رسانه, مقاله ها, نوشته ها

هشدار جدی موسویان؛ آمریکا و ایران در آستانه یک جنگ بی‌پایان هستند | جنگ سوم، برنده ندارد؛ مذاکره تنها گزینه است

مقاله میدل ایست آی. 21 جولای 2026

تفاهم‌نامه ۱۴ بندی که در ماه ژوئن میان ایران و ایالات متحده به امضا رسید، مهم‌ترین گشایش دیپلماتیک میان دو کشور از زمان قطع روابط در سال ۱۹۷۹ به شمار می‌رفت. اما پیش از آنکه اقدامات اعتمادساز فرصت اجرا پیدا کند، ازسرگیری درگیری‌های نظامی، روند دیپلماسی را تحت‌الشعاع قرار داد. در نتیجه، توافق دولت دونالد ترامپ با ایران عملاً فروپاشید و واشنگتن بار دیگر با گزینه‌های محدودی برای مدیریت بحران روبه‌رو شد

طی دو هفته گذشته، درگیری‌های نظامی میان آمریکا و ایران موجب اختلال در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز شده است؛ آبراهی که به طور معمول بیش از ۲۰ درصد صادرات جهانی نفت و گاز از آن عبور می‌کند. این تحولات بار دیگر موجب بی‌ثباتی در بازارهای جهانی انرژی شد. در همین راستا، قیمت نفت برنت روز جمعه به بیش از ۸۸ دلار در هر بشکه رسید؛ رقمی که نسبت به روزهای قبل بیش از ۱۶ درصد افزایش نشان می‌دهد و بالاترین سطح قیمت در بیش از یک ماه گذشته محسوب می‌شود

راهبرد آمریکا در جنگ سوم

در عین حال، دامنه درگیری‌ها از تقابل مستقیم ایران و آمریکا فراتر رفته و نشانه‌های فزاینده‌ای از گسترش بحران به یک جنگ منطقه‌ای مشاهده می‌شود. شواهد موجود حاکی از آن است که راهبرد آمریکا از تلاش برای دستیابی به یک پیروزی سریع نظامی، به سمت یک جنگ فرسایشی بلندمدت تغییر یافته است؛ راهبردی که هدف آن، فرسایش تدریجی توان نظامی، ظرفیت‌های لجستیکی، تاب‌آوری اقتصادی و انسجام داخلی ایران است

در همین چارچوب، ایالات متحده اخیراً محاصره بنادر ایران در تنگه هرمز را از سر گرفته است؛ اقدامی که هدف آن وارد کردن نابودی اقتصاد ایران است. با انتقال کانون رقابت راهبردی به خلیج فارس و دریای عمان، به نظر می‌رسد واشنگتن بر تداوم فشارهای نظامی، ایجاد اختلال در امنیت دریایی و تقویت حفاظت از نیروها و پایگاه‌های خود در منطقه تمرکز کرده و درعین حال فرصت لازم را برای بازسازی توان نظامی اسرائیل فراهم می‌کند

اظهارات اخیر دونالد ترامپ درباره احتمال «تصرف جزیره خارک»، در کنار گزارش‌هایی مبنی بر بررسی حمایت آمریکا و اسرائیل از عملیات برون‌مرزی گروه‌های مسلح کُرد، نشان می‌دهد که راهبرد آینده واشنگتن و تل‌آویو ممکن است بیش از گذشته بر ترکیب فشارهای متعارف نظامی با هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی انرژی ایران و ایجاد بی ثباتی و هرج و مرج در مرزهای غربی و جنوب شرقی کشور استوار باشد

راهبرد ایران در جنگ سوم

در مقابل، ایران نیز به نظر می‌رسد در حال اتخاذ راهبردی گسترده‌تر است که هدف آن بسیج ظرفیت‌های ملی و افزایش هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی تداوم جنگ برای آمریکا و متحدانش است. در ماه مارس، ایران از بسیج یک میلیون نیروی رزمی برای مقابله انتحاری با تهاجم احتمالی زمینی آمریکا به خاک ایران خبر داد و اعلام کرد که حفاظت از جزیره راهبردی خارک، که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از طریق آن انجام می‌شود، در اولویت قرار دارد

در سطح منطقه‌ای نیز ایران احتمالاً خواهد کوشید از طریق شرکای منطقه‌ای خود، از جمله انصارالله یمن، فشارها را گسترش دهد. احتمال ایجاد اختلال در تردد کشتی‌ها از طریق تنگه باب‌المندب، در کنار استمرار مخاطرات در تنگه هرمز، می‌تواند هزینه‌های اقتصادی جنگ را به شکل قابل توجهی افزایش دهد. در همین چارچوب، انصارالله روز دوشنبه از اعمال محاصره دریایی علیه عربستان سعودی خبر داد

