نویسندگان: فرانک فون هیپل، سید حسین موسویان | تحلیل | ۱۸ آوریل ۲۰۲۶
بحران کنونی پیرامون برنامه هستهای ایران به سطحی فوقالعاده رسیده و بهطور تکاندهندهای با تهدید ۷ آوریل رئیسجمهور ترامپ مبنی بر نابودی «تمدن» ایران در صورت عدم تبعیت از خواستههایش به اوج خود رسیده است—تهدیدی که بهسختی پوشیده، اما در واقع اشارهای به یک حمله هستهای گسترده علیه شهرهای ایران دارد. هر کشوری که با چنین تهدیدی مواجه شود، بهدنبال بازدارندگی هستهای خود خواهد رفت
در سطحی گستردهتر، پیمان عدم اشاعه هستهای ان پی تی مصوب ۱۹۷۰—که بیانگر نوعی اجماع نزدیک به جهانی است مبنی بر اینکه جهان بدون سلاح هستهای بهتر خواهد بود و در این فاصله، هرچه تعداد انگشتها روی ماشههای هستهای کمتر باشد بهتر است—در حال فرسایش است
در چارچوب ان پی تی، پنج کشور اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متعهد شدند زرادخانههای هستهای خود را از میان بردارند، مشروط بر اینکه کشورهای فاقد سلاح هستهای تعهد دهند بهدنبال دستیابی به سلاح هستهای نروند و اجازه دهند آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر استفاده آنها از مواد هستهای نظارت کند تا اطمینان حاصل شود هیچگونه انحرافی به سمت کاربردهای نظامی رخ نمیدهد
بهطرز شگفتآوری تعداد اندکی از کشورها به سلاح هستهای دست یافتهاند. در سال ۱۹۹۵، مذاکرهکنندگان پیمان جامع منع آزمایشهای هستهای، ۴۴ کشور را از نظر فناوری قادر به ساخت سلاح هستهای دانستند. اما در ۵۶ سالی که از اجرایی شدن ان پی تی میگذرد، تنها سه کشور—اسرائیل، هند و پاکستان—خارج از این پیمان به سلاح هستهای دست یافتند و تنها یک کشور، کره شمالی، پس از پیوستن به ان پی تی از آن خارج شد
کشورهای فاقد سلاح هستهای در ابتدا برای مدت ۲۵ سال با عضویت در ان پی تی موافقت کردند. در سال ۱۹۹۵، با پایان این دوره، جنگ سرد تازه به پایان رسیده بود و کلاهکهای هستهای آمریکا و روسیه با نرخ ترکیبی سالانه ۳۰۰۰ عدد در حال برچیده شدن بودند. خلع سلاح هستهای در دسترس به نظر میرسید و ان پی تی دائمی شد. اما متأسفانه در دهه گذشته، روند کاهش ذخایر جهانی کلاهکها متوقف شد—در حالی که حدود ۱۰ هزار کلاهک همچنان وجود دارد—و با افزایش توان چین، این روند دوباره رو به افزایش گذاشته است
۱۹۰ عضو ان پی تی که قرار است در ماه مه در سازمان ملل برای بررسی وضعیت پایبندی به این پیمان گرد هم آیند، در دو بازبینی قبلی از سال ۲۰۱۰ تاکنون نتوانستهاند به اجماع برسند
برنامه هسته ای ایران
معضل اشاعه هستهای ایران. در سال ۲۰۱۱، آژانس بینالمللی انرژی اتمی نتیجه گرفت که ایران پیش از سال ۲۰۰۳ برنامهای برای توسعه سلاح هستهای داشته است. در سال ۲۰۰۳، رهبر وقت، آیتالله علی خامنهای، فتوایی صادر کرد که سلاحهای کشتار جمعی را «حرام» اعلام میکرد. میزان الزامآوری این فتوا محل بحث بوده است، اما آخرین گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا درباره برنامه هستهای ایران تصریح میکند: “بر اساس ارزیابیهای رسمی آمریکا، ایران برنامه سلاح هستهای خود را در اواخر سال ۲۰۰۳ متوقف کرده و آن را از سر نگرفته است”
در سال ۲۰۱۸، رئیسجمهور ترامپ بهطور خودسرانه آمریکا را از برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) که در دوره دولت اوباما مذاکره شده بود خارج کرد—توافقی که در آن ایران پذیرفته بود محدودیتهای شدیدی بر بخشهای مختلف برنامه هستهای خود برای ۱۵ سال یا بیشتر اعمال کند. ترامپ برای وادار کردن ایران به پذیرش «توافقی بهتر» از آنچه به اوباما داده بود، تحریمهای اولیه و ثانویه شدید را دوباره بر اقتصاد ایران اعمال کرد. نه شورای امنیت سازمان ملل و نه شورای حکام آژانس واکنشی نشان ندادند، اما دبیرکل سازمان ملل، آنتونیو گوترش، چنین گفت: من عمیقاً نگران اعلام امروز ایالات متحده مبنی بر خروج از برجام و آغاز بازگرداندن تحریمهای آمریکا هستم… من همواره تأکید کردهام که برجام یک دستاورد مهم در عدم اشاعه هستهای و دیپلماسی بوده و به صلح و امنیت منطقهای و بینالمللی کمک کرده است
