Interviews, Interviews, Media

Mousavian: Washington needs to recognize that negotiations designed to force Iran’s surrender have neither worked in the past nor will they succeed in the future.

Wyoming Star News, Interview, April 24, 2026

Seyed Hossein Mousavian, a Visiting Research Collaborator with the Program on Science and Global Security at Princeton University and a former Iranian nuclear negotiator, offered a detailed diagnosis of the impasse:

“The negotiations are currently at a deadlock. The main reason is that both sides had agreed to a ceasefire followed by negotiations. Talks were held in Islamabad about 12 days ago. The first day of negotiations went well, and it was expected that a draft agreement would be finalized on the second day. However, the US delegation suddenly left Islamabad and immediately imposed a naval blockade on Iran. In response, Iran once again closed the Strait of Hormuz. Under international law, a naval blockade constitutes an act of war. Iran has stated that if the United States recommits to the ceasefire and lifts the naval blockade, it will reopen the Strait of Hormuz and return to negotiations. So far, Washington has not accepted these terms. As a result, Iran has continued to limit navigation in the Strait, which is why the situation remains at a deadlock.

The core problem is that US policy appears to be aimed at Iran’s capitulation. Washington needs to recognize that negotiations designed to force Iran’s surrender have neither worked in the past nor will they succeed in the future. Negotiations must be fair and mutually beneficial. Any viable agreement must allow both sides to save face, as each government needs to present the outcome as a success to its domestic audience.

While the agreement was in force, Iran fully complied with its commitments. The International Atomic Energy Agency had full oversight of Iran’s nuclear program, and in 16 reports over a period of three to four years, it consistently confirmed the peaceful nature of the program. During that time, Iran had no stockpile of highly enriched uranium. Iran also engaged in regional dialogue on Syria and Yemen with the United States, the EU, and the broader international community. When 16 US sailors accidentally entered Iranian territorial waters, direct communication between John Kerry and Mohammad Javad Zarif led to their release within 24 hours. President Trump could have built on this progress and pursued broader negotiations with Iran – what might be called a “JCPOA Plus” – to address regional issues rather than killing the deal.”

https://wyomingstarnews.org/2026/04/24/exclusive-operation-epstein-fury-part-11-a-neither-dead-nor-alive-ceasefire/

Interviews, پوشش رسانه ای, مصاحبه ها

موسویان در «الوطن» نقشه راه روابط ایران و آمریکا را ارائه می‌دهد

مصاحبه با الوطن مصر-23آوریل 2026

مسؤول سابق در «شورای عالی امنیت ملی ایران» نقشه راهی برای حل مناقشه میان واشنگتن و تهران ارائه می‌دهد

 
نویسنده: محمد عبدالعزیز
23
آوریل 2026

سید حسین موسویان، رئیس پیشین کمیته روابط خارجی در شورای عالی امنیت ملی ایران، دیپلمات سابق و استاد دانشگاه پرینستون، در گفت‌وگویی با «الوطن» تحلیلی گسترده از روابط ایران و آمریکا ارائه داد؛ تحلیلی که بیش از آنکه صرفاً پاسخ به پرسش‌های سیاسی باشد، تلاشی برای بازتعریف چارچوب کامل این مناقشه به نظر می‌رسد

از ابتدا، موسویان خطی میان گذشته و حال ترسیم می‌کند. به باور او، بحران دیگر صرفاً حول برنامه هسته‌ای نمی‌چرخد، بلکه به ساختاری گسترده‌تر از تنش‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل شده است. او تأکید می‌کند که تجربه چند دهه گذشته میان تهران و واشنگتن نشان داده است که همه توافق‌های جزئی و محدود پایدار نبوده‌اند و معمولاً تحت فشار تحولات منطقه‌ای یا تغییر دولت‌ها فروپاشیده‌اند. از این رو، او ایده‌ای متفاوت مطرح می‌کند: هر توافق آینده تنها زمانی موفق خواهد بود که ابتدا «تصویر نهایی» روابط دو کشور مشخص شود. به بیان او، بدون تصور روشن از شکل نهایی رابطه، هیچ توافق تدریجی یا جزئی معنا ندارد. او در این چارچوب به نوعی بازگشت تدریجی به وضعیت پیش از بحران گروگان‌گیری و پس از انقلاب 1979 اشاره می‌کند. او تأکید می‌کند این دیدگاه صرفاً نظری نیست، بلکه به یک «نقشه راه» پنج‌بندی منسجم تبدیل می‌شود که در گفت‌وگوی خود مطرح کرده است

نقشه راه روابط ایران و آمریکا را ارائه می‌دهد

سؤال: چگونه می‌توان به توافقی رسید که هم آمریکا و هم ایران را راضی کند؟

درس اصلی 47 سال گذشته این است که همه توافق‌های جزئی یا تک‌موضوعی میان واشنگتن و تهران شکست خورده‌اند. بنابراین دو کشور به یک توافق جامع نیاز دارند، نه یک توافق محدود دیگر. زیرا باید تصویر روشنی از وضعیت نهایی وجود داشته باشد. این وضعیت نهایی می‌تواند حرکت تدریجی به سمت عادی‌سازی روابط باشد، به‌گونه‌ای که روابط دو کشور به شرایط پس از انقلاب 1979 و پیش از بحران گروگان‌گیری بازگردد

سؤال: نقشه راه پیشنهادی چیست؟

به نظر من، این نقشه راه بر پنج اصل استوار است

  1. پرونده هسته‌ای: آمریکا می‌خواهد ایران در معاهده ان پی تی باقی بماند و سلاح هسته‌ای نسازد، چون استراتژی آمریکا، حفظ انحصار هسته‌ای اسرائیل در منطقه است. بنابراین، آمریکا باید حق ایران را طبق معاهده ان پی تی به رسمیت بشناسد که شامل حق غنی سازی است همان‌طور که برای کشورهایی مانند ژاپن، برزیل و آرژانتین قائل شده است. ایران نیز می‌تواند در اعمال این حق خویشتنداری نشان دهد، از جمله پذیرش غنی‌سازی صفر برای دوره‌ای مشخص، کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده به زیر 5 درصد برای مصارف صلح‌آمیز، و همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای رفع ابهامات فنی.
  2. بعد منطقه‌ای: احترام متقابل به منافع منطقه‌ای و پایان دادن به تنش‌های منطقه‌ای.
  3. تنش ایران و اسرائیل: « فیل در اتاق روابط ایران و آمریکا»، اسرائیل است. نیاز به میانجی‌گری آمریکا برای توقف تهدیدات متقابل نظامی و امنیتی بین اسرائیل و ایران وجود دارد.
  4. روابط ایران با متحدان عرب آمریکا: ایجاد چارچوبی برای همکاری و امنیت جمعی میان ایران و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که به امنیت و ثبات منطقه کمک کند.
  5. توافق جامع متوازن: توافق باید متوازن باشد و آبروی همه طرف‌ها را حفظ کند

جنگ‌ها و درگیری‌ها در منطقه به نفع اسرائیل تمام شده‌اند

سؤال: آیا اسرائیل به بازیگر مسلط منطقه تبدیل شده است؟

بسیاری از جنگ‌ها و بحران‌های چند دهه اخیر، از جمله جنگ عراق علیه ایران و کویت، جنگ‌های آمریکا در عراق و افغانستان، مداخله ناتو در لیبی، جنگ عربستان در یمن و بحران سوریه، در نهایت به نفع اسرائیل تمام شده‌اند و به تقویت موقعیت آن کمک کرده‌اند. این روند با راهبرد نتانیاهو در مورد “اسرائیل بزرگ” همسو بوده است. حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. با این حال، حملات موشکی و پهپادی ایران به اسرائیل آسیب قابل توجهی وارد کرد و بازدارندگی منطقه‌ای اسرائیل را تضعیف نمود

