۷بهمن ۱۴۰۴

https://www.rouydad24.ir/fa/news/445812

Articles, Media, انتشارات, رسانه, مقاله ها

For Iran, another US–Israeli attack would be an ‘existential war’

Opinion: Middle East Eye

Seyed Hossein Mousavian

27 January 2026

• The three phases of the U.S. strategy over the past year to bring about regime change in Iran—and the five factors shaping its outcome

• This moment is a “bloody pause” before a potential “regional explosion”

• For Iran, a next US–Israeli attack would be an “existential war”, eliminating any incentive for restraint and unleashing a conflict that would be impossible to control

• If catastrophe is to be avoided, President Trump must rethink a “surrender-driven strategy” and move toward a “broad, face-saving deal” with Iran – ending 47 years of confrontation before the region is pushed into irreversible war

https://www.middleeasteye.net/opinion/for-iran-another-us-israel-attack-would-be-an-existential-war