جنگ فرسایشی

اگرچه ریشه‌های اصلی این بحران به تقابل طولانی‌مدت ایران و اسرائیل بازمی‌گردد، اما مرحله اخیر بیش از هر چیز به یک رویارویی مستقیم نظامی میان ایران و ایالات متحده تبدیل شده است. در این مرحله، هزینه‌های اصلی راهبردی و اقتصادی جنگ نه تنها بر ایران و آمریکا، بلکه بر کشورهای عربی منطقه و اقتصاد جهانی نیز تحمیل می‌شود. افزایش قیمت انرژی، ناامنی در مسیرهای دریایی و اختلال در تجارت بین‌المللی، از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت است

سه دور متوالی جنگ طی اندکی بیش از یک سال گذشته، خسارات انسانی و مالی عظیمی بر همه طرف‌ها وارد کرده، بدون آنکه هیچ‌یک بتواند به پیروزی قاطع دست یابد. این واقعیت نشان می‌دهد که منازعه کنونی عملاً به یک جنگ فرسایشی تبدیل شده است؛ جنگی که ادامه آن بیش از آنکه دستاوردی راهبردی داشته باشد، تنها بر دامنه هزینه‌ها می‌افزاید

در چنین شرایطی، اظهارات اخیر جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگوی هفته گذشته خود با جو روگان شایان توجه است. ونس تأکید کرد که ایالات متحده هیچ منفعت راهبردی در گرفتار شدن در یک جنگ بی‌پایان با ایران ندارد و دیپلماسی همچنان تنها راه‌حل پایدار این بحران است

شاید مهم‌ترین بخش این مصاحبه، اذعان ونس این نکته بود که برخی عناصر در داخل دولت اسرائیل تلاش کرده‌اند مذاکرات ایران و آمریکا را به شکست بکشانند؛ زیرا ترجیح می‌دهند عملیات نظامی علیه ایران «برای مدت نامحدود» ادامه یابد. به گفته او، این هدف از طریق یک کارزار گسترده و پرهزینه برای تضعیف حمایت افکار عمومی از مذاکرات دنبال شده است

ونس تأکید کرد که تصمیم‌گیران آمریکایی باید سیاست‌های خود را بر پایه منافع ملی ایالات متحده تنظیم کنند، نه تحت تأثیر فشارهای سیاسی خارجی. به گفته وی، دستیابی به صلحی پایدار مستلزم حل دو موضوع اساسی است

  1. بازگشایی تنگه هرمز و تضمین آزادی کشتیرانی؛
  2. دستیابی به توافقی از طریق مذاکره که اطمینان دهد ایران به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت

حمایت آشکار ونس از دیپلماسی، انتقاد او از تلاش‌ها برای تخریب مذاکرات و هشدارش نسبت به گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ طولانی دیگر در خاورمیانه، همگی نشان می‌دهد که آغاز یک ابتکار دیپلماتیک فوری برای حل این دو موضوع، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است

انتخاب واقعی

نخست، باید یک چارچوب جدید امنیت دریایی در منطقه شکل گیرد که بر این واقعیت استوار باشد که تنگه هرمز در محدوده آب‌های سرزمینی ایران و عمان قرار دارد. بر این اساس، ایران و عمان باید مطابق حقوق بین‌الملل مسئولیت اصلی تأمین ایمنی کشتیرانی را بر عهده داشته باشند، در حالی که توافقی گسترده‌تر میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، ایران و ایالات متحده، آزادی کشتیرانی را تضمین کند

در چارچوب چنین توافقی، ایران و عمان می‌توانند در ازای ارائه خدمات ایمنی دریانوردی و کمک‌های ناوبری، کارمزدهای متعارفی دریافت کنند، بدون آنکه استفاده از این خدمات برای کشتی‌ها اجباری باشد. برای آنکه این سازوکار از دوام، مشروعیت بین‌المللی و ضمانت اجرایی حقوقی برخوردار باشد، لازم است که به موجب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسد

راه‌حل واقعی

دوم، واشنگتن و تهران باید بر اساس معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، درباره یک توافق هسته‌ای دوجانبه، جامع و دائمی مذاکره کنند. بر اساس چنین توافقی، ایران می‌تواند تحت نظارت جامع و دائمی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، برای همیشه از تولید و دستیابی به سلاح هسته‌ای صرف‌نظر کند و در مقابل، ایالات متحده نیز تمامی تحریم‌های مرتبط با برنامه هسته‌ای را به‌طور دائمی لغو کرده و حق ایران برای بهره‌مندی از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای را به رسمیت بشناسد.