با توجه به مخالفت گسترده با برجام در کنگره، دولت بایدن اولویت بالایی برای مذاکره جهت احیای آن قائل نشد. از زمان انتخاب مجدد ترامپ، وضعیت بهسرعت رو به وخامت گذاشته است
در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵، شورای حکام آژانس اعلام کرد که «ایران بهطور کامل با آژانس همکاری نکرده است، آنگونه که در توافق پادمانها الزام شده است.» تمرکز این انتقاد بر توضیحات ناکافی ایران درباره فعالیتهایی بود که تا سال ۲۰۰۳ انجام داده بود—موضوعاتی که آژانس پس از جمعبندی خود در گزارش دسامبر ۲۰۱۵ تحت عنوان «ارزیابی نهایی مسائل گذشته و حال درباره برنامه هستهای ایران» آنها را مختومه اعلام کرده بود، درست پیش از اجرایی شدن برجام در ژانویه ۲۰۱۶.
یک روز پس از بیانیه شورای حکام، در حالی که ایالات متحده در حال مذاکره با ایران بود، اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران حمله کرد. رئیسجمهور ترامپ دستور داد نیروهای آمریکایی نیز به این حمله بپیوندند و با بمبهای سنگرشکن عظیم، سالنهای زیرزمینی سانتریفیوژ ایران را بمباران کنند
بار دیگر، در ۲۷ فوریه، در وقفهای در دور دوم مذاکرات آمریکا با ایران، وزیر امور خارجه عمان که نقش میانجی داشت، در مصاحبهای با تلویزوین سی.بی.اس گزارش داد که مذاکرهکنندگان به «پیشرفت قابلتوجهی» در جهت توافق برای مهار برنامه هستهای ایران دست یافتهاند و ایران آمادگی دارد تولید اورانیوم با غنای بالا را متوقف کرده و ذخایر موجود خود را رقیق کند. اما روز بعد، اسرائیل حمله کرد و رهبر عالی ایران و بخش زیادی از رهبری نظامی آن را به قتل رساند، و ترامپ بار دیگر دستور داد نیروهای آمریکایی در موج شدید بعدی بمباران ایران مشارکت کنند
شورای امنیت سازمان ملل این حملات علیه ایران را محکوم نکرد، اما حملات تلافیجویانه ایران علیه همسایگان عرب متحد آمریکا در خلیج فارس و نیز بستن تنگه هرمز را محکوم کرد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز حملات اسرائیل و آمریکا به تأسیساتی که تحت نظارت آن بود را محکوم نکرد، هرچند نتیجه این حملات تصمیم ایران برای مسدود کردن دسترسی آژانس به سایتهای بمبارانشده بود، بخاطر بیم آنکه بازرسیهای آژانس برای اهداف اطلاعاتی توسط آمریکا و اسرائیل استفاده شود
مذاکرات آمریکا با ایران. نقطه اصلی اختلاف در مذاکرات از زمان علنی شدن برنامه هستهای ایران در سال ۲۰۰۳، موضوع غنیسازی اورانیوم بوده است. ایران مدعی است که بر اساس ان پی تیT حق دارد برای اهداف صلحآمیز اورانیوم غنیسازی کند. با این حال، غنیسازی اورانیوم میتواند مسیری به سمت دستیابی به سلاح هستهای نیز فراهم کند
دیدگاه ما این است که هیچ توجیه اقتصادی برای یک برنامه کوچک غنیسازی وجود ندارد. چهار تأمینکننده بزرگ—روسیه؛ یورنکو (شرکتی مشترک میان آلمان، هلند و بریتانیا)؛ چین؛ و فرانسه—ظرفیت کافی برای تأمین سوخت نیروگاههای هستهای جهان با هزینه کمتر دارند. حتی ایالات متحده، با بزرگترین ظرفیت تولید برق هستهای جهان (یکچهارم کل ظرفیت جهانی)، از سال ۲۰۱۳ خدمات غنیسازی را از این تأمینکنندگان خریداری کرده است، زمانی که آخرین کارخانههای غنیسازی ناکارآمد خود را که در دوران جنگ سرد برای تولید اورانیوم با غنای بالا ساخته بود تعطیل کرد.