پیام ایران به کشورهای خلیج فارس

سئوال: پیام ایران به کشورهای منطقه چیست؟

پیام ایران به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس بیشتر به بازنگری در معماری امنیت منطقه‌ای مربوط است. آمریکا به‌تدریج در حال کاهش حضور نظامی خود در منطقه است تا بر رقابت‌های جهانی تمرکز کند. جنگ اخیر نشان داد که پایگاه‌های آمریکا در منطقه نتوانسته‌اند امنیت پایدار ایجاد کنند. نتیجه این است که امنیت منطقه باید بیشتر بر دوش کشورهای خود منطقه باشد، نه قدرت‌های خارجی. این موضوع با مدل مشابه در اروپا درباره ناتو مقایسه می‌شود. در کتابی که در سال 2020 منتشر کردم با عنوان «ساختار جدید امنیت، صلح و همکاری در خلیج فارس»، چارچوبی جامع برای این موضوع ارائه دادم. اگر این دیدگاه‌ها جدی گرفته می‌شد، شاید منطقه از صدها میلیارد دلار خسارت جلوگیری می‌کرد

تحریم‌ها و اقتصاد ایران

سئوال: تاثیر تحریمهای بر ایران چیست؟

تحریم‌های طولانی و فشار اقتصادی، تفکر راهبردی ایران را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. حتی پیش از جنگ‌های اخیر، ایران با مشکلات ساختاری اقتصادی مانند بیکاری، فقر و فساد مواجه بود. جنگ‌ها نیز صدها میلیارد دلار خسارت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کردند. این شرایط باعث شده بخشی از تصمیم‌گیران به این نتیجه برسند که ادامه این روند هزینه‌های فزاینده‌ای دارد. منتهی واقعیت این است که بدون توافق با آمریکا، تحریمها برطرف نخواهد شد و مشکلات اقتصادی تشدید خواهد شد. بنابراین رفع تحریم‌ها به اولویت راهبردی تبدیل شده است. منتهی توافق پایدار با واشنگتن، واقع‌بینانه‌ترین مسیر برای ثبات اقتصادی تلقی می‌شود

راه‌حل، توافق جامع است

سئوال: راه توافق پایدار با آمریکا چیست؟

تمام توافق‌های تک موردی میان ایران و آمریکا در 48 سال گذشته شکست خورده‌اند. بنابراین تنها راه، یک توافق جامع است که بطور مرحله‌ای اجراء شود که هدف نهایی آن عادی‌سازی تدریجی روابط و بازگرداندن آن به “وضعیت پس از 1979 و پیش از بحران گروگان‌گیری” باشد

برنامه هسته‌ای و بازدارندگی

سئوال: آیا حملات نظامی آمریکا، استراتژی هسته ای ایران را تغییر داده؟

خیر. منتهی در مقاله‌ای مشترک با پروفسور فرانک فون هیپل در مجله «دانشمندان اتمی» تأکید کردیم که بحران هسته‌ای ایران به سطحی بی‌سابقه رسیده است. تهدیدهای شدید آمریکا، از جمله تهدید به نابودی ایران، می‌تواند هر کشوری را به سمت ایجاد بازدارندگی هسته‌ای سوق دهد

تنگه هرمز و بازدارندگی ایران

سئوال: آیا ایران از تنگه هرمز بعنوان ایزار بازدارندگی استفاده میکند؟

حمله دوم آمریکا باعث شد ایران استفاده از تنگه هرمز را جدی‌تر بررسی کند. اثر این موضوع بر بازارهای جهانی نشان داد که ایران تاکنون صبور بوده و به‌طور کامل از این موضوع مهم بعنوان بازدارندگی استفاده نکرده  اما احتمالاً در آینده نقش مهمی در راهبرد امنیتی ایران خواهد داشت

مقاومت ایران و محاسبات جدید

سئوال: آیا حملات اخیر آمریکا، محاسبات ایران را تغییر داده؟

با وجود خسارات زیادی که آمریکا و اسرائیل به ایران زدند، اما آمریکا و اسرائیل در تحقق اهداف خود برای تغییر نظام ناکام بوده‌اند ضمن اینکه ایران نیز با پاسخ موشکی و پهپادی خود هزینه‌هایی بر طرف مقابل تحمیل کرده است. ایران توانسته در برابر دو موج حملات نظامی آمریکا مقاومت کند و این امر به افزایش اعتماد به نفس و تقویت موقعیت آن در مذاکرات آینده منجر شده است

https://www.elwatannews.com/news/details/8271490

Interviews, Interviews, Media

«موسويان» يطرح عبر «الوطن» خارطة طريقة للعلاقات الأمريكية الإيرانية

الخميس 23 أبريل 2026

قدم الرئيس الأسبق للجنة العلاقات الخارجية في المجلس الأعلى للأمن القومي الإيراني، والدبلوماسي السابق، والأكاديمي في جامعة برينستون، سيد حسين موسويان، قراءة موسعة للعلاقة بين إيران والولايات المتحدة، بدت أقرب إلى محاولة لإعادة تعريف الإطار الكامل للصراع، أكثر من كونها مجرد إجابات على أسئلة سياسية تقليدية، وذلك خلال حوار مع «الوطن»

منذ البداية، يضع «موسويان» خطًا فاصلًا بين الماضي والحاضر، الأزمة، كما يراها، لم تعد تدور حول البرنامج النووي وحده، بل تحولت إلى بنية أوسع من التوترات الأمنية والجيوسياسية المتشابكة

ويؤكد أن التجربة الممتدة بين طهران وواشنطن أثبتت شيئًا أساسيًا بالنسبة له، كل الاتفاقات الجزئية أو المحدودة لم تصمد، وغالبًا ما انهارت تحت ضغط الوقائع الإقليمية أو تغير الإدارات السياسية

من هنا، يطرح فكرة مختلفة جذريًا، تقوم على أن أي تسوية مستقبلية لا يمكن أن تنجح ما لم تبدأ بتحديد النقطة النهائية للعلاقة بين البلدين، وبصياغته، لا معنى للتدرج أو الاتفاقات الجزئية دون تصور واضح لشكل العلاقة النهائي، ويستعيد في هذا السياق فكرة العودة التدريجية إلى حالة ما قبل أزمة الرهائن وبعد الثورة الإيرانية 1979، باعتبارها مرجعية تاريخية يمكن البناء عليها كنقطة توازن

«موسويان» يطرح عبر «الوطن» خارطة طريقة للعلاقات الأمريكية الإيرانية

يؤكد أن هذا التصور لا يقف عند حدود النظرية، بل يتفرع إلى ما يشبه «خارطة طريق» من خمس نقاط مترابطة، طرحها «موسويان» خلال حديثه. وإلى نص الحوار

– كيف يمكن التوصل إلى اتفاق يرضي الولايات المتحدة وإيران؟

الدرس الأساسي من السنوات الـ47 الماضية هو أن جميع الاتفاقات الجزئية أو أحادية القضية بين واشنطن وطهران فشلت، تحتاج الولايات المتحدة وإيران إلى اتفاق شامل، وليس اتفاقًا محدودًا جديدًا، لأن الطرفين بحاجة إلى رؤية الحالة النهائية بوضوح، ويمكن أن يكون التحرك التدريجي نحو تطبيع العلاقات هو هذه الحالة النهائية، بحيث تعود العلاقات الثنائية إلى ما كانت عليه بعد الثورة الإيرانية 1979 وقبل أزمة الرهائن