برخلاف برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵، این توافق باید به تصویب کنگره ایالات متحده و مجلس شورای اسلامی ایران برسد تا از پشتوانه حقوقی، ثبات و دوام بلندمدت برخوردار باشد

نهایت اینکه نه واشنگتن و نه تهران، قادر نخواهند بود طرف مقابل را به تسلیم وادار کنند. انتخاب واقعی میان دو گزینه است: ادامه یک جنگ فرسایشی و بی‌پایان، یا حرکت به سوی دیپلماسی پایدار

ایالات متحده و ایران باید گفت‌وگوی مستقیم را از سر بگیرند؛ از جمله با برگزاری دیداری جدید میان جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی ایران، تا روند دیپلماسی بار دیگر احیا شده و مذاکرات برای دستیابی به توافق درباره تنگه هرمز و موضوع هسته‌ای نهایی شود

معتبرترین و مشروع‌ترین مبنای هر توافقی، اراده آزادانه ابراز شده مردم دو کشور است. دولت‌های ایران و آمریکا باید سیاست‌های خود را با خواست افکار عمومی هماهنگ کنند. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکثریت آمریکایی‌ها با ادامه این جنگ مخالف‌اند و این جنگ حتی از جنگ ویتنام نیز نامحبوب‌تر شده است. در ایران نیز، افکار عمومی خواهان «امنیت بدون تقابل دائمی، اصلاح بدون انقلاب، حاکمیت بدون انزوا و دیپلماسی بدون تسلیم است

https://www.rouydad24.ir/fa/news/463780/

Articles, Publications, مقاله ها, نوشته ها

ارائه طرح جامع برای توافق ایران و آمریکا در مقاله فارین افرز: راه طولانی آمریکا و ایران به سوی صلح یک معامله بزرگ دور از دسترس اما یک توافق جامع ممکن است

سید حسین موسویان
۱۷ آوریل ۲۰۲۶

متن کامل مقاله فارین افرز

سید حسین موسویان از سال ۱۹۹۷تا ۲۰۰۵ریاست کمیته روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده داشت. او پژوهشگر همکار مدعو در دانشگاه پرینستون است و نویسنده کتاب «ایران و ایالات متحده: نگاهی از درون به گذشته شکست‌خورده و مسیر صلح» است

برای هر کسی که خواهان بهبود روابط ایران و آمریکا است، اکنون همزمان زمان امیدی بزرگ و ناامیدی عمیق است. از یک سو، هیئت‌های دو کشور آخر هفته گذشته برای نخستین بار در یک دهه گذشته به‌صورت حضوری با یکدیگر دیدار کردند و در طول شب مذاکره کردند به این امید که به یک توافق پایدار صلح دست یابند. رهبران هر یک از دو هیئت نه دیپلمات، بلکه سیاستمدارانی قدرتمند بودند — معاون رئیس‌جمهور آمریکا جی‌دی ونس و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران — که نشان می‌دهد دو کشور تا چه اندازه مذاکرات را جدی گرفته‌اند. اما از سوی دیگر، تنش‌ها میان دو کشور در نتیجه کارزار شش‌هفته‌ای بمباران آمریکا و اسرائیل در سطحی بسیار بالا قرار دارد. و با وجود تمام هیاهوی پیرامون آن، تازه‌ترین دور مذاکرات نتوانست به توافقی منجر شود

درک این موضوع دشوار نیست که چرا تهران و واشنگتن با وجود تمام انرژی‌ای که برای رسیدن به توافق صرف می‌کنند، در دستیابی به آن با مشکل روبه‌رو هستند. میان دو کشور به‌طور ضرب‌المثل «دریایی از خون» وجود دارد که مصالحه را به‌شدت دشوار می‌کند. این وضعیت عمدتاً نتیجه عملکرد واشنگتن است. در طول یک سال گذشته، ایالات متحده نه یک بار بلکه دو بار با ایران وارد جنگ شده است. این کشور رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای، ده‌ها فرمانده ارشد نظامی، و بیش از هزار غیرنظامی را کشته است. همچنین کمکی نمی‌کند که ایالات متحده و ایران هر دو بر مواضع حداکثری خود پافشاری کرده‌اند

اما با وجود بن‌بست کنونی در مذاکرات، آتش‌بس میان دو کشور همچنان برقرار است. قرار است گفت‌وگوها ادامه یابد، بنابراین دستیابی به یک توافق صلح همچنان ممکن است. با این حال، برای رسیدن به آن، تهران و واشنگتن باید رویکرد خود را نسبت به مذاکرات بازاندیشی کنند. آشکارترین مسئله این است که دو دولت باید درباره برنامه هسته‌ای ایران و آینده تنگه هرمز مصالحه کنند. آنها باید یک نظم منطقه‌ای همکاری‌محورتر ایجاد کنند. اما در سطحی گسترده‌تر، ایران و ایالات متحده باید خیال شکست کامل رقیب دیرینه خود را کنار بگذارند و درک کنند که باید به منافع یکدیگر احترام بگذارند. هر دو باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد. ادامه تظاهر به خلاف این واقعیت فقط بحران‌ها و درگیری‌های بیشتری را در حال و آینده به همراه خواهد آورد