اگر کشورها بر ساخت تأسیسات غنیسازی غیراقتصادی اصرار داشته باشند، ما پیشنهاد کردهایم که این تأسیسات تحت کنترل چندملیتی در قالب کنسرسیوم منطقه ای قرار گیرند، همانگونه که در مورد کنسرسیوم مشترک غنی سازی اروپا (یورنکو) چنین است. ایران تمایل خود را برای قرار دادن برنامه غنیسازی تحت کنترل چندملیتی ابراز کرده، اما با انتقال آن به یک کشور بیطرف مخالف است
پس از خروج ترامپ از توافق هستهای و بازگرداندن تحریمها، ایران در واکنش، سطح غنیسازی را بهتدریج افزایش داد و از سقف ۳.۶۷ درصد فراتر رفت. در نهایت، ایران بخشی از اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنیسازی کرد—اندکی کمتر از سطح تسلیحاتی (۹۰ درصد). تا زمان آغاز حملات در ژوئن ۲۰۲۵، ایران حدود نیم تُن اورانیوم با این سطح تولید کرده بود. با استفاده از این مواد، ایران میتوانست با یک زنجیره از ۱۷۵ سانتریفیوژ پیشرفته، مواد لازم برای حدود ۱۰ بمب را تولید کند، با نرخ تقریبی یک بمب در هر ۲۵ روز
بعد از اینکه ایران عبور و مرور در تنگه هرمز را متوقف کرد و طرح پوششی آمریکا برای ضبط اورانیوم با غنای بالای ایران ، که به گفته ایران شکست خورد، مذاکرات جدید آمریکا و ایران در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، آغاز شد. موفقیت یا شکست این مذاکرات پیامدهای عظیمی برای صلح در خاورمیانه—و برای اشاعه هستهای در سطح جهان—خواهد داشت
سیاست ناسازگار عدم اشاعه. با وجود جنگ بر سر برنامه غنیسازی ایران، رئیسجمهور ترامپ بهطور متناقضی به کره جنوبی و عربستان سعودی اجازه داده است برنامههای غنیسازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت مصرفشده را توسعه دهند. «بازفرآوری» فرآیندی شیمیایی برای جداسازی پلوتونیوم—یکی دیگر از مواد مورد استفاده در سلاح هستهای—از سوخت مصرفشده است
همانگونه که گفته شد، هیچ توجیه اقتصادی برای برنامههای جدید ملی غنیسازی در مقیاس کوچک وجود ندارد. اگرچه در حال حاضر تقاضا برای خدمات غنیسازی افزایش یافته است، اما تأسیسات کوچک ملی همچنان رقابتی نیستند. پلوتونیوم بازیافتی نیز در مقیاس تجاری با سوخت اورانیوم کمغنیشده رقابتپذیر نیست
با این حال، ترامپ بدون مشورت لازم با کنگره، متعهد شده است که از تلاشهای کره جنوبی و عربستان برای دستیابی به این فناوریها حمایت کند. دلایل نگرانی روشن است: در کره جنوبی، ۷۶ درصد مردم از بازدارندگی هستهای حمایت میکنند. در عربستان نیز ولیعهد اعلام کرده اگر ایران به سلاح هستهای برسد، آنها نیز چنین خواهند کرد. ترامپ همچنین از مخالفت عربستان با پروتکل الحاقی آژانس حمایت کرده است
ترامپ این توافقات را در چارچوب رویکرد معاملاتی خود انجام داده است—رویکردی که در آن قواعد در صورت پرداخت کافی قابل نادیده گرفتن هستند
بیاعتنایی ترامپ به قواعد، نظم جهانی را در ابعاد مختلف به خطر انداخته است. با این حال، نمیتوان دفاع از رژیم عدم اشاعه را به آینده موکول کرد؛ در غیر این صورت، ممکن است خود را در جهانی مملو از قدرتهای هستهای بیابیم