– ما هي خارطة الطريق التي يمكن أن تعتمد عليها إيران والولايات المتحدة؟

من وجهة نظري، خارطة الطريق تعتمد على 5 مبادئ رئيسية، أولها الملف النووي، حيث تريد الولايات المتحدة أن تبقى إيران داخل معاهدة عدم انتشار الأسلحة النووية وألا تبني قنبلة نووية، في إطار استراتيجية تهدف إلى الحفاظ على الاحتكار النووي الإسرائيلي في الشرق الأوسط. لذلك ينبغي على الولايات المتحدة الاعتراف بحق إيران في التخصيب بموجب معاهدة عدم الانتشار، كما تفعل مع دول مثل اليابان والبرازيل والأرجنتين، وفي المقابل، يمكن لإيران أن تبدي ضبطًا للنفس في ممارسة هذا الحق، عبر قبول صفر تخصيب لفترة محددة، وتخفيف مخزونها من اليورانيوم عالي التخصيب إلى أقل من 5% بما يتوافق مع الاستخدامات المدنية، والتعاون مع الوكالة الدولية للطاقة الذرية لإزالة كل الغموض الفني

والمبدأ الثاني هو البعد الإقليمي، حيث الاحترام المتبادل للمصالح الإقليمية لكل طرف وإنهاء الصراعات الإقليمية، بينما الثالث هو التوترات بين إسرائيل وإيران، فالفيل الموجود في الغرفة في العلاقات الإيرانية الأمريكية هو إسرائيل، هناك حاجة إلى وساطة أمريكية لوقف التهديدات العسكرية والأمنية والوجودية المتبادلة

ورابع مبدأ هو العلاقات الإيرانية مع الحلفاء العرب للولايات المتحدة، فوجود إطار جماعي يضم إيران وشركاء الولايات المتحدة العرب في الخليج سيسهم في تحقيق الأمن والاستقرار في المنطقة، وأخيرًا، يجب أن يكون الاتفاق الشامل متوازنًا ويحفظ ماء وجه جميع الأطراف

الحروب والصراعات في المنطقة.. ساهمت في تعزيز نفوذ إسرائيل

– هل تعتقد أن إسرائيل أصبحت اللاعب الأكثر نفوذًا في المنطقة؟

الكثير من الحروب والصراعات التي شهدتها المنطقة خلال العقود الماضية، مثل الحرب العراقية الإيرانية، وغزو الكويت، والحروب الأمريكية في العراق وأفغانستان، وتدخل حلف شمال الأطلسي في ليبيا، وحرب السعودية في اليمن، والصراع في سوريا، صبت في النهاية في مصلحة إسرائيل وساعدتها على تعزيز نفوذها، كما وتدعم استراتيجيتها الخاصة بإسرائيل الكبرى، كما ينظر إلى الهجمات الأمريكية الإسرائيلية الأخيرة في هذا السياق، ومع ذلك، فإن الضربات الصاروخية والطائرات المسيّرة الإيرانية الانتقامية ضد إسرائيل ألحقت أضرارًا كبيرة وأضعفت الردع الإقليمي الإسرائيلي، وقلصت ما تعتبره إسرائيل هالة الحصانة وعدم القابلية للاختراق

– ما الرسالة التي تحاول إيران توجيهها إلى دول الخليج وسط هذه الحرب؟

تبدو رسالة إيران إلى الدول العربية في الخليج مرتبطة بإعادة تقييم أوسع للبنية الأمنية الإقليمية، أكثر من كونها مجرد رسالة مرتبطة بالحرب، فالولايات المتحدة لديها دوافع استراتيجية واقتصادية لتقليص وجودها العسكري تدريجيًا في الشرق الأوسط، وإنهاء عقود من الحروب المكلفة والمفتوحة، من أجل التركيز على المنافسين العالميين. وقدمت الحرب الأخيرة درسًا واضحًا، رغم انتشار القواعد الأمريكية في المنطقة، فإن هذه المنشآت لم تتمكن من ضمان أمن دائم للدول المضيفة، والاستنتاج هو أن أمن المنطقة يمكن تحقيقه بشكل أكثر استدامة عبر إطار إقليمي تتحمل فيه دول الخليج المسؤولية الأساسية عن استقرارها، بدلًا من الاعتماد على القوى الخارجية، وغالبًا ما تتم مقارنة هذا المنطق بالنقاشات الجارية في أوروبا حول مستقبل حلف شمال الأطلسي وتقاسم الأعباء داخل الأمن عبر الأطلسي

وفي عملي الخاص، بما في ذلك كتاب صدر عام 2020 بعنوان «هيكل جديد للأمن والسلام والتعاون في الخليج الفارسي»، عرضت إطارًا شاملًا وخريطة طريق وخطة عمل لهذا الصراع الإقليمي، ولو تم أخذ هذه الأفكار بجدية في وقت مبكر، ربما كانت المنطقة ستتجنب مئات المليارات من الدولارات من الخسائر التي لحقت بها منذ ذلك الحين

العقوبات والضغوط الاقتصادية.. وطريقة تفكير القيادة الإيرانية

– كيف أثرت العقوبات الممتدة والحرب الاقتصادية على تفكير القيادة الإيرانية؟

العقوبات الممتدة والضغوط الاقتصادية المستمرة شكلت بشكل كبير التفكير الاستراتيجي للقيادة الإيرانية، عبر تعميق التوتر بين الضرورة الاقتصادية والقدرة السياسية على الصمود، وحتى قبل الحربين الأخيرتين، كانت إيران تواجه تحديات اقتصادية هيكلية، تشمل البطالة المرتفعة، والفقر الواسع، والفساد، وضعف كفاءة الإدارة، ثم أضافت الحروب نفسها مئات المليارات من الدولارات من الأضرار المباشرة وغير المباشرة، ما زاد من القيود الاقتصادية والضغوط الداخلية

وعززت العقوبات الطويلة والحرب الاقتصادية القناعة لدى بعض دوائر القيادة بأن استمرار العزلة يحمل تكاليف متزايدة يصعب تحملها إلى ما لا نهاية، ومن دون تسوية تفاوضية مع الولايات المتحدة، هناك فهم متزايد بأن الصعوبات الاقتصادية الإيرانية قد تتفاقم أكثر، مع عواقب اجتماعية ومالية أشد، ولذلك أصبح رفع العقوبات أولوية استراتيجية مركزية، وفي هذا الإطار يُنظر إلى الاتفاق الدائم مع واشنطن باعتباره المسار الأكثر واقعية لتحقيق تخفيف اقتصادي حقيقي واستقرار

الحل في اتفاق شامل

– قلت من قبل أن الأزمة بين إيران والولايات المتحدة لم تعد مجرد أزمة نووية، بل أصبحت أزمة أمنية وجيوسياسية شاملة. ماذا تقصد بذلك؟

كل الاتفاقات الجزئية أو أحادية القضية بين واشنطن وطهران فشلت، لذا تحتاج الولايات المتحدة وإيران إلى اتفاق شامل، وليس اتفاقًا محدودًا آخر، على أن يتم تنفيذه تدريجيًا وعلى مراحل، لأن الطرفين بحاجة إلى رؤية الحالة النهائية بوضوح، ويجب أن تكون هذه الحالة النهائية هي تطبيع العلاقات، بما يشبه الوضع الذي كان قائمًا بعد ثورة 1979 وقبل أزمة الرهائن