واقعیت‌های ناخوشایند

تا اینجا، مسائل بازدارنده در مسیر توافق صلح ایران و آمریکا آشنا هستند. واشنگتن می‌خواهد تهران از اورانیوم غنی‌شده خود دست بکشد، توسعه بیشتر مواد هسته‌ای را متوقف کند، و کنترل تنگه هرمز را واگذار کند. جمهوری اسلامی از پذیرش هر یک از این اقدامات خودداری می‌کند. برای ایران، حق غنی‌سازی با مسائل حاکمیت، بازدارندگی، و غرور ملی گره خورده است. تهران این را عمیقاً تحقیرآمیز می‌داند که تنها عضو معاهده ان پی تی باشد که از حق قانونی غنی سازی محروم شود. در همین حال، تنگه یک دارایی راهبردی اساسی است. این گذرگاه به تسهیل تجارت ایران کمک می‌کند و همان‌گونه که این جنگ نشان داده، به ایران اهرم ژئوپلیتیکی می‌دهد

اما مذاکرات به دلایلی فراتر از اختلافات مشخص شکست خورد. این مذاکرات همچنین به دلیل برداشت‌های متفاوت از قدرت شکست خورد. ایران با احساسی از تاب‌آوری وارد مذاکرات شد. بالاخره، این کشور در برابر حمله مشترک آمریکا و اسرائیل که ترامپ ادعا کرده بود به فروپاشی نظام منجر خواهد شد، مقاومت کرده بود. با این حال، ایالات متحده نیز با این باور وارد میز مذاکره شد که دست بالا را دارد. اگرچه رهبران آمریکایی به خاطر پایداری و مقاومت تهران ناامید شده بودند، اما تصور می‌کردند خسارتی غیرقابل محاسبه به ساختار نظامی و امنیتی ایران وارد کرده‌اند. بنابراین فرض کردند که فشار مستمر و حداکثری می‌تواند ایران را وادار به امتیازدهی کند. هر دو برداشت، در بهترین حالت، بسیار ناقص هستند. اما با این وجود، همین برداشت‌ها شکستن بن‌بست را بسیار دشوار کرده است

با این حال، همین واقعیت که دو طرف در حال گفت‌وگو هستند، نشان می‌دهد که مسیری رو به جلو وجود دارد. و این مسیر باید با حفظ آتش‌بس آغاز شود، زیرا بازگشت به درگیری می‌تواند مذاکرات بلندمدت را از میان ببرد. آتش‌بس همچنین به ایجاد دست‌کم مقداری حسن نیت میان دو کشور کمک می‌کند: برای مثال، می‌تواند زمینه‌ساز اقدامات ملموس اعتمادساز شود، مانند کمک‌های بشردوستانه، کاهش بخشی از تحریم‌ها، یا ترتیبات فنی دریایی. برای نمونه، تهران و واشنگتن می‌توانند یک کریدور دریایی مشترک ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که غذا، دارو، و سوخت به سواحل ایران می‌رسد. تهران همچنین می‌تواند اتباع خارجی زندانی را آزاد کند و به کارکنان صلیب سرخ اجازه ورود به کشور بدهد، اگر واشنگتن برخی تحریم‌ها را برای یک دوره موقت تعلیق کند

افزایش اعتماد نیز به نوبه خود به ایران و ایالات متحده کمک خواهد کرد که به یک توافق دائمی دست یابند — مشروط بر اینکه بتوانند رویکرد متفاوتی به مذاکرات اتخاذ کنند. تهران و واشنگتن به‌جای آنکه صرفاً بدون نتیجه بر سر خواسته‌های خود چانه‌زنی کنند، باید فرایند دیپلماتیک بعدی را با تصمیم‌گیری درباره یک هدف مشترک نهایی آغاز کنند: روابطی باثبات، غیرخصمانه، و در نهایت عادی‌سازی کامل روابط. به عبارت دیگر، مقام‌های ایرانی و آمریکایی باید در پی ایجاد مکانیزمی باشند که در آن بتوانند اختلافات خود را از طریق دیپلماسی مستقیم حل کنند و در موضوعات دارای منافع مشترک همکاری کنند. این درک با روشن ساختن این موضوع برای هر طرف که کدام خطوط قرمز اهمیت دارند و کدام ندارند، مصالحه را آسان‌تر خواهد کرد