– في مقالاتك الأخيرة، حذرت من أن الضغوط العسكرية الأمريكية والإسرائيلية قد تدفع إيران إلى مزيد من التشدد النووي. هل تعتقد أن إيران أصبحت أكثر إصرارًا على امتلاك سلاح نووي؟

في مقال مشترك مع البروفيسور فرانك فون هيبل في جامعة برينستون، نشرته مجلة علماء الذرة، كتبنا أن الأزمة الحالية حول البرنامج النووي الإيراني وصلت إلى مستوى استثنائي، وبلغت ذروتها بشكل صادم مع تهديد الرئيس دونالد ترامب في 7 أبريل بتدمير حضارة إيران إذا لم تستجب لمطالبه، وهو تهديد شبه صريح بشن هجوم نووي واسع على المدن الإيرانية، وأي دولة تواجه مثل هذا التهديد سترغب في امتلاك رادع نووي خاص بها

استخدام ورقة مضيق هرمز.. أهم أدوات الردع الإيراني

– هل فتحت الحرب أعين إيران على مضيق هرمز؟ وهل تغير الوضع في هرمز إلى الأبد؟

الهجوم الأمريكي الثاني دفع إيران إلى التفكير بجدية في استخدام ورقة مضيق هرمز، وأثر الإجراءات الإيرانية على الأسواق المالية وأسواق الطاقة العالمية دفع طهران إلى استنتاج أنها، حتى الآن، لم تستخدم بشكل كامل واحدة من أهم أدوات الردع لديها، ولذلك من المرجح أن تلعب هذه التجربة دورًا مهمًا في تشكيل سياسات إيران الأمنية والردعية في المستقبل

– كيف تقيّم فشل الولايات المتحدة في إسقاط النظام؟ وهل لعب صمود الشعب الإيراني دورًا في ذلك؟

رغم الأضرار التي تعرضت لها إيران، فإن النظام الحالي يعتقد أن الولايات المتحدة وإسرائيل فشلتا في تحقيق أهدافهما العسكرية المتمثلة في إسقاط إيران، وفي حين تعترف طهران بخسائر كبيرة، فإنها تشير أيضًا إلى ردها الخاص، عبر آلاف الصواريخ والطائرات المسيّرة التي استهدفت جميع القواعد الأمريكية في المنطقة وإسرائيل، باعتباره ألحق أضرارًا غير مسبوقة خلال العقود الأخيرة

وأحد الحقائق التي لا يمكن إنكارها هو أن إيران تمكنت من الصمود أمام جولتين من الهجمات العسكرية الأمريكية، التي نفذها أقوى جيش في التاريخ الحديث، والرد بطرق فرضت تكاليف وضغوطًا لم تختبرها الولايات المتحدة أو إسرائيل سابقًا في المنطقة، ومن هذا المنظور، بدلًا من إضعاف عزيمة النظام، فإن هذه الأحداث زادت من ثقته بنفسه وشعوره بامتلاك أوراق قوة على طاولة التفاوض

https://www.elwatannews.com/news/details/8271490

Interviews, Interviews, Media

US aggression risks pushing a cornered Iran towards a global shadow war

Interview with Mousavian-The Strait of Hormuz-April 22, 2026

“Despite deep mistrust towards the United States, Iran still engaged in negotiations in 2025 and 2026… However, in each case, the United States killed the diplomatic process and attacked Iran,” Mr Seyed Hossein Mousavian, Visiting Research Collaborator at Princeton University and former spokesman for Iran’s nuclear dossier, told The Straits Times.

“If diplomacy fails to provide security, Iran may invest in multiple deterrence options, including strengthening the Axis of Resistance,” he added, referring to Iran’s proxies across the Middle East.

“Some voices in Iran increasingly argue that the most effective deterrent would be a nuclear capability similar to that of North Korea,” Mr Mousavian, the former Iranian nuclear negotiator, noted.

Iran is estimated to possess 440kg of highly enriched uranium, and unless its nuclear programme is verifiably dismantled, the possibility of it developing nuclear weapons in the next few years remains a troubling prospect.

“In the absence of a reliable agreement with the United States, the recent wars have led many in Iran to conclude that international treaties like the Non-Proliferation Treaty and existing international rules may not adequately protect the country’s sovereignty and security,” Mr Mousavian told ST.

https://www.straitstimes.com/world/us-aggression-risks-pushing-a-cornered-iran-towards-a-global-shadow-war

Interviews, Interviews, Media

A realistic pathway to nuclear deal between the US and Iran

Mousavian interview with BBC News Channel-April 21, 2026

Q: What is Iran’s current thinking about the ceasefire and U.S.–Iran talks?
Mousavian: The United States carried out military attacks against Iran in 2025 and 2026 despite significant progress in negotiations on both occasions. As Pakistani officials indicated, during the most recent round of talks in Islamabad, meaningful progress had been achieved; however, Washington withdrew and imposed a naval blockade—which under international law is an act of war and a clear violation of the ceasefire. Iran’s hesitation reflects deep distrust of U.S. intentions rather than a decision to abandon diplomacy.

Q: The ceasefire is due to end on Wednesday. What comes next?
Mousavian: A viable path forward would require the United States to recognize Iran’s right to enrichment under the Nuclear Non-Proliferation Treaty, as it does for countries such as Japan, Brazil, Germany and Argentina. In return, Iran could exercise restraint by accepting zero enrichment for a defined period, reducing its stockpile of highly enriched uranium to below 5%—consistent with civilian use—and cooperating fully with the IAEA to resolve all outstanding technical issues.

Q: What will be the consequences if no deal is reached?
Mousavian: The consequences would mirror the outcomes of the two recent wars. Neither side is likely to achieve a decisive victory, as both are too strong to be defeated outright. Instead, Iran, the United States, and the broader region would all suffer significant damage. Energy prices would rise, global financial markets could face serious disruption, and the result would ultimately be a lose-lose outcome for all parties and the international community.

سوال. نگاه کنونی ایران به آتش‌بس و مذاکرات ایران و آمریکا چیست؟

موسویان: ایالات متحده در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، علیرغم پیشرفت‌های قابل توجه در مذاکرات، علیه ایران حملات نظامی انجام داد. همان‌طور که مقامات پاکستانی اشاره کرده‌اند، در آخرین دور گفت‌وگوها در اسلام‌آباد نیز پیشرفت‌های معناداری حاصل شده بود؛ اما واشنگتن از مذاکرات خارج شد و محاصره دریایی اعمال کرد—اقدامی که در حقوق بین‌الملل به‌عنوان عمل جنگی و نقض آشکار آتش‌بس تلقی می‌شود. تردید ایران ناشی از بی‌اعتمادی عمیق به نیت‌های آمریکا است، نه تمایل به ترک دیپلماسی

سئوال:  آتش‌بس قرار است روز چهارشنبه پایان یابد. گام بعدی چه خواهد بود؟
موسویان: مسیر قابل تحقق به جلو مستلزم آن است که ایالات متحده حق غنی‌سازی ایران را در چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای به رسمیت بشناسد، همان‌گونه که برای کشورهایی مانند ژاپن، برزیل و آرژانتین پذیرفته است. در مقابل، ایران می‌تواند با پذیرش غنی‌سازی صفر برای یک دوره مشخص، کاهش ذخایر اورانیوم با غنای بالا به زیر ۵ درصد—متناسب با مصارف صلح‌آمیز—و همکاری کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای رفع همه ابهامات فنی، خویشتنداری نشان دهد

سئوال:  اگر توافقی حاصل نشود، پیامدها چه خواهد بود؟
موسویان: پیامدها مشابه دو جنگ اخیر خواهد بود. هیچ‌یک از طرفین قادر به شکست کامل دیگری نخواهد بود، زیرا هر دو بسیار قدرتمند هستند. در عوض، ایران، آمریکا و کل منطقه متحمل خسارات جدی خواهند شد؛ قیمت انرژی افزایش می‌یابد، بازارهای مالی جهانی دچار اختلال می‌شوند و در نهایت نتیجه برای همه طرف‌ها و جامعه بین‌المللی یک وضعیت باخت-باخت خواهد بود

https://nam12.safelinks.protection.outlook.com/?url=https%3A%2F%2Fwetransfer.com%2Fpreviews%2F824a4be3e8105322c5638acc200e965320260422051326%2F5a7312e2e4abc954d43dbe199fd95f5320260422051357%2F1393fd%3FitemId%3Deb2de31290b65149f62d6146a66f9a3220260422051357&data=05%7C02%7Csmousavi%40princeton.edu%7C7ad652dd6cd648e6d51108dea06d272d%7C2ff601167431425db5af077d7791bda4%7C0%7C0%7C639124588175645342%7CUnknown%7CTWFpbGZsb3d8eyJFbXB0eU1hcGkiOnRydWUsIlYiOiIwLjAuMDAwMCIsIlAiOiJXaW4zMiIsIkFOIjoiTWFpbCIsIldUIjoyfQ%3D%3D%7C0%7C%7C%7C&sdata=Swqq19XhccN3GWem8o0AAtSZTAe8uwEvbfTcfj4auv4%3D&reserved=0

Articles, Publications

Foreign Affairs: America and Iran’s Long Road to Peace. A Grand Bargain Is Out of Reach, but a Comprehensive Deal Is Possible

Foreign Affairs, Seyed Hossein Mousavian, April 17, 2026

Summary of the 20-Point Proposal for a Comprehensive U.S.–Iran Agreement:

1. Use current direct talks as an opportunity to launch a path toward a comprehensive agreement and establish a sustainable mechanism for ongoing dialogue.

2. Move beyond deep-rooted mistrust by acknowledging historical realities on both sides.

3. End U.S. policies aimed at regime change or the use of force against Iran.

4. Shift the paradigm from confrontation to managing differences as a foundation for lasting peace.

5. Define a comprehensive framework addressing nuclear issues, the Strait of Hormuz, and other major concerns simultaneously.

6. Correct mutual misperceptions about the balance of power as a prerequisite for agreement.

7. Consolidate a ceasefire as an initial confidence-building measure.

8. Establish a shared objective: stable, non-confrontational relations.

9. Accept that neither side can defeat the other, making compromise essential.

10. Leverage mutual bargaining tools to achieve a balanced agreement.

11. Ensure mutual respect for each other’s regional interests and end regional confrontations.

12. Design a nuclear solution based on:

•U.S. recognition of Iran’s right to enrich uranium, with time-bound limitations (e.g., no enrichment for 10 years, followed by enrichment below 5%).

•Dilution of 60% enriched uranium, sealed and storage inside Iran under IAEA supervision.

•Creation of a regional joint enrichment consortium to ensure non-proliferation.

•A bilateral nuclear agreement ensuring Iran remains non-nuclear-weapon state while its rights are recognized without discrimination.

13. Expand cooperation to non-nuclear areas, especially security in the Strait of Hormuz.

14. Avoid escalatory policies like naval blockades and move toward maritime cooperation.

15. Establish a collective security mechanism among Persian Gulf states via a regional dialogue forum endorsed by the UN Security Council and managed by the UN Secretary-General.

16. Encourage a U.S. role in de-escalating Iran–Israel tensions and ending mutual military and existential threats.

17. Accept gradual normalization of U.S.–Iran relations instead of expecting a rapid, full agreement.

18. Initiate practical cooperation in areas of shared interest.

19. Restore relations to a status similar to the post-revolution period before the U.S. Embassy crisis.

20. Emphasize mutual flexibility as the key condition for achieving a comprehensive agreement.

https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-irans-long-road-peace

Articles, Publications, مقاله ها, نوشته ها

ارائه طرح جامع برای توافق ایران و آمریکا در مقاله فارین افرز: راه طولانی آمریکا و ایران به سوی صلح یک معامله بزرگ دور از دسترس اما یک توافق جامع ممکن است

سید حسین موسویان
۱۷ آوریل ۲۰۲۶

متن کامل مقاله فارین افرز

سید حسین موسویان از سال ۱۹۹۷تا ۲۰۰۵ریاست کمیته روابط خارجی شورای عالی امنیت ملی ایران را بر عهده داشت. او پژوهشگر همکار مدعو در دانشگاه پرینستون است و نویسنده کتاب «ایران و ایالات متحده: نگاهی از درون به گذشته شکست‌خورده و مسیر صلح» است

برای هر کسی که خواهان بهبود روابط ایران و آمریکا است، اکنون همزمان زمان امیدی بزرگ و ناامیدی عمیق است. از یک سو، هیئت‌های دو کشور آخر هفته گذشته برای نخستین بار در یک دهه گذشته به‌صورت حضوری با یکدیگر دیدار کردند و در طول شب مذاکره کردند به این امید که به یک توافق پایدار صلح دست یابند. رهبران هر یک از دو هیئت نه دیپلمات، بلکه سیاستمدارانی قدرتمند بودند — معاون رئیس‌جمهور آمریکا جی‌دی ونس و محمدباقر قالیباف رئیس مجلس ایران — که نشان می‌دهد دو کشور تا چه اندازه مذاکرات را جدی گرفته‌اند. اما از سوی دیگر، تنش‌ها میان دو کشور در نتیجه کارزار شش‌هفته‌ای بمباران آمریکا و اسرائیل در سطحی بسیار بالا قرار دارد. و با وجود تمام هیاهوی پیرامون آن، تازه‌ترین دور مذاکرات نتوانست به توافقی منجر شود

درک این موضوع دشوار نیست که چرا تهران و واشنگتن با وجود تمام انرژی‌ای که برای رسیدن به توافق صرف می‌کنند، در دستیابی به آن با مشکل روبه‌رو هستند. میان دو کشور به‌طور ضرب‌المثل «دریایی از خون» وجود دارد که مصالحه را به‌شدت دشوار می‌کند. این وضعیت عمدتاً نتیجه عملکرد واشنگتن است. در طول یک سال گذشته، ایالات متحده نه یک بار بلکه دو بار با ایران وارد جنگ شده است. این کشور رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای، ده‌ها فرمانده ارشد نظامی، و بیش از هزار غیرنظامی را کشته است. همچنین کمکی نمی‌کند که ایالات متحده و ایران هر دو بر مواضع حداکثری خود پافشاری کرده‌اند

اما با وجود بن‌بست کنونی در مذاکرات، آتش‌بس میان دو کشور همچنان برقرار است. قرار است گفت‌وگوها ادامه یابد، بنابراین دستیابی به یک توافق صلح همچنان ممکن است. با این حال، برای رسیدن به آن، تهران و واشنگتن باید رویکرد خود را نسبت به مذاکرات بازاندیشی کنند. آشکارترین مسئله این است که دو دولت باید درباره برنامه هسته‌ای ایران و آینده تنگه هرمز مصالحه کنند. آنها باید یک نظم منطقه‌ای همکاری‌محورتر ایجاد کنند. اما در سطحی گسترده‌تر، ایران و ایالات متحده باید خیال شکست کامل رقیب دیرینه خود را کنار بگذارند و درک کنند که باید به منافع یکدیگر احترام بگذارند. هر دو باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد. ادامه تظاهر به خلاف این واقعیت فقط بحران‌ها و درگیری‌های بیشتری را در حال و آینده به همراه خواهد آورد