هر دو کشور باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد

هر یک از دو طرف همچنین باید این فرض را کنار بگذارد که دست بالا را در اختیار دارد. اگرچه مقام‌های آمریکایی و ایرانی هر دو در دو هفته گذشته اعلامیه‌های گسترده‌ای درباره پیروزی صادر کرده‌اند، حقیقت این است که هم واشنگتن و هم تهران کارت‌های قدرتمندی در اختیار دارند که در صورت ازسرگیری درگیری می‌توانند از آنها استفاده کنند. ایران کشوری بزرگ و کوهستانی است که ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و مردمانی که هزاران سال تاریخ مشترک دارند در آن زندگی می‌کنند. این کشور می‌تواند حتی در برابر یک تلاش مستمر آمریکا برای تغییر نظام نیز دوام بیاورد. اما ایالات متحده قدرتمندترین و مجهزترین ارتش جهان را در اختیار دارد و می‌تواند به اعمال تحریم‌های سخت و دیگر انواع فشار ادامه دهد. بنابراین می‌تواند همچنان رهبری ایران را هدف قرار دهد و آسیب بزرگی به غیرنظامیان وارد کند

هنگامی که این واقعیت‌ها پذیرفته شود، تهران و واشنگتن شاید سرانجام حاضر شوند درباره اهداف اصلی خود مصالحه کنند. این امر از مهم‌ترین نقطه اختلاف آغاز می‌شود: برنامه هسته‌ای ایران. چندین توافق عملی وجود دارد که دو طرف می‌توانند به آن دست یابند، به شرط آنکه ایالات متحده از خواسته خود مبنی بر کنار گذاشتن کامل غنی‌سازی از سوی تهران صرف‌نظر کند. برای مثال، واشنگتن می‌تواند حق ایران برای غنی‌سازی در چارچوب معاهده ان پی تی را به رسمیت بشناسد، در ازای تعهدی الزام‌آور از سوی تهران مبنی بر اینکه این حق را برای یک دوره زمانی مشخص اعمال نکند، به‌عنوان راهی برای افزایش اعتماد میان دو طرف. به نظر می‌رسد هر دو کشور نسبت به چنین ترتیبی گشوده هستند. بنا بر گزارش‌های واشنگتن پست و نیویورک تایمز، ایالات متحده خواستار تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی شده، در حالی که ایران پنج سال را پیشنهاد کرده است. دو طرف ممکن است در میانه راه، شاید بر سر ده سال، به توافق برسند. ایران همزمان متعهد خواهد شد که هنگامی که غنی‌سازی را از سر بگیرد، از سطح ۳.۶۷ درصد فراتر نرود — سطحی بسیار پایین‌تر از آستانه لازم برای سلاح هسته‌ای، اما به اندازه کافی بالا برای کمک به تأمین نیازهای انرژی کشور. تهران همچنین باید نظارت‌های گسترده آژانسبین المللی انرژی اتمی را بپذیرد. ایران ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی موجود را حفظ خواهد کرد، اما متعهد می‌شود کل این ذخیره را به ۳.۶۷ درصد رقیق کند، آن را مهر و موم کند، و در داخل ایران تحت نگهداری و نظارت مستمر آژانس نگه دارد

تهران همچنین ممکن است با ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی با کشورهای عرب همسایه موافقت کند. این ترتیبات که بر اساس کنسرسیوم اروپایی غنی‌سازی اورانیوم با روش انتشار گازی، یا  کنسرسیوم اروپا بنام یورودیف، الگوبرداری شده است، فعالیت‌های حساس چرخه سوخت را توزیع و به‌طور مشترک مدیریت خواهد کرد. بنابراین، این طرح نه تنها نگرانی‌های اشاعه درباره ایران، بلکه درباره کشورهای همسایه را نیز برطرف خواهد کرد. (برای مثال، عربستان سعودی خواهان تأسیسات غنی‌سازی است.) مصر، ترکیه، و حتی ایالات متحده و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌توانند به آن بپیوندند و تضمین‌های حتی قوی‌تری فراهم کنند که خاورمیانه برای همیشه منطقه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای باقی بماند. این اقدامات می‌تواند در قالب یک توافق هسته‌ای موازی میان واشنگتن و تهران تثبیت شود که در آن ایران بار دیگر وضعیت خود را به‌عنوان کشوری غیرهسته‌ای تأیید کند و ایالات متحده به‌طور رسمی از حق تهران برای فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز حمایت کند

صلح گام‌به‌گام

حل‌وفصل تنش‌های هسته‌ای بخش عمده مسیر توافق میان ایران و ایالات متحده را هموار خواهد کرد. اما دو کشور همچنین باید سایر اختلافات، از جمله بر سر تنگه هرمز، را حل کنند. از این رو تأسف‌آور است که واشنگتن تصمیم گرفته این آبراه و در واقع تمام رفت‌وآمد دریایی به بنادر اقیانوسی ایران و از آن را محاصره کند. این تصمیم جمهوری اسلامی را منزوی نخواهد کرد، زیرا ایران می‌تواند تجارت خود را از طریق دریای خزر و شبکه‌های زمینی از راه کشورهای همسایه تغییر مسیر دهد. اما این اقدام بی‌اعتمادی را عمیق‌تر خواهد کرد و مواضع تندروانه را تقویت خواهد کرد. در واقع، این اقدام خطر گسترش درگیری را در پی دارد. برای مثال، ممکن است نیروهای حوثی مورد حمایت ایران در یمن را به مختل کردن کشتیرانی در تنگه باب‌المندب سوق دهد، که تجارت جهانی بیشتری را مختل خواهد کرد. این وضعیت می‌تواند تنش‌های آمریکا با چین و هند را، که هر دو واردکنندگان عمده نفت ایران هستند، تشدید کند. این محاصره همچنین می‌تواند ایران را بار دیگر به بستن کامل تنگه هرمز سوق دهد و قیمت انرژی را به‌شدت افزایش دهد

برای جلوگیری از چنین فاجعه‌ای، هم ایران و هم ایالات متحده باید متعهد به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، مطابق با کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاهای سازمان ملل، شوند. اما حل‌وفصل تنش‌ها بر سر این آبراه احتمالاً مستلزم مشارکت هر هشت کشور حوزه خلیج فارس خواهد بود. برای ایجاد چارچوبی برای امنیت جمعی و همکاری در خلیج فارس، شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند دبیرکل این سازمان را موظف کند یک مجمع گفتگوی دائمی — شامل یک کارگروه امنیت دریایی — تشکیل دهد که در آن این کشورها و پنج عضو دائم شورای امنیت بتوانند اختلافات را بررسی و حل‌وفصل کنند. جنگ با ایران ممکن است یک موضوع دوجانبه تلقی شود، اما به‌طور جدی کشورهای عرب را نیز درگیر می‌کند

این مسئله همچنین اسرائیل را در بر می‌گیرد، و ایجاد صلح میان ایران و آن کشور بسیار دشوارتر خواهد بود. اما ایالات متحده به اندازه کافی بر اسرائیل نفوذ دارد که فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده آن را مهار کند. اگر ایران و ایالات متحده متعهد شوند به منافع یکدیگر احترام بگذارند و به رویارویی‌های نیابتی پایان دهند، میانجیگری آمریکا می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در کاهش تنش میان اسرائیل و ایران ایفا کند، از طریق کمک به دو طرف برای فاصله گرفتن از تهدیدهای متقابل امنیتی، نظامی، و وجودی و حرکت به سوی قواعد توافق‌شده برای خویشتنداری و مدیریت درگیری

همچنین بعید است که مذاکرات به عادی‌سازی کامل روابط میان واشنگتن و تهران منجر شود — دست‌کم در کوتاه‌مدت. این دو دولت برای مدت بسیار طولانی در تقابل با یکدیگر بوده‌اند که ناگهان بتوانند مسیر خود را تغییر دهند. دهه‌ها بی‌اعتمادی، رویارویی نظامی، و تحریم‌ها سطحی از خصومت ایجاد کرده است که به آسانی قابل بازگشت نیست. به بیان دیگر، دریای خون برای آشتی فوری بیش از حد عمیق است

این به آن معنا نیست که رویارویی ایران و آمریکا باید ادامه یابد. در واقع، نباید چنین شود. دو کشور منافع مهمی مشترک دارند — ثبات منطقه‌ای، امنیت دریایی، مبارزه با تروریسم، و عدم اشاعه — که از زمان انقلاب اسلامی به‌ندرت، یا هرگز، آنها را از طریق همکاری دنبال نکرده‌اند. با برنامه‌ریزی دقیق و امتیازدهی متقابل، دو کشور می‌توانند آغاز به انجام این کار کنند

روابط دو کشور نمی‌تواند به دوران شاه بازگردند، زمانی که ایران متحد نزدیک آمریکا بود. اما می‌توانند به وضعیتی بازگردند که پس از انقلاب ۱۹۷۹ و قبل از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران وجود داشت. در آن زمان روابط پرتنش و خصمانه بود اما همچنان برای مقداری همکاری کارآمد باقی مانده بود، تا زمانی که گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران در اواخر همان سال رخ داد. تعامل محتاطانه حتی می‌تواند در سال‌های آینده فضای لازم را برای عادی‌سازی کامل‌تر فراهم کند. دست‌کم، این روند به مقام‌های آمریکایی و ایرانی کمک خواهد کرد که به‌جای اتکا به صف بی‌پایان میانجیگران طرف ثالث، مستقیماً مذاکره کنند