واقعیت‌های ناخوشایند

تا اینجا، مسائل بازدارنده در مسیر توافق صلح ایران و آمریکا آشنا هستند. واشنگتن می‌خواهد تهران از اورانیوم غنی‌شده خود دست بکشد، توسعه بیشتر مواد هسته‌ای را متوقف کند، و کنترل تنگه هرمز را واگذار کند. جمهوری اسلامی از پذیرش هر یک از این اقدامات خودداری می‌کند. برای ایران، حق غنی‌سازی با مسائل حاکمیت، بازدارندگی، و غرور ملی گره خورده است. تهران این را عمیقاً تحقیرآمیز می‌داند که تنها عضو معاهده ان پی تی باشد که از حق قانونی غنی سازی محروم شود. در همین حال، تنگه یک دارایی راهبردی اساسی است. این گذرگاه به تسهیل تجارت ایران کمک می‌کند و همان‌گونه که این جنگ نشان داده، به ایران اهرم ژئوپلیتیکی می‌دهد

اما مذاکرات به دلایلی فراتر از اختلافات مشخص شکست خورد. این مذاکرات همچنین به دلیل برداشت‌های متفاوت از قدرت شکست خورد. ایران با احساسی از تاب‌آوری وارد مذاکرات شد. بالاخره، این کشور در برابر حمله مشترک آمریکا و اسرائیل که ترامپ ادعا کرده بود به فروپاشی نظام منجر خواهد شد، مقاومت کرده بود. با این حال، ایالات متحده نیز با این باور وارد میز مذاکره شد که دست بالا را دارد. اگرچه رهبران آمریکایی به خاطر پایداری و مقاومت تهران ناامید شده بودند، اما تصور می‌کردند خسارتی غیرقابل محاسبه به ساختار نظامی و امنیتی ایران وارد کرده‌اند. بنابراین فرض کردند که فشار مستمر و حداکثری می‌تواند ایران را وادار به امتیازدهی کند. هر دو برداشت، در بهترین حالت، بسیار ناقص هستند. اما با این وجود، همین برداشت‌ها شکستن بن‌بست را بسیار دشوار کرده است

با این حال، همین واقعیت که دو طرف در حال گفت‌وگو هستند، نشان می‌دهد که مسیری رو به جلو وجود دارد. و این مسیر باید با حفظ آتش‌بس آغاز شود، زیرا بازگشت به درگیری می‌تواند مذاکرات بلندمدت را از میان ببرد. آتش‌بس همچنین به ایجاد دست‌کم مقداری حسن نیت میان دو کشور کمک می‌کند: برای مثال، می‌تواند زمینه‌ساز اقدامات ملموس اعتمادساز شود، مانند کمک‌های بشردوستانه، کاهش بخشی از تحریم‌ها، یا ترتیبات فنی دریایی. برای نمونه، تهران و واشنگتن می‌توانند یک کریدور دریایی مشترک ایجاد کنند تا اطمینان حاصل شود که غذا، دارو، و سوخت به سواحل ایران می‌رسد. تهران همچنین می‌تواند اتباع خارجی زندانی را آزاد کند و به کارکنان صلیب سرخ اجازه ورود به کشور بدهد، اگر واشنگتن برخی تحریم‌ها را برای یک دوره موقت تعلیق کند

افزایش اعتماد نیز به نوبه خود به ایران و ایالات متحده کمک خواهد کرد که به یک توافق دائمی دست یابند — مشروط بر اینکه بتوانند رویکرد متفاوتی به مذاکرات اتخاذ کنند. تهران و واشنگتن به‌جای آنکه صرفاً بدون نتیجه بر سر خواسته‌های خود چانه‌زنی کنند، باید فرایند دیپلماتیک بعدی را با تصمیم‌گیری درباره یک هدف مشترک نهایی آغاز کنند: روابطی باثبات، غیرخصمانه، و در نهایت عادی‌سازی کامل روابط. به عبارت دیگر، مقام‌های ایرانی و آمریکایی باید در پی ایجاد مکانیزمی باشند که در آن بتوانند اختلافات خود را از طریق دیپلماسی مستقیم حل کنند و در موضوعات دارای منافع مشترک همکاری کنند. این درک با روشن ساختن این موضوع برای هر طرف که کدام خطوط قرمز اهمیت دارند و کدام ندارند، مصالحه را آسان‌تر خواهد کرد

هر دو کشور باید بپذیرند که طرف مقابل بیش از آن قدرتمند است که بتوان او را شکست داد

هر یک از دو طرف همچنین باید این فرض را کنار بگذارد که دست بالا را در اختیار دارد. اگرچه مقام‌های آمریکایی و ایرانی هر دو در دو هفته گذشته اعلامیه‌های گسترده‌ای درباره پیروزی صادر کرده‌اند، حقیقت این است که هم واشنگتن و هم تهران کارت‌های قدرتمندی در اختیار دارند که در صورت ازسرگیری درگیری می‌توانند از آنها استفاده کنند. ایران کشوری بزرگ و کوهستانی است که ۹۰ میلیون نفر جمعیت دارد و مردمانی که هزاران سال تاریخ مشترک دارند در آن زندگی می‌کنند. این کشور می‌تواند حتی در برابر یک تلاش مستمر آمریکا برای تغییر نظام نیز دوام بیاورد. اما ایالات متحده قدرتمندترین و مجهزترین ارتش جهان را در اختیار دارد و می‌تواند به اعمال تحریم‌های سخت و دیگر انواع فشار ادامه دهد. بنابراین می‌تواند همچنان رهبری ایران را هدف قرار دهد و آسیب بزرگی به غیرنظامیان وارد کند

هنگامی که این واقعیت‌ها پذیرفته شود، تهران و واشنگتن شاید سرانجام حاضر شوند درباره اهداف اصلی خود مصالحه کنند. این امر از مهم‌ترین نقطه اختلاف آغاز می‌شود: برنامه هسته‌ای ایران. چندین توافق عملی وجود دارد که دو طرف می‌توانند به آن دست یابند، به شرط آنکه ایالات متحده از خواسته خود مبنی بر کنار گذاشتن کامل غنی‌سازی از سوی تهران صرف‌نظر کند. برای مثال، واشنگتن می‌تواند حق ایران برای غنی‌سازی در چارچوب معاهده ان پی تی را به رسمیت بشناسد، در ازای تعهدی الزام‌آور از سوی تهران مبنی بر اینکه این حق را برای یک دوره زمانی مشخص اعمال نکند، به‌عنوان راهی برای افزایش اعتماد میان دو طرف. به نظر می‌رسد هر دو کشور نسبت به چنین ترتیبی گشوده هستند. بنا بر گزارش‌های واشنگتن پست و نیویورک تایمز، ایالات متحده خواستار تعلیق ۲۰ ساله غنی‌سازی شده، در حالی که ایران پنج سال را پیشنهاد کرده است. دو طرف ممکن است در میانه راه، شاید بر سر ده سال، به توافق برسند. ایران همزمان متعهد خواهد شد که هنگامی که غنی‌سازی را از سر بگیرد، از سطح ۳.۶۷ درصد فراتر نرود — سطحی بسیار پایین‌تر از آستانه لازم برای سلاح هسته‌ای، اما به اندازه کافی بالا برای کمک به تأمین نیازهای انرژی کشور. تهران همچنین باید نظارت‌های گسترده آژانسبین المللی انرژی اتمی را بپذیرد. ایران ۴۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ۶۰ درصدی موجود را حفظ خواهد کرد، اما متعهد می‌شود کل این ذخیره را به ۳.۶۷ درصد رقیق کند، آن را مهر و موم کند، و در داخل ایران تحت نگهداری و نظارت مستمر آژانس نگه دارد