اما برای رسیدن به این پایان نسبتاً خوش، هم تهران و هم واشنگتن باید انعطاف‌پذیرتر باشند. مذاکرات آخر هفته گذشته در اسلام‌آباد شکست خورد زیرا هر طرف به خواسته‌های سخت‌گیرانه خود چسبید، به‌جای آنکه امتیازهای سنجیده بدهد. هیچ‌یک از دو طرف نمی‌خواست طرف مقابل به پیروزی آشکاری دست یابد. در دور بعدی مذاکرات، آنها باید انتظارات خود را بازتنظیم کنند، موفقیت را از نو تعریف کنند، و آماده مصالحه باشند. اگر نتوانند، نتیجه بازگشت به رویارویی خواهد بود — با پیامدهایی که هیچ‌یک از دو طرف قادر به کنترل یا پیش‌بینی آن نخواهند بود

https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-irans-long-road-peace

Articles, Media, رسانه, مقاله ها, نوشته ها

نقشه راه مذاکرات موفق و پایدار بین ایران و آمریکا

مقاله بولتن اتمی دانشمندان هسته ای آمریکا

نوشته سید حسین موسویان

5 فوریه 2026

غنی‌سازی صفر، نه واقع‌بینانه است نه قابل دوام

بدون پیمان های منطقه ای عدم تجاوز و سلاحهای متعارف، انتظار محدودیت دفاعی پایدار نیست

https://www.rouydad24.ir/fa/news/445812

Media, رسانه, نوشته ها

توصیه کلیدی موسویان به ترامپ درباره خاورمیانه؛ ‌اگر این ابتکار را به کار گیرید، شایسته صلح نوبل می‌شوید

دنیای اقتصاد

دهم دیماه 1404

سیدحسین موسویان دیپلمات پیشین و مذاکره کننده اسبق کشورمان در مذاکرات هسته‌ای و استاد بازنشسته دانشگاه پرینستون در توصیه به ترامپ با زبان انگلیسی در شبکه ایکس نوشت

‌پرزیدنت ترامپ و نتانیاهو گفته‌اند که :ایران نباید غنی‌سازی داشته باشد

‌اما واقعیت این است که اسرائیل تنها کشور دارنده سلاح هسته‌ای در خاورمیانه است

بنابراین، برای رفع خطرات اشاعه سلاح‌های هسته‌ای در منطقه، گام نخست باید این باشد

‌«اسرائیل نباید بمب اتم داشته باشد»

‌تا اینکه امکان اجرای قطعنامه‌های سازمان ملل درباره «عاری‌سازی خاورمیانه از سلاح‌های هسته‌ای» فراهم شود

‌اگر ایالات متحده واقعاً به‌دنبال رفع تهدید سلاح‌های هسته‌ای در خاورمیانه است، باید

‌ در گام اول خواستار برچیدن بمب‌های اتمی اسرائیل شود

در گام دوم، برای رفع نگرانی‌ها درباره توانمندی‌های ملی غنی‌سازی در سراسر خاورمیانه، باید به پیشنهادی عمل کند که دانشمندان هسته‌ای دانشگاه پرینستون طی ۱۳ سال گذشته در مقالات متعددی منتشر کرده‌اند

‌نخستین مقاله گروه هسته‌ای دانشگاه پرینستون در سال ۲۰۱۳ منتشر شد که در آن، ما پیشنهاد «کنسرسیوم مشترک هسته‌ای و غنی‌سازی منطقه‌ای» تحت نظارت کامل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) را ارائه کردیم.‌

‌اگر پرزیدنت ترامپ این ابتکار را به کار گیرد، شایسته دریافت جایزه صلح نوبل خواهد بود؛ زیرا همه کشورهای منطقه از حقوق صلح‌آمیز خود برای بهره‌مندی از فناوری هسته‌ای طبق معاهده NPT برخوردار خواهند شد و در عین حال، نگرانی‌ها درباره احتمال ساخت بمب هسته‌ای از میان خواهد رفت

‌جزئیات این طرح را در کتابم با عنوان «خاورمیانه‌ای عاری از سلاح‌های کشتار جمعی» که در سال ۲۰۲۰ منتشر شده است، ارائه کرده‌ام

https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-4241850

رسانه, مصاحبه ها, نوشته ها

مقاله مجله فارین پالیسی آمریکا:توافق هسته‌ای با ایران ممکن است — اما فقط اگر آمریکا از تاریخ درس بگیرد.چهارچوبی برای توافق در مذاکرات ایران وآمریکا

نویسنده: سید حسین موسویان

استیو ویتکوف، نماینده ویژه آمریکا در امور خاورمیانه، تأکید کرده است که هر توافقی باید «توافق ترامپ» باشد. تیم ترامپ می‌تواند در دیپلماسی با ایران موفق شود اگر پنج اصل اساسی را بپذیرد

https://www.etemadonline.com/tiny/news-708633

پوشش رسانه ای, رسانه, مقاله ها, نوشته ها

یادداشت روزنامه ایران: احتمال توافق ایران و آمریکا در دوران دوم ریاست جمهوری ترامپ

سید حسین موسویان

دوم دیماه 1403


حسین موسویان، دیپلمات پیشین: ترامپ به ایران پیشنهاد مذاکره می‌دهد و احتمال توافق وجود دارد؛ او بیشتر از چند ماه منتظر پاسخ نمی‌ماند/ نجات اقتصاد ایران ضروری است/ روابط ایران و اروپا در بدترین وضعیت بعد از انقلاب قرار گرفته است

سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین کشورمان نوشت: ترامپ ظرف حدود یک‌ماه دیگر رسماً آغاز به کار می‌کند. احتمال این وجود دارد که او در ابتدای کار برای گفت‌وگوی مستقیم و سطح بالا با ایران اعلام آمادگی کند. اگر ایران بپذیرد و گفت‌وگوهای جامعی آغاز شود، احتمال توافق وجود دارد با اینکه هیچ تضمینی نخواهد بود که حتی در صورت توافق، امریکا بدان پایبند باشد. چنین تضمینی را امریکا به هیچ کشوری در قراردادهای دوجانبه و بین‌المللی نداده است. منتهی اگر واقع‌بینانه بنگریم کشورها برای تأمین منافع ملی خودشان و در شرایط خاص در انتخاب بین بد و بدتر تصمیم می‌گیرند. البته اگر توافق جامع باشد به پایداری آن می‌توان بیشتر خوشبین بود. اگر توافق تک‌موضوعی باشد، احتمال بدعهدی امریکا بسیار زیاد خواهد بود. برداشت من این است که ترامپ در صورت اعلام آمادگی، بیشتر ازچند ماه منتظر پاسخ تهران نخواهد ماند، چون قادر به تحمل فشار مخالفین مذاکره با ایران از داخل امریکا و متحدین منطقه‌ای نخواهد بود

https://vista.ir/n/jamaran-r0q0n

رسانه, مقاله ها, نوشته ها

مقاله موسویان در میدل ایست آی: سقوط اسد و ده اصل به عنوان یک بسته جامع و پایدار برای حل بحران سوریه

9 دسامیر 2024

سوریه پس از اسد: برندگان فعلی ترکیه و غرب هستند

بدون نقشه راهی مشخص، سرنوشتی مشابه لیبی یا سودان برای سوریه محتمل است

دو سناریود در مورد آینده سیاسی سوریه

https://ensafnews.com/565273/10

انتشارات, پوشش رسانه ای, کتابها, مقاله ها, نوشته ها

خاورمیانه عاری ازسلاح هسته ای: کتاب تازه انتشار یافته توسط دکترحسین موسویان

 ایده عاری سازی خاورمیانه مدت‌هاست که روی میز جامعه جهانی قرار دارد، اما دکتر موسویان در این کتاب نقشه جامعی برای تحقق خاورمیانه ای بدون سلاح های کشتار جمعی، ارائه می‌کند. سلاح‌های کشتار جمعی تهدید موجودیت بشر است و خاورمیانه مملو از بحران و بی ثباتی، نیازمند پیشگیری از گسترش سلاح های کشتار جمعی است. کتاب مذکور راه حل عملی گام به گام برای تحقق این مهم معرفی کرده است.

 

 

 

 

 

بیشتر بخوانید

نسخه انگلیسی توسط انتشارات بین المللی راتلج

 

 

انتشارات, پوشش رسانه ای, رسانه, نوشته ها

موسویان: پاسخ حسن نیت برجامی ایران تحریم و فشار حداکثری نبود

«سید حسین موسویان» با انتشار یادداشتی در نشریه آمریکایی “فارین افرز” افزود: در حالیکه اوضاع اقتصادی به دلیل تحریم‌های آمریکا و ناکارآمدی‌های داخلی بدتر شده اما مردم این بار دولت آمریکا را مقصر می‌دانند و نه دولت ایران را، چون افکار عمومی ایران قانع شده که دولت روحانی به تعهدات خود عمل کرد و این دولت ترامپ آمریکا بود که تعهداتش را نقض کرد

ادامه مطلب

.  پاسخ حسن نیت برجامی ایران تحریم و فشار حداکثری نبود»   سید حسین موسویان. ایرنا»

پوشش خبری

الف 

ایسنا

انتشارات, پوشش رسانه ای, رسانه, نوشته ها

ایران به دنبال بحران نیست اما در مقابل زورگویی ترامپ می‌ایستد

ترامپ برای این که امکان برون رفت آبرومندانه از وضعیت فعلی در ارتباط با ایران داشته باشد به یک چرخش استراتژیک در سیاست‌های جاری خود در این‌باره نیاز دارد

ادامه مطلب

ایران به دنبال بحران نیست اما در مقابل زورگویی ترامپ می‌ایستد.» سید حسین موسویان؛ ۱۷ تیر ۱۳۹۸. ایسنا»

پوشش خبری

ایرنا

عصر دیپلماسی

باشگاه خبرنگاران جوان