تهران همچنین ممکن است با ایجاد یک کنسرسیوم منطقه‌ای غنی‌سازی با کشورهای عرب همسایه موافقت کند. این ترتیبات که بر اساس کنسرسیوم اروپایی غنی‌سازی اورانیوم با روش انتشار گازی، یا  کنسرسیوم اروپا بنام یورودیف، الگوبرداری شده است، فعالیت‌های حساس چرخه سوخت را توزیع و به‌طور مشترک مدیریت خواهد کرد. بنابراین، این طرح نه تنها نگرانی‌های اشاعه درباره ایران، بلکه درباره کشورهای همسایه را نیز برطرف خواهد کرد. (برای مثال، عربستان سعودی خواهان تأسیسات غنی‌سازی است.) مصر، ترکیه، و حتی ایالات متحده و دیگر اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل نیز می‌توانند به آن بپیوندند و تضمین‌های حتی قوی‌تری فراهم کنند که خاورمیانه برای همیشه منطقه‌ای عاری از سلاح هسته‌ای باقی بماند. این اقدامات می‌تواند در قالب یک توافق هسته‌ای موازی میان واشنگتن و تهران تثبیت شود که در آن ایران بار دیگر وضعیت خود را به‌عنوان کشوری غیرهسته‌ای تأیید کند و ایالات متحده به‌طور رسمی از حق تهران برای فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز حمایت کند

صلح گام‌به‌گام

حل‌وفصل تنش‌های هسته‌ای بخش عمده مسیر توافق میان ایران و ایالات متحده را هموار خواهد کرد. اما دو کشور همچنین باید سایر اختلافات، از جمله بر سر تنگه هرمز، را حل کنند. از این رو تأسف‌آور است که واشنگتن تصمیم گرفته این آبراه و در واقع تمام رفت‌وآمد دریایی به بنادر اقیانوسی ایران و از آن را محاصره کند. این تصمیم جمهوری اسلامی را منزوی نخواهد کرد، زیرا ایران می‌تواند تجارت خود را از طریق دریای خزر و شبکه‌های زمینی از راه کشورهای همسایه تغییر مسیر دهد. اما این اقدام بی‌اعتمادی را عمیق‌تر خواهد کرد و مواضع تندروانه را تقویت خواهد کرد. در واقع، این اقدام خطر گسترش درگیری را در پی دارد. برای مثال، ممکن است نیروهای حوثی مورد حمایت ایران در یمن را به مختل کردن کشتیرانی در تنگه باب‌المندب سوق دهد، که تجارت جهانی بیشتری را مختل خواهد کرد. این وضعیت می‌تواند تنش‌های آمریکا با چین و هند را، که هر دو واردکنندگان عمده نفت ایران هستند، تشدید کند. این محاصره همچنین می‌تواند ایران را بار دیگر به بستن کامل تنگه هرمز سوق دهد و قیمت انرژی را به‌شدت افزایش دهد

برای جلوگیری از چنین فاجعه‌ای، هم ایران و هم ایالات متحده باید متعهد به آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، مطابق با کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاهای سازمان ملل، شوند. اما حل‌وفصل تنش‌ها بر سر این آبراه احتمالاً مستلزم مشارکت هر هشت کشور حوزه خلیج فارس خواهد بود. برای ایجاد چارچوبی برای امنیت جمعی و همکاری در خلیج فارس، شورای امنیت سازمان ملل می‌تواند دبیرکل این سازمان را موظف کند یک مجمع گفتگوی دائمی — شامل یک کارگروه امنیت دریایی — تشکیل دهد که در آن این کشورها و پنج عضو دائم شورای امنیت بتوانند اختلافات را بررسی و حل‌وفصل کنند. جنگ با ایران ممکن است یک موضوع دوجانبه تلقی شود، اما به‌طور جدی کشورهای عرب را نیز درگیر می‌کند

این مسئله همچنین اسرائیل را در بر می‌گیرد، و ایجاد صلح میان ایران و آن کشور بسیار دشوارتر خواهد بود. اما ایالات متحده به اندازه کافی بر اسرائیل نفوذ دارد که فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده آن را مهار کند. اگر ایران و ایالات متحده متعهد شوند به منافع یکدیگر احترام بگذارند و به رویارویی‌های نیابتی پایان دهند، میانجیگری آمریکا می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در کاهش تنش میان اسرائیل و ایران ایفا کند، از طریق کمک به دو طرف برای فاصله گرفتن از تهدیدهای متقابل امنیتی، نظامی، و وجودی و حرکت به سوی قواعد توافق‌شده برای خویشتنداری و مدیریت درگیری

همچنین بعید است که مذاکرات به عادی‌سازی کامل روابط میان واشنگتن و تهران منجر شود — دست‌کم در کوتاه‌مدت. این دو دولت برای مدت بسیار طولانی در تقابل با یکدیگر بوده‌اند که ناگهان بتوانند مسیر خود را تغییر دهند. دهه‌ها بی‌اعتمادی، رویارویی نظامی، و تحریم‌ها سطحی از خصومت ایجاد کرده است که به آسانی قابل بازگشت نیست. به بیان دیگر، دریای خون برای آشتی فوری بیش از حد عمیق است

این به آن معنا نیست که رویارویی ایران و آمریکا باید ادامه یابد. در واقع، نباید چنین شود. دو کشور منافع مهمی مشترک دارند — ثبات منطقه‌ای، امنیت دریایی، مبارزه با تروریسم، و عدم اشاعه — که از زمان انقلاب اسلامی به‌ندرت، یا هرگز، آنها را از طریق همکاری دنبال نکرده‌اند. با برنامه‌ریزی دقیق و امتیازدهی متقابل، دو کشور می‌توانند آغاز به انجام این کار کنند

روابط دو کشور نمی‌تواند به دوران شاه بازگردند، زمانی که ایران متحد نزدیک آمریکا بود. اما می‌توانند به وضعیتی بازگردند که پس از انقلاب ۱۹۷۹ و قبل از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران وجود داشت. در آن زمان روابط پرتنش و خصمانه بود اما همچنان برای مقداری همکاری کارآمد باقی مانده بود، تا زمانی که گروگان‌گیری دیپلمات‌های آمریکایی در تهران در اواخر همان سال رخ داد. تعامل محتاطانه حتی می‌تواند در سال‌های آینده فضای لازم را برای عادی‌سازی کامل‌تر فراهم کند. دست‌کم، این روند به مقام‌های آمریکایی و ایرانی کمک خواهد کرد که به‌جای اتکا به صف بی‌پایان میانجیگران طرف ثالث، مستقیماً مذاکره کنند

اما برای رسیدن به این پایان نسبتاً خوش، هم تهران و هم واشنگتن باید انعطاف‌پذیرتر باشند. مذاکرات آخر هفته گذشته در اسلام‌آباد شکست خورد زیرا هر طرف به خواسته‌های سخت‌گیرانه خود چسبید، به‌جای آنکه امتیازهای سنجیده بدهد. هیچ‌یک از دو طرف نمی‌خواست طرف مقابل به پیروزی آشکاری دست یابد. در دور بعدی مذاکرات، آنها باید انتظارات خود را بازتنظیم کنند، موفقیت را از نو تعریف کنند، و آماده مصالحه باشند. اگر نتوانند، نتیجه بازگشت به رویارویی خواهد بود — با پیامدهایی که هیچ‌یک از دو طرف قادر به کنترل یا پیش‌بینی آن نخواهند بود

https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-irans-long-road-peace

Interviews, Interviews, Media

Iran Talks: On the Brink | Trump says Iran war is almost done, but is it?

Interview-CTGN with Mousavian-April 15, 2026

Welcome to another edition of PointCast with me, Liu Xin, coming to you from Beijing.

My guest today is a visiting research collaborator at Princeton University and former Iranian nuclear negotiator, Seyed Hossein Mousavian. He joins us from Princeton in the United States. We will discuss the recent U.S.–Iran talks in Islamabad, Pakistan, and what may come next.

Mr. Mousavian, welcome to PointCast.

Thank you for having me.

The latest news suggests that the talks ended without a positive outcome. Some even say they collapsed. What is your assessment of what happened in Islamabad after 21 hours of negotiations? Do you expect talks to resume?

I believe no one realistically expected a final agreement after 40 days of war and 48 years of hostility. However, there were important positive developments. For the first time in nearly five decades, Iran and the United States held direct negotiations at the highest level—higher even than during the Obama administration.

Another significant point is that both sides brought large expert teams covering security, political, legal, and economic issues. For the first time, these experts had the opportunity to engage directly and discuss mutual concerns and grievances.

Trust between the two sides remains extremely low. Why, then, did both Washington and Tehran send such high-level delegations?

First, mistrust is mutual and longstanding. Despite this, Iran has consistently demonstrated willingness to engage in diplomacy—whether direct or indirect. Over the past three decades, Iran has never abandoned negotiations.

This time, however, the context is different. The initial assumption behind the 2025 U.S.–Israeli attack was that Iran would collapse within days. That did not happen. Iran resisted for 12 days and imposed significant pressure on Israel, prompting a ceasefire.

A similar miscalculation occurred in 2026. Negotiations were making progress in Europe and a deal was within reach, but again, military action disrupted diplomacy. The war lasted 38 days, causing massive destruction, including thousands of casualties and widespread damage to civilian infrastructure.

At the same time, Iran demonstrated its capacity to retaliate, including strikes on U.S. military bases and large-scale missile and drone attacks against Israel. This created a broader regional crisis, including an energy shock, ultimately pushing Washington back toward negotiations.

Another noteworthy development in Islamabad was that, despite mutual terrorist designations, senior officials from U.S. Central Command and Iran’s IRGC engaged in direct discussions. This was unprecedented and significant.

Although no final agreement was reached, the door to diplomacy remains open, and further talks are likely.

What gives Iran confidence that any future agreement would be reliable?

The core issue is whether the United States is willing to pursue a deal based on international law. The central framework should be the NPT, which balances rights and obligations.

Iran’s obligations are clear: no nuclear weapons and remaining a non-nuclear-weapon state. In return, Iran has the right to peaceful nuclear technology, including enrichment, without discrimination under Article IV of the NPT.

A viable agreement must include maximum transparency, full IAEA oversight, and, in return, recognition of Iran’s nuclear rights—similar to other NPT members like Japan, Brazil, and Germany.

This was essentially the basis of the 2015 JCPOA, which functioned successfully until the United States withdrew.

Looking ahead, a “JCPOA Plus” framework could include a regional enrichment consortium involving Middle Eastern countries and international partners under IAEA supervision. This would reduce proliferation risks and create a sustainable solution.

At the same time, double standards must end. Israel remains outside the NPT with nuclear weapons and faces no restrictions, while pressure is placed on Iran, which is an NPT member without nuclear weapons.

Do you believe the United States is willing to pursue such a framework?

The U.S. demand for zero enrichment reflects Israeli policy more than an independent American position. This issue extends beyond Iran’s nuclear program and relates to broader regional strategies.

Unless there is a shift toward respecting international law and addressing core regional conflicts—especially the Palestinian issue—lasting stability will remain elusive.

Another major issue is the Strait of Hormuz. Historically, it has remained open, even during conflicts. However, recent tensions have led Iran to reconsider its position due to perceived existential threats.

Under international law, the strait must remain open to navigation. Iran has indicated it would return to full compliance if a broader agreement is reached that removes these threats.

In Islamabad, both sides presented maximalist proposals—a U.S. 15-point plan and an Iranian 10-point plan. Progress was made by negotiating both frameworks simultaneously, but key disagreements remain, particularly on nuclear issues and the Strait of Hormuz.

A deal will require flexibility from both sides. Insisting on maximal demands will only prolong conflict.

Do you expect negotiations to resume?

If decisions are made independently by Iran and the United States, yes. However, external pressures—particularly from Israel—could complicate the process.

Ultimately, the United States must decide whether it seeks continued confrontation or a path toward normalization and cooperation with Iran.

You were recently criticized after an interview with CNN. What happened?

This is not unusual. Advocating peace between Iran and the United States often leads to accusations from hardliners on both sides. In the U.S., one may be labeled sympathetic to Iran; in Iran, one may be accused of being aligned with the U.S.

This reflects a broader reality: there are powerful groups in both countries that oppose reconciliation.

Why does Iran continue to pursue diplomacy despite these challenges?

Because diplomacy has been a consistent strategy. Iran keeps the door open, even amid deep mistrust. However, after two wars, trust has declined significantly, and there is concern that negotiations could again be used as a prelude to military action.

Finally, what should the global audience understand about Iran today?

Iranians feel they have repeatedly been deceived and targeted. This has strengthened their resolve to defend their independence and sovereignty.

At the same time, this crisis is not just regional—it has global implications. It requires greater involvement from major international actors, particularly permanent members of the UN Security Council, to help mediate and stabilize the situation.

https://youtu.be/p_a6J_ZFEYI?si=hayQeuUZP8bIwDvx

Interviews, Interviews, Media

“Exclusive: Former U.S. Envoy & Iranian Nuclear Negotiator Discuss Ceasefire Talks, How War Could End”,

Interview with Mousavian and Malley, Democracy Now TV, April 14, 2026

After the first round of ceasefire negotiations in Pakistan collapsed over the weekend, we speak to two former nuclear negotiators about prospects for ending the ongoing U.S.-Israeli war on Iran, including what another nuclear deal might look like. Robert Malley, a U.S. negotiator for the 2015 nuclear deal (which President Trump withdrew from in his first term), says Trump’s “mercurial” behavior makes it difficult to predict his objectives and the course of any future talks. “Iran was in full compliance with the JCPOA” and was blindsided by the U.S.’s decision to pull out of the deal, says Seyed Hossein Mousavian, who served as spokesperson for Iran’s nuclear negotiation team from 2003 to 2005. Now its leaders “don’t know whether the U.S. is really for diplomacy or not.”

https://www.democracynow.org/2026/4/14/iran_blockade

Interviews, Interviews, Media

‘US blockade of Hormuz would be a ‘strategic mistake’, warns former Iranian nuclear negotiator’,

Interview with Mousavian, Aljazeera English, April 12, 2026

Seyed Hossein Mousavian, a former Iranian nuclear negotiator, says a US Navy blockade of the Strait of Hormuz would be a strategic mistake. Amid escalating tensions, he urges diplomacy to resolve conflicts over the Strait and nuclear enrichment.

https://www.youtube.com/watch?v=WHJJGtw